برای یک ایران آزاد

سیاست «نه جنگ نه مذاکره» به کجا ختم میشود؟ گفتگو با مجید حریری

0

نه جنگ نه مذاکره؛ بحثی است که این روزها دررسانه ها به آن پرداخته میشود.مذاکره زمانی بیشتر مورد توجه قرارگرفت که رئیس جمهور آمریکا دونالدترامپ برمذاکره تاکید کرد .این سئوال دراذهان بوجودآمد که بالاخره ؛ تنش وتضاد بین رژیم وآمریکا به کجا ختم میشود.ضمن اینکه احتمال جنگ هم فعال نگهداشته شده است .

آقای مجید حریری طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

مجید حریری : همانطور که میدانید تحریم پتروشیمی رژیم خواسته دیرینه مقاومت ایران بوده و همانطور که روز گذشته آقای محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت گفتند در دست بیت خامنه‌ای و تأمین مالی سپاه و وزارت اطلاعات هست و باید تحریم بشود که بعد از سالیان این خواسته محقق شده است، پیروزی مهمی در مسیر سرنگونی رژیم خمینی محسوب می‌شود، و اگر بخاطر داشته باشید حدود یکسال پیش بود که ما یک مصاحبه در همین تلویزیون ایران آزاد داشتیم که ابعاد وابستگی پتروشیمی با تروریزم را صحبت کردیم، و این خواسته الان محقق شده است.

مجید حریری : در گذشته شورای ملی مقاومت ابعاد آن را باز کرده و صنعت پتروشیمی در دوران خمینی گسترش پیدا کرده است یعنی در پایان دوره شاه و شروع دیکتاتوری مذهبی صنعت پتروشیمی گسترش پیدا کرد بخاطر همین ارگانهای دیکتاتوری آخوندی دست بر روی پتروشیمی گذاشتند و اگرخاطرتان باشد در اولین قدم فلاحیان گفت خامنه‌ای گفته درآمد نفت ۱۶ میلیارد بوده و مشابه همین هم ما بدنبال پتروشیمی رفتیم، و همانجا هم توضیح دادیم که این چه ارتباطی می‌تواند باشد که وزارت اطلاعات می‌آید و از پتروشیمی می‌گوید، در حالیکه اسنادی که بعداً منتشر شد مشخص شد تمامی تأمین عملیاتهای تروریستی از طریق پتروشیمی و از طریق وزارت اطلاعات تأمین می‌شده است، در سالهای اخیر بخصوص بعد از سال ۸۴ دیکتاتوری آخوندی در پوش خصوصی سازی؛  صنعت پتروشیمی را ملی اعلام کرد و قبلاً هم که کل صنعت پتروشیمی دراختیار ولی فقیه و وزرات اطلاعات بود و بطور کامل در کنترل سپاه پاسداران و ولی فقیه قرار گرفت.

بنابراین پتروشیمی در پایه تامین مالی تروریزم هست، البته اجازه بدهید که ابعاد مسئله را هم توضیح بدهم آنچه را که وزارت خزانه‌داری امریکا اعلام کرده و بعد هم وزیرخارجه آقای پمپئو اعلام کردند در متنش ابعاد این موضوع بخوبی بیان شده است

