برای یک ایران آزاد

هنرمند متعهد علیه سلیبریتی مجیزگو و افشای ماهیت او: گفتگو با دکترخسرو شهریاری

0

سلیبریتی مجیزگو درکنارحکومت قرار گرفته و ازواقعیت های مردم و جامعه به دور است و نقش فعالی درتایید اقدامات سرکوبگرانه رژیم را به نمایش میگذارد.با توجه بهگزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل، درباره قتل‌عام زندانیان سیاسی و مجاهد در سال ۶۷، سئوالاتی درمورد تاثیرات این گزارش  و همچنین نقش سلیبریتیهادر حمایت از رژیم و علیه مقاومت مردم هست که دکتر خسرو شهریاری نویسنده ، کارگردان تئاتر و شاعر بسيار ارزشمند، فعال، و صميمي مقاومت طی گفتگویی با شبکه تصویری سیمای آزادی به این موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

خسرو شهریاری:    نزدیکی و همیاری و همکاری و دوستی با مجاهدین داستانی قدیمی است یادم میآید آن روزگاری که ما در دانشگاه فارابی بودیم با انجمن دانشجویی همکاری نزدیک داشتیم و ما به اصطلاح چپ آن زمان و طرفداران فدائیان خلق بودیم ، در تمام زمینه‌ها رابطه بسیار نزدیکی با هم داشتیم ، بعد هم که با هدفهای مشترکی که آن روزگار با مجاهدین داشتیم و بعد هم شکل مقاومت به خودش گرفت ، همچنان ادامه داشت، و ادامه دارد، چون به هرحال آن چه ما را به هم نزدیک میکند، اهداف مشترکی است که ما داریم و آن سرنگونی مافیای قدرتی است که به غلط توانسته‌اند در۴۰ سال گذشته حکومت ما را به اسیری بگیرند، و مردم ما را در بدترین شرائط ممکن نگه دارند، همچنین با حیله و تزویر و جعل به حکومتشان دادمه بدهند.

خسرو شهریاری:   در واقع ما ۴۰ سال است که فریاد میزنیم که نه می‌بخشیم و نه فراموش میکنیم، با اشکال مختلف با سیاست ، با هنر ، با تئاتر ، با شکل ، با شعر ، با شرکت در جلسات و نشست‌های مختلف فریاد میزنیم و میخواهیم از سازمانهای بین‌المللی که بنشینند و مطرح کنند، بحث کنند و ببینند چه اتفاق تراژدیک غم انگیزی در ایران اتفاق افتاده است، اینها حرف که زیاد می‌زنند و این مطالبی را که نوشتند قدرت اجرایی ندارد، ولی امیدواریم که این به جایی برسد که بنشینند و به جد به مسائلی که اتفاق افتاده توجه کنند، بحث بر سر این است که اکثر کسانی که در سراسر ایران دست به خون هزاران نفر آلوده کردند همچنان در قدرت هستند، حتی کسانی که در قدرت نیستند، باید اینها محاکمه بشوند ، حتی کسانی که به شکلی در این جنایت هولناک در واقع دست داشتند، باید محاکمه بشوند، و باید بشینند و توضیح بدهند که چکار کردند، بحث بر سر این است که کارهای که اینها کردند، در واقع کشتار جمعی عده‌ای بوده بدون اینکه محاکمه‌ای باشد، بحث محاکمه بحث دیگری بود، آنها چند تا سوال میکردند، ولی بحث بر سر این است که گروه ، گروه‌ عزیزان ما را اعدام کردند و جاهای که ناشناخته بود در اطراف شهرها دفن کردند، و به خانواده‌هایشان اجازه اینکه اجساد عزیزانشان کجا هستند را ندادند ، حتی من فکر میکنم باید از تک به تک کسانی که حتی رانندگی کردند و جسد این عزیزان را از زندان به آن بیابان‌ها منتقل کردند همه اینها باید محاکمه بشوند، ما میگویم ۳۰ هزار نفر، ولی واقعا آمار دقیقی نداریم، بخاطر اینکه در شرائط خفقان ، در شرائط خفقان این مافیای قدرت هیچ چیز روشن نیست، و خانواده‌ها حتی جرات این را ندارند، که عنوان کنند چه عزیزانی را بی نام و کجا از دست دادند، این واقعیت ما هست، به هر حال هر حرکتی که انجام بگیرد،  به جای عملی برسد، گفتن و نوشتن یک حکایت و رسیدن به نقطه عملی که اینها را به محاکمه بکشند، سفارتخانه این مافیای قدرت را باید ببندند ، باید دانه به دانه بیاورند و در دادگاه‌ها بنشانند و بخواهند که توضیح بدهند چکار کردند، و تاسف‌بار اینکه بسیاری از اینها همچنان در قدرت هستند، حتی بعضی از اینها افتخار میکنند که دست به کشتار زدند و جوانان ما را از میان بردند .

