برای یک ایران آزاد

نگاهی به مفهوم «ضدبشر» بودن رژیم آدمخوار آخوندی

0

مفهوم «ضد بشر» بودن رژیم را از جمله به‌واسطه آنچه علیه محیط زیست ایران انجام داه است می‌توان درک کرد. همچنین برای درک عمیق‌تر آن کافی‌ست که نگاهی به کارنامه آن در عدم کمک‌رسانی به سیل‌زدگان در همین روزها داشته باشیم.

اسماعیل محدث

یک نظام حکومتی نامتعارف را نمی توان با تعاریف شناخته شده و کلاسیک معرفی کرد و هر بار می بایست برای توضیح کارکردش کلماتی تازه اختراع کرد و به کار گرفت. اما رژیم آدمخوار آخوندی را که نه تنها هربار از تعاریف کلاسیک و مدرن سرریز کرده، بلکه به خاطر عقب افتادگی ذاتی و تاریخی که در کارکردش ظاهر می شود، می بایست با واژه های نوین تعریف کنیم. در غیر این صورت از فهم این رژیم عقب افتاده‌ی منحصر به فرد، و مبارزه با آن عاجز خواهیم بود.
اگر حلول رژیم ولایت فقیه را نتیجه و نبیره‌ی دیکتاتوری سلطنتی فرض کنیم، به زودی خواهیم دید که در شناعت هزار بار از آن جلوتر است. اگر آنرا حکومت مذهبی تصور کنیم، متوجه خواهیم شد که حتی بسیاری از علمای همان سنخ هم با آن مخالف می باشند و در تاریخ کمتر نمونه ای از این قماش و با این درجه از دجالیت می توانیم پیدا کنیم. اکنون دیگر از بدیهات است که حکومت آخوندی نه جمهوری است و نه اسلامی. بنابراین ناز شصت مقاومت ایران که رژیم ولایت فقیه را «ضد بشر» خواند و با این تعریف، و فقط با همین تعریف، می توان این جماعت بی چشم و رو که ملت بزرگ ایران را به گروگان گرفته است را معرفی کرد. رژیم ولایت فقیه با هرچه که انسانی است در تضاد است و با آن سر جنگ دارد.
سیلی که در آستانه‌ی بهار و نوروز؛ ۲۷ اسفند، از استان گلستان سرچشمه گرفت و در مدت زمانی نسبتاً کوتاه بخش بزرگی از کشور را بلعید، در ابعاد، وسعت و قدرت تخریب به واقع در تعاریف کلاسیک جا نمی گیرد، همانطوریکه خشکی اقلیمی کشور در سالهای اخیر. دخالتهای ضد بشری این رژیم عقب افتاده در این چهاردهه تاب آوری خاک ایران را در مقابل هر تنشی به صفر رسانده است. بارش شدید باران و جاری شدن سیل در بسیاری از نقاط جهان اتفاق می افتد، اما آنچه در ایران زیر حکومت آخوندی فاجعه بار است ابعاد حیرت انگیز خسارات انسانی و مادی ناشی از آن می باشد.
فساد و بی توجهی به طبیعت و محیط زیست از مشخصه های انسان مدرن است که با حرص بی سابقه‌ی انباشتن پول و ثروت تمام هستی کره‌ی زمین را با خطر جدی روبرو کرده است، اما آنچه که ما در ایران امروز زیر حکومت رژیم آدمخوار آخوندی مشاهده می کنیم حیرت انگیز است.
در چهل سال حکومت آخوندی صحبت از حادثه نیست؛ روند تمام نشدنی حوادثی است که جان و روح میلیون ها انسان را به بازی گرفته و از بین برده است. کافی است به ابعاد جنگل زدایی و یا ساخت و ساز در حریم رودخانه ها و یا حتی در بستر مسیل ها از طرف این حرامیان توجه کنیم، در هیچ جای جهان سابقه ندارد و فقط از دست این جماعت ضدبشر ساخته است. در هیچ جای جهان نمونه ندارد که در ظرف مدت زمان کوتاهی، عمدتاً بعد جنگ با عراق، سدهای موجود در کشور از بیست و چند عدد به بالای ۵۵۰ عدد رسیده باشد. ساخت این همه سد با هدف تولید ثروت و بدون در نظر گرفتن شرایط پیچیده‌ی اقلیمی کشور و تراکم جمعیت در آن فاجعه بار است؛ این همه شهوت قدرت و حرص ثروت براستی باورنکردنی است.
در بسیاری از کشورهای جهان امروز فعالیت مستمری برای پیشگیری حوادث طبیعی که جان انسان غارنشین را به خطر می انداختند انجام می گیرد. مثلاً در ژاپنِ زلزله خیز ساختمان ها و حتی آسمانخراش ها توان تحمل زمین لرزه تا بالای ۸ درجه‌ی ریشتر را هم دارند و یا با ساختن آبخوان های زیرزمینی تا عمق ۸۰ متر از جاری شدن سیل مخرب جلوگیری می کنند. و یا در ایتالیا نهاد گسترده ای به نام «حفاظت مدنی» وجود دارد که در زمان وقوع حوادث طبیعی در ظرف چند ساعت قادر است به ده ها هزار انسان امداد رسانی کند و به آنها ماه ها، و تا زمان برگشت به خانه هاشان که با کمک بودجه های دولتی ترمیم می شوند، کمک‌رسانی کند. در ایران تحت اشغال زالوهای حریص و شغالهای نالایق هنوز بعد از سه هفته از وقوع حادثه، که خود این حرام لقمگان مسئول ایجاد و شدت آن می باشند، به غیر از بازدیدهای مضحک چهره های کریه رژیم از مناطق سیل زده، چیزی به جز بسیج نیروهای سرکوبگر که به منظور حفظ نظام منحوس به مناطق گسیل شده اند، چیزی دیده نشده است. اولویت رژیم آدمخوار آخوندی حفاظت از امنیت خود در برابر خشم فزاینده‌ی مردم است. جان انسانها برای این جماعت کمترین ارزشی ندارد و این امر را بارها به نمایش گذاشته اند.
یکی از دست آوردهای مدرن تمدن بشر امروز ارزش گذاشتن به جان انسان هاست، از همین منظر می توانیم پی ببریم صفت «ضدبشر» چقدر شایسته و بایسته‌ی رژیم ولایت فقیه بحران زی و بحران زا می باشد. حقوق بشر و حتی جان انسانها برای این جماعت «ضد بشر» کمترین ارزشی ندارد. برای حفظ جان انسان ایرانی و برای نگهبانیِ کرامت این ملت کهن تنها سه راه متصور است: سرنگونی، سرنگونی، سرنگونی!

در همین زمینه:
پاسداران از نگاه مردم مسبب سیل هستند؛ باد کاشته‌اند و توفان درو خواهند کرد

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.