در بخشی از اطلاعیه خزانه‌داری آمده است که دفتر کنترل دارائیهای خارجی علاوه بر شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس شبکه وسیع ۳۹ شرکت شعبات و نمایندگیهای فروش مستقر در خارج کشور صنایع پتروشیمی را لیست گذاری می‌کند، شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و گروه شرکتهای پتروشیمی و شعبات آن ۴۹ درصد ظرفیت تولید کل پتروشیمی ایران را در دست دارند. برای اینکه همین مقداری روشن بشود درآمدی که رژیم یعنی صنایع پتروشیمی خلیج‌فارس که یک هولدینگی هست که ۳۹ شرکت را پوشش می‌دهد درآمد سال ۹۶ آن حدود ۱۰ میلیارد دلار اعلام کردند و با توجه به اینکه گفته شده ۵۰ درصد کل پتروشیمی که فروخته می‌شود که سال ۹۷ درآمد ارزی که از طریق پتروشیمی دست رژیم بود حدود ۱۴ میلیارد است و ۵۰ درصد آن ۷ میلیارد می‌شود، بنابراین می‌خواهم ابعاد ضربه‌ای که به رژیم در بحث پتروشیمی وارد شده را مقداری توضیح بدهم که این بخش آر پتروشیمی که تحریم شده درآمد ارزی آن حدود ۷ میلیارد دلار بوده است، و این دست رژیم را از منبع بزرگی از تروریزم و جنگ‌افروزی کوتاه کرده است.

درآمد ناخالص آن۱۰ میلیارد است چون صنعت پتروشیمی بخشی از آن برمیگردد به فروش داخلی که حدود یک سوم درآمد آن فروش داخلی است و دوسوم آن در فروش خارجی است، عدد ۱۰ میلیارد بخشی از آن برمیگردد به فروش داخلی بنابراین ضربه‌ای که از تحریم وارد شده ابعادش حدود ۱۰ میلیارد دلار از درآمد رژیم هست که ضربه مهمی حساب می‌شود، باز برای اینکه ابعاد موضوع روشن بشود در بخشی از بیانیه مطبوعاتی وزیرخارجه امریکا آمده است.

هدف فشار اقتصادی حداکثر ما محروم کردن رژیم ایران از منابع مالی است که برای استمرار بخشیدن به سیاست خارجی توسعه‌طلبانه خود نیاز دارد، ایران باید تهدیدات و افزایش تنش هسته‌ای خود را پایان دهد، آزمایش موشکهای بالستیکی پیشرفته را متوقف کند، از حمایت نیروهای نیابتی تروریست دست بردارد،  بازداشت خودسرانه شهروندان خارجی را متوقف کند، بنابراین در پاسخ به سؤال درآمد پتروشیمی که کجا می‌رود، درآمد برای تروریسم و همین مصارفی که گفته شد و برای جنگ‌افروزی در منطقه، برای بمب‌سازی اتمی، برای موشک‌پرانی و کارهای که گروه‌های نیابتی در منطقه انجام می‌دهند.

مجید حریری : برای اینکه اهمیت این ضربه خوب بیان بشود، بهتر است به واکنش امروز صبح سخنگوی رژیم که در مقابل این تحریم نشان داد اشاره کنم، سخنگو با اشاره به تحریم شرکتهای پتروشیمی گفت: تنها یک هفته صبر نیاز بود تا به پوچ بودن ادعای رئیس‌جمهوری امریکا برای مذاکره با ایران ثابت شود، به گفته ایرنا عباس موسوی سخنگوی رژیم در واکنش به اقدام تازه وزارت خزانه‌داری امریکا در تحریم شرکتهای پتروشیمی ایران این اقدام امریکا را محکوم کرد و آن را مصداق تروریسم اقتصادی و در ادامه مستمر خصومتهای کاخ سفید علیه ملت ایران دانست. که سیاستش همانطور که در بیانیه وزارتخارجه هم آمده بود اینکه رژیم ازتروریزم و جنگ و بهم ریختن منطقه دست بردارد، و این اقدام عملی نشان داد که اگر بحث مذاکره‌آی هم می‌شود در ادامه این سیاست است و این موضعگیری وزارتخارجه رژیم هم موضوع را بخوبی گویا می‌کند.