خسرو شهریاری:   خوب طبیعی است که این حکومت جهل و خرافه است، حکومتی که بر بنیادهای خرافه سوار شده، و با پولی که از فروش نفت بدست میآورد ، سوار بر خرافه شده و طبیعتا تنها دشمنان این حکومت هم انسانهای آگاه هستند، انسانهای که آزادیخواه هستند، انسانهای که میدانند ، دانش دارند و میدانند که چی میخواهند، طبیعی است و اینها در واقع رودروی کسانی بایستند که میدانند و می‌شناسند و دانش دارند و آگاه هستند این حکومت خرافه بر چی سوار شده؟ و این مافیای قدرت به شکلی دارد عمل میکند، خوب اگر نگاه کنیم در تاریخ ۴۰ سال گذشته‌مان به محض اینکه به قدرت نشستند شروع کردند مثلا روزنامه‌ها که آگاهی دهنده بود و محلی بود که میتوانست به مردم آگاهی بدهد، دستگیری روشنفکران ، بعد می‌بینیم حمله به کتابفروشی‌ها ، بعد می‌بینیم حمله به روشنفکران به اشکال مختلف ، که سرانجام میرسد به قتل‌های زنجیره‌ای، قتل‌های زنجیره‌ای از آن نکات بسیار مهم است ، که در آن مملکت اتفاق افتاده ، و قتل‌های زنجیره‌ای نه فقط در ایران درخارج از ایران هم ادامه پیدا کرد، می‌بینیم شروع به از بین بردن آگاهی کردند ، چون میدانند دشمن این حکومت آگاهی است، دشمن این حکومت دانستن است دشمن این حکومت کسانی است که میدانند، میشناسند و میدانند که این حکومت مافیایی بر چه سوار است و می‌بینیم دشمن آنها اینها هستند، وقتی دشمن آنهای هستند، همین نشانه است که اینها جلوی آنها می‌ایستند، و آنها را سرکوب میکنند.

خسرو شهریاری:    طبیعتا تاثیر نداشته ، از نشانه‌های تاثیر نداشتن این است که این حکومت همچنان به سرکوب ادامه میدهد، این حکومت بر خرافه و سرکوب سوار است، استفاده میکند از پول نفت برای سرکوب ، خوب این حکومت اگر روزی به ثبات میرسید، نیازی نداشت همچنان بایستد در مقابل نیروهای آگاه ، همچنان تروریست تربیت کند، همچنان که دیدیم تروریست فرستادند و به مقاومت حمله کردند ، تروریستی که اروپا دستگیر کردند، ولی اروپا برنامه‌ای ندارد که در برابر حکومت بایستد، آدمی نشانه‌های بسیاری میتواند ببیند، که این حکومت تروریست تربیت میکند و تروریست برای کشتار روشنفکران و ضدیت با مقاومت میفرستد ، همچنان که تروریست درکشورهای دیگر میفرستد ، این نشانه این است که این حکومت ثبات ندارد، اگرثبات داشت که نیازی به اینها نداشت، اگر ثبات داشت در مقابل زنان نمی‌ایستاد، از روسری سر نکردن زنان هم میترسد، چه برسد به این آگاهی ، این حکومت هرگز نتوانسته به نقطه‌ای برسد که احساس ثبات بکند، و این باعث میشود همچنان به تروریسمش و همچنان به کشتار روشنفکران و همچنان به مقابله با دانشجویان و همچنان در مقابل کارگران بایستند،کارگرانی که چیزی جزء حقوق‌شان را نمیخواهند، مگر چی میخواهند؟ فقط حقوق‌شان را میخواهند، تنها حقوق دستمزدشان را میخواهند که زحمت آنرا کشیدند، به همین سادگی ، اینها طبیعتا نمیتوانند جوابگو باشند، هرگز در طی این ۴۰ سال اگر نگاه بکنید، هیچ لحظه‌ای از این ۴۰ سال نمی‌بینید که حکومت احساس تثبیت کرده باشد، احساس کرده باشد ثابت است، هنوز از چیزهای صحبت میکند، اینها نشانه‌های بسیار کوچکی هستند که نشان میدهد این حکومت ثبات ندارد و ثبات نداشته و به همین ترتیب که پیش میرود ثبات نخواهد داشت، و لحظه به لحظه به نقطه‌ای میرسیم این ساختمانی که از خرافه ساخته، از زورگوی ساخته فرو بریزد .