اما نقش مقاومت ایران در تحریم پتروشیمی چه بوده، اگر یادتان باشد سال گذشته گزارش مفصل سر افشاگری دزدیهای سپاه در صنعت پتروشیمی انجام می‌دهد که ابعاد دزدیها و شرکتهای که در آن شرکت داشتند و نحوه دور زدن تحریمها مقاومت ایران گزارش مفصلی منتشر کرد،از جمله در رسانه‌های عربی روزنامه الوطن گزارش را کامل و مشروع در دو صفحه زد، اسم شرکتهای که وابسته به بیت خامنه‌ای هستند، شرکت‌های که وابسته به سپاه هستند، آنجا همه به جزئیات افشا شد، یعنی نقش موثری مقاومت ایران در قطع دست رژیم از صنعت پتروشیمی داشته است، و همانطور که آقای محمد محدثین گفتند تمام درآمد این صنعت به جیب رژیم و تروریزم و جنگ‌افروزی‌ش می‌رسیده و ذره‌ای از این درآمد صرف مسائل مردم و صرف نیازها و مشکلات مردم ایران نمی‌شده است، من فکر می‌کنم در موضعگیری مقامات رژیم هم همین پدیده که رژیم از طریق صنعت پتروشیمی تحریمها را دور میزند، پولشویی می‌کند مقاماتشان این را به صراحت اعتراف کردند، بنابراین این ضربه دست رژیم را از یک منبع اصلی مالی در تروریزم در جنگ‌افروزی و در سرکوب در داخل ایران کوتاه کرد.

مجید حریری : برای اینکه این موضوع را بهتر بررسی کینم اجازه بدهید من آن را دو قسمت کنم، یکی بلحاظ خطی و دراز مدت است،  .در این پروسه چه اتفاقی در آن افتاده است، و یکی هم بررسی آن بصورت تاکتیکی کوتاه مدت است .

فکر می‌کنم در یک بررسی جامع پرداختن به این دو بخش تصویر روشنی از تنش بین رژیم و جامعه بین‌المللی و دولت امریکا به دست می‌دهد، مسیر کلی را اگر بخواهیم بررسی کنیم در ظرف دو سال گذشته بین رژیم دیکتاتوری آخوندی چی گذشته است، سه ضربه پایه‌ای و اصلی وجود داشت.

قدم اول در اردیبهشت سال ۹۷( یکسال قبل) دولت امریکا از برجام خارج شد و چنانچه روحانی گفت تصمیم دولت امریکا ناشی از قیام دی ماه بود، یعنی قیام دی ماه منجر به این شد که دولت امریکا تصمیم نهایی‌ش را گرفت و از برجام خارج شد، ( این ضربه اول).

در فروردین سال ۹۸ (امسال) سپاه در لیست تروریستی وزارتخارجه امریکا قرار گرفت البته سپاه در لیست وزارت خزانه‌داری امریکا بود ولی در لیست وزارتخارجه قرار گرفت ابعاد جامع‌تر و فشار بالاتری را بر روی کل رژیم وارد کرد بطوری که خیلی از کارشناسان سیاسی این را در لیست قرار گرفتن تمامیت رژیم ارزیابی کردند، (، این هم ضربه دوم).

در ۱۱ اردیبهشت سال ۹۸ امریکا عدم معافیت نفتی کشورها در خرید نفت را لغو کرد و در روز گذشته ۱۷ خرداد خرید بخش مهمی از پتروشیمی هم تحریم شد. این مسیر کلی که طی شده یعنی سیاست امریکا فشار برای قطع منابع مالی تروریزم رژیم بوده که با این روندی که توضیح دادم بررسی کلی بود.

اما اگر بلحاظ وقایع روز و تاکتیکی بخواهیم بررسی کنیم در این دو ماه اخیر تحولات زیادی بوده که من بطور مختصر به آنان اشاره می‌کنم، ولی این تحولات مقطعی را باید در بستر آن تحولات کلی نگاه کرد که بشود ارزیابی درستی از شرائط سیاسی بدست آورد.

تحولات مقطعی از ۱۹ فروردین اگر بررسی کنیم بدنبال آن معافیت نفتی متوقف شد تا اواخر اردیبهشت که اخبار تنش جنگ بالا گرفت بویژه بعد از انفجار ۴ کشتی در بندر فجیره امارات و عملیات حوثی‌ها علیه عربستان (یعنی زدن خط لوله‌های نفتی)، اما بعد از پایان اردیبهشت در ماه خرداد پیشنهاد مذاکره از طرف امریکا این تنش را پایین آورد و وزیرخارجه عمان که به تهران آمد و قرار شده ژاپن و بعدش هم آلمان یکسری مذاکرات با رژیم انجام بدهند، پس بلحاظ تاکتیکی یکسری تحولات بوده و اخباری مبنی بر جنگ بوده و اخباری مبنی بر مذاکره بوده که ممکن است این سؤال را پیش بیاورد که در زمینه سیاسی امریکا به چه سمتی می‌خواهد برود، می‌خواهد مذاکره بکند؟ می‌خواهد جنگ بکند؟ این موضوعی است که در آن بستر کلی می‌توان پاسخش را پیدا کرد، پاسخ عمومی این است که امریکا خط فشار را می‌رود ولی بلحاظ تاکتیکی وقایعی که پیش می‌آید این صحنه را بالا پایین می‌کند که می‌شود بیشتر بازش کرد.

مجید حریری : اگر به پروسه دو ساله رژیم نگاه کنیم متوجه می‌شویم رژیم آخوندی نه توان مذاکره و آمدن پای یک سازش سیاسی را دارد بخاطر اینکه وضعیتش بحرانی است توان آمدن پای مذاکره و موادی که جامعه بین‌المللی و بطور خاص امریکا خواسته رژیم دست از جنگ‌افروزی در منطقه بردارد، از موشک دست بردارد، از سرکوب داخلی دست بردارد رژیم حاضر نیست پای این موادی که خواسته شده بیاید یعنی به آنان اصطلاحاً روح برجام گفته می‌شود چون بحث برجام این بود که رژیم باید دست از تهدید کشورهای منطقه با سلاح اتمی و سایر ابزارهای که ادامه آن است دست بردارد ولی رژیم توان این را ندارد که بیاید بگوید من در کشورهای منطقه جنگ و تروریزم را کنار می‌گذارم، از پول دادن به حزب‌الله و دخالت در سوریه و عراق دست برمیدارم( این یک طرف است) رژیم توان کوتاه آمدن از سیاست جنگ‌افروزانه و تروریستی خودش را ندارد، از طرف دیگر با تشدید تضادهای بین‌المللی باعث بحران و قیام و شورش در داخل کشور بشود به شدت می‌ترسد، بنابراین سیاستی بین‌البین اتخاذ کرده است، یعنی حاضر به آمدن پای یک مذاکره و سازش جدی نیست. از یک طرف هم نمی‌خواهد قیمت یک تشدید تضاد شدید بین‌المللی و همینطور که می‌تواند منجر به قیام داخلی بشود را انجام بدهد؛ سیاستی که رژیم در پیش گرفته سیاست زمان خریدن که این بحران را به شکلی از سر بگذاراند، ولی این سیاست هیچ نتیجه‌ای ندارد از آنجا که رژیم در پایان پروسه ۴۰ ساله سرکوب داخلی و جنگ خارجی است نقطه خروجی برای او دیده نمی‌شود، یعنی هر کدام از این دو مسیر را برود به نابودی و تشدید تضاد منجر می‌شود، تاثیرات خط بین‌البین از یک طرف بلحاظ بین‌المللی این شده که فضای بین‌المللی در طول یکسال گذشته بیشتر علیه رژیم شده و در داخل ایران تضاد بین باندهای رژیم  تشدید شده، بلحاظ اقتصادی در بحرانی‌ترین و خرابترین وضعیت در تاریخ خودش هست، قیمت دلار هر روز افزایش پیدا کرده و گرانی هر روز بیشتر شده و نارضایتی اجتماعی هر روز افزایش پیدا می‌کند، یعنی رژیم به سمت نقطه انفجاری مسیر خودش را طی می‌کند