خسرو شهریاری:   بی تردید هنر یکی از نقش‌های بسیار اساسی است، ولی نه هنری که پولکی ساخته شده، نه هنری که خود حکومت ساخته ، نه حکومت کاری کرد از روز اول کسانی که آگاهی داشتند وکسانی که هنرمند بودند، و کسانی که میدیدند و شک میکردند به وجود حکومتی که شکل گرفته بود، به شکلی که این آگاهی را به جامعه بدهند ، بحث هنر و هنر  واقعی ، یک هنر دولتی داریم که اینها شروع کردند به ساختن هنر دولتی ، همچنان که میبینیم نویسنده دولتی ساختند، سینماگر دولتی ساختند، شاعر دولتی ساختند، نقاش دولتی ساختند، ولی هیچ اثر آنچنانی ندارد، در زرورق پیچیده هنر هست، هنر تقلید است، هنر واقعی اثر میگذارد، اگر ما بیندازیم مثلا بعنوان نمونه دوران انقلاب مثلا سلطان‌پور کرد، در همان نمایش کارگر ایران ناسیونال آنها وحشت کرده بودند از چنان نمایشی که یادم میآید که ما آن روزگار از درودیوار صنعتی بالا میرفتیم و خودمان را آن سو می‌انداختیم که چماق بدستان و چاقو‌بدست‌ها یا زنجیر بدست‌ها ما را دنبال میکردند، که البته آن هنر و آن نمایش راستین بعد از هر اجرا به شورشی تبدیل میشد، به هر حال حکومت ارتجاع از آن میهراسید، حکومتی که بر بنیادگرایی سوار است، از آن میترسد، بعد می‌بنیم همین هنر هم در خارج هم سعی بسیاری کردیم که این مسائل ایران را به شکل هنر مطرح کنیم، مثلا نمایشی داشتیم درلندن که نمایش خیابانی بود  صحنه‌های تکان دهنده‌ای داشت اتفاقا در آن نمایش گیسو شاکری نقش کارگری را بازی میکرد که فرزندانش را از دست داده است، در همان نمایش مثلا جوانی مادرش را بغل گرفته بود ، جوان انگلیسی، بعد میگفت مادر چکار میخواهی برایت بکنم، و صحنه تکان دهنده‌ای واقعا بود، یا در صحنه دیگری بازیگری ماسک را از چهره خودش برداشت شروع کرد زار، زار گریه کردن، آنها صحنه‌های بسیار تکان‌دهنده‌ای بود که اثر خودش را هم در تماشاگر معلوم شده گذاشته و میگذارد، یا کار صحنه‌ای که تماشاگران بعد از دیدن نمایشی بود بنام «سوناتهای مرگ»، که صحنه بود و بسیاری از تماشاگران غیر ایرانی بعدها گفتند ما جستجو کردیم ببینیم چه اتفاقی افتاده ، موضوع ۶۷ چه بوده؟ این نشان میدهد تاثیر هنر است، هنر واقعی آن هنری است که اثر بگذارد، آن هنری است که واقعیت را به عنوان یک اثر آگاهی دهنده به شنونده و تماشاگرش بدهد، ولی آن چه در ایران اتفاق افتاده، چنین نیست، یک هنر در زرورق پیچیده است، یک هنر دولتی است، یک هنری است که از تعهد خارج است، وقتی میگویم هنر مقاومت و هنر متعهد یعنی هنری که گرفتار اصلاح‌طلب یا شاخه‌ای از این شاخه به آن شاخه نشود، واقعیت جامعه را ببیند، واقعیت جامعه را به تماشاگرش به خوانندش به شنونده‌ش منتقل بکند، غیر از این باشد این هنر نیست، هنر مقاومت نیست، می‌بینید چیزی که دولت ساخته این بود، هنری که حضور داشت، و میتوانست رشد بکند، این حکومت آن هنری را گذاشت رشد بکند، که مدافعش بود، که در کنارش بودند، که بخشی از بدنه‌ش بودند، اصلا معنایش این نبود که هنرمندانی بودند، ساکت نشستند یا کار خودشان کردند، ولی برای اینکه کتابشان فرض کنید از سانسور بگذرد و چاپ بشود، تن به حکومت بدهند، خیر ، هنرمندان متعهد در مقابل آخوندها سرکج نکردند ، و به هنرمند دولتی تبدیل نشدند، ، اگر هنری واقعی باشد نقد هست، نقد واقعیت جامعه، اگر این نگاه را یک هنرمند نداشته باشد، آن هنری نیست که مردم را تحت تاثیر قرار بدهد، طبیعتا نخواهد داد، و اگر هنر واقعی باشد، طبیعتا اثر خودش را میگذارد، یک هنرمتعهد و یک هنر مقاوم جامعه را نقد میکند ، نگاه مردم را باز میکند، این امکان را به تماشاگرش به شنونده‌ش به بیننده‌ش میدهد، که واقعیت را ببیند، بایستد، قدم بعدی را در تغییر جامعه بگذارد، تغییر شرائط حاکمی که در آن فشار میآورد ، بر آن حاکمی که زندگی‌ش را به فساد کشانده و از بین برده است .

خسرو شهریاری:   واقعیت را بخواهید اینان هیچ نقشی ندارند، اینها هنرمندانی هستندکه در زرورق پیچیده شدند، این هنر نیست، به نظر من هرگز نمیتواند بر روی مردم اثر بگذارد، اصلا کلمه سلیبریتی و کلماتی که در زرورق پیچیده شده، کلمات جهل است، یعنی جهل دروغ و فریب را در زرورقی بنام سلیبریتی پیچیده، حتی فریب در بافت حکومتی، در این مافیای حکومتی قوی است ،ولی مردم بخوبی تشخیص میدهند، نگاهی بیندازیم که چه اتفاقی افتاده، این روزها چه اتفاقی دارد می‌افتد، مردم بخوبی میشناسند هنرمندخودشان را، که بخوبی عمل میکند، مطمئنم و گمانم این است که هیچگونه اثری بر مردم نخواهد گذاشت، و نمیگذارد، تا با زرورق پیچیده شده با همین حکومتی که آمده و با این حکومت هم میرود، و هیچ اثری نخواهد داشت .

خسرو شهریاری:   مشکل این است که اینها از ایستادگی و استقلال مقاومت وحشت دارند، و آنچه که در مقاومت می‌بینند، همین ها است، تشکیلاتی که میتواند اثر داشته باشد، تشکیلاتی که اثر دارد، و می‌بینند خوب طبیعی است، وقتی اثر داشته باشد ، نیروی که اثر داشته باشد، نیروی که صدایش شنیده بشود بوسیله مردمی که در آن شرائطی که سخت دشوار زندگی میکنند، خوب طبیعی است مشکل اساسی‌ش همان میشود، یعنی میخواهد بایستد در مقابل نیروی که مستقل است نیروی که تشکیلات پشت‌ش هست، نیروی که زحمت کشیده، نیروی که خون داده و بهاء داده است، اگر نگاه کنید در این همه سال بعنوان یک انقلابی حرفه‌ای از آزادی‌ش ، از استقلال دفاع کرده، ایستاده روی حرفش برای از بین بردن حکومتی که بر خرافه و زورگویی بر مافیای قدرت سوار است، خوب طبیعی است این را دشمن خودش بداند، که میخواهد در مقابلش بایستد .

خسرو شهریاری:   من فکر نمیکنم که تاثیری داشته به هر حال دولتی است یعنی این سلیبریتی‌ها در واقع در زرورق پیچیده هنری است که دولتی است، و دولتیها میخواهند به خورد مردم بدهند، من فکر نمیکنم آنچنان بتوانند در حرکت مردم هیچگونه تاثیری بگذارند، اگر تاثیر بگذارند لحظه‌ای است