مجید حریری : ممکن است بلحاظ تاکتیکی و اخبار روز شما مقداری بالا پایینی و تحولاتی را ببینید که خودش را متناقض نشان می‌دهد ولی سیاستی که دولت امریکا اعلام کرده (یعنی بعد از پایان دوران اوباما)، سیاست بسیار روشنی است، سیاست این دولت این است که اولاً از یک طرف اعلام کرده ما خواستار جنگ نیستیم ولی می‌خواهیم رژیم رفتار متعادلی در جامعه بین‌المللی داشته باشد، یعنی از سیاست تروریزم و جنگ‌افروزی خودش دست بردارد، که اینها در ۱۲ ماده‌ای که وزارتخارجه امریکا اعلام کرد به روشنی بیان شده است، بخشی به دست برداشتن از جنگ‌افروزی در منطقه برمیگردد، از مداخله در سوریه، عراق ، لبنان، افغانستان، بحرین و کشورهای دیگردر منطقه و یمن و علاوه بر این دست برداشتن از آزمایشات موشکی، دست برداشتن از صدور تسلیحات به کشورهای منطقه و تهدید کشورهای جنوب خلیج‌فارس و تهدیداتی که از طریق نیروی دریایی سپاه انجام می‌شود، از این سیاستها دست بردارد، و از آنجا که این سیاستها به بنیادهای رژیم( دیکتاتوری آخوندی) برمی‌گردد رژیم هم حاضر به دست برداشتن از این سیاست نیست.

اگر بخواهم این خط برای بینندگان عزیز در داخل روشن بشود فکرکنم خامنه‌ای ولی فقیه دیکتاتوری آخوندی هم این را خوب تعریف کرد، خامنه‌ای در ۸ خرداد( یعنی حدود یک هفته قبل) در صحبتی که با دانشجویان داشته گفته امریکاییان معمولاً برای رسیدن به اهداف خود یک راهبرد دارند یک تاکتیک، راهبرد آنان فشار با هدف خسته کردن طرف مقابل است، و سپس از مذاکره بعنوان مکمل فشار استفاده می‌کنند، تا بخواسته خود برسند، این مذاکره در واقع مذاکره نیست، بلکه وسیله‌ای برای چیدن محصول فشارها است، نشستن پشت میز مذاکره با امریکایی‌ها یعنی نفی کردن همان مواردی که با فشار زمینه تحقق آن را فراهم کردند، البته این به بیان آخوند خامنه‌ای است، به زبان وارونه نتیجه عملکرد سیاست آخوندی را می‌گوید، که باعث یک خط شده بخاطر سیاستی که ۴۰ سال است از جنگ ایران و عراق شروع شده و جنگهای بعدی ادامه داشته و الان منجر به یک سیاست بین‌المللی شده هم در کنفرانس سران کشورهای عربی شاهد آن بودیم، تمام کشورهای عربی و کشورهای مسلمان در اساس با این سیاست علیه رژیم توافق دارند و یک سیاست متحدی است، از آن طرف هم کشورهای غربی و در راس‌شان امریکا که سالها است سیاست مماشات با این دیکتاتوری را رفتند دست برداشتند و این رژیم آخوندی بود که بعد از ۴۰ سال وضعیت را به این نقطه رسانده است، بنابراین در پایه همان سیاست فشار بین‌المللی علیه رژیم و فشار منطقه‌ای برای دست برداشتن رژیم از اینکارها است، ولی بلحاظ تاکتیک همانطور که خامنه‌ای گفت یکسری تغییر و تحولاتی هست، مثلاً اقداماتی برای مذاکره می‌کنند منتهی این مذاکره در کادر آن خط و سیاست کلی است.

مجید حریری : سؤال خوبی است از این بابت که وجه دیگری از این بحث سیاسی را باز می‌کند، پایه این سیاست بین‌البین که خامنه‌ای در بن بست اتخاذ کرده مطمئن است دولت امریکا خط جنگ را ندارد، و این در گزارشات از داخل رژیم از درون سپاه و ارگان سیاستگذارش؛  شورای عالی امنیت هم هست، و پایه سیاست‌شان را بر این چیدند که احتمال جنگی وجود ندارد، چون می‌دانند تهدید جنگ نیست و این را خامنه‌ای تصریح کرده از آنجا که جنگ به سرنگونی قطعی رژیم منجر می‌شود( منظور از جنگ رویارویی مستقیم و نه تاکتیکی و خرده ریز، منظور مثل جنگی که در عراق شکل گرفت)، این‌ها مطمئن هستند این گونه حملاتی از جانب امریکا نخواهد شد، در موضعگیری علنی خامنه‌ای هم کرد بخاطر اینکه نیروهای سپاه و بقیه نیروهای مزدورش ترس و وحشت نداشته باشند در برنامه ماه رمضان هم خامنه‌ای به دفعات این را تکرار کرد، که امریکا قصد جنگ ندارد، بنابراین پایه سیاستش را بر روی این گذاشته، از طرف دیگر گفتم از آنجا که رژیم ظرفیت پای یک مذاکره سیاسی واقعی را برای تصمیم‌گیری بر سر خطوط‌ش که از اتمی شروع می‌شد بعد به موشکی و دخالت در منطقه و جزئیاتش ختم می‌شد، ظرفیت کوتاه آمدن از این را ندارد سیاستش همانطور که اعلام کرده از یکطرف جنگ نمی‌شود( امریکا جنگ نمی‌خواهد)، از آن طرف هم مذاکره نمی‌کنیم، یعنی رژیم تلاش می‌کند خودش را حفظ کند و از این دوران بحرانی بیرون بکشد ولی همانطور که سؤال قبلی هم صحبت کردیم از آنجا که پایان پروسه ۴۰ ساله است جواب ندارد یعنی روز به روز وضعیت رژیم را بلحاظ سیاسی در داخل و بین‌المللی و بلحاظ اجتماعی و اقتصادی به نقطه انفجار می‌رساند، یعنی هر روز ساعت شمار معکوس برای سرنگونی رژیم جلو می‌رود.

مجید حریری : برای اینکه بحث را منظم پیش ببریم به دو شکل می‌شود تابلوها را رسم کنیم، شاید ساده‌تر این باشد که در کلی‌ترین شکل بگوییم در پایه دو تابلو متصور است. یک تابلو که تضاد بین رژیم و جامعه بین‌المللی و بخصوص امریکا به سمت سازش و توافق پیش بروند، ( یک حالت کلی قبل از اینکه به جزئیات بپردازیم)، تابلو مخالف این تضاد رژیم با جامعه بین‌المللی  دولت امریکا قدم به قدم تشدید بشود تا به نقطه تعیین تکلیف و یا نقطه درگیری برسد، بنابراین در کلی‌ترین شکل دو تابلو متصور است، آن میزان که پروسه دو ساله ا خیر ثابت کرده و سیاستهای اعلام شده رژیم هم روشن است، سیاست به سمت تشدید تضاد پیش می‌رود، علت پایه‌ش هم عملکرد رژیم است، مثلاً ۴۰۰ یا ۵۰۰ عملیات تروریستی در خارج از ایران علیه شهروندان ایرانی و شهروندهای دنیا انجام داده است، پس این سیاست که رژیم توان حل تضادهای داخل ایران را نداشت رو به جنگ‌افروزی و تروریزم آورد، و از آن طرف پروسه دو ساله هم نشان داده آمدن پای مذاکره و سازش با جامعه بین‌المللی بطور واقعی را ندارد حتی بر سر اتمی نگاه کنید بازرسی از تمام مراکز نظامی را ندادند، الان هم گفتند یکسری سانترفیوژ را در جاهای دیگر مخفی کردیم، بنابراین از خطی که داشتند دست برنمیدارند، پس در قدم اول بین این دو به سمت تشدید تضاد می‌رود، برای تشدید تضاد هم دو احتمال وجود دارد یک احتمال اینکه تضادها و همین پروسه که بوده با فشار تحریم و فشار اقتصادی و سیاسی و بین‌المللی افزایش پیدا کند، و به نقطه جنگ برسد، ( یعنی درگیری احتمالی)، بین این دوتابلو آن تابلویی که قوی‌تر است تابلو افزایش تضادها است، و تشدید تضادها بین رژیم و دولت امریکا و جامعه بین‌المللی بلحاظ اقتصادی و سیاسی پیش برود، و احتمال جنگ پایین‌تر است، ولی این تابلو جنگ را نمی‌توان منتفی دانست، علتش هم کارهای که رژیم مثل همین بمبگذاری در کشتی‌های فجیره که این هفته به شورای امنیت خواهد رفت و مدارکش روشن خواهد شد که کار رژیم بوده است، یعنی این کارهای که رژیم می‌کند می‌تواند به درگیریهای مقطعی کشانده شود، البته برای مصرف داخلی به اینکارها نیاز دارند سایت اندیشکده اندیشه که مربوط به دستگاه استراتژی سپاه است خودش از همه اینها تعریف کرده و گفته قدرت ما بود و یا بصورت مضحکی آخوند نماز جمعه سنندج گفت همه اینها اینطور نبود خودبخود اتفاق بیفتد رهبری داشته یعنی اعتراف کرده خامنه‌ای پشت آن بوده است.

بطور کلی چون می‌دانند سیاست عمومی امریکا جنگ نیست از این بازی‌ها می‌کنند و حدس می‌زنم در ماههای آینده از این چیزها داشته باشیم، حرکت های ایذایی مثل حرکت پهباد و زدن لوله‌های نفتی و تهدید کشورهای خلیج ولی سیاست پایه‌ای رژیم حرکت در همان حالت بین‌البین است، بنابراین در این دو  تابلو هم تابلو تشدید فشار قابل پیش بینی است و به سمت شرائط بحرانی اقتصادی و اجتماعی پیش خواهد رفت.

مجید حریری : همانطورکه برادر مسعود گفتند سرنوشت جامعه ایران و مردم ایران را نهایتاً مقاومت ایران و مردم ایران و کانونهای شورشی رقم خواهند زد، یعنی سرنوشت ایران را مردم ایران تعیین تکلیف می‌کنند، ولی زمینه‌ای که ایجاد شده یعنی شرائط سیاسی داخلی و بین‌المللی که ایجاد شده بستر مناسبی هست برای همان حرکت قیام و مقاومت ایران به وظائفشان و همانطور که برادر مسعود گفتند این مجموعه‌ای که الان صحبت کردیم در دوران آماده باش سرنگونی تعریف می‌شود، منظورم اینکه تمام شرائط بین‌المللی از جمله تحریم همین پتروشیمی که امروز صحبتش را کردیم و رژیم را از ۱۰ میلیارد دلار دیگر برای دستیابی به منابع مالی دستش را کوتاه کرده روز به روز شرائط را برای قیام در داخل و برای حرکت نیروهای داخل و برای عملکرد کانونهای شورشی آماده می‌کند، بنابراین نتیجه‌گیری از این بحث بکنیم همین روندی که اخبار داشت و همین وقایع اخیری که بخصوص پتروشیمی که تحریم شد اینها زمینه‌های بسیار مناسبی را برای تعیین تکلیف رژیم و سرنگونی رژیم فراهم کرده است.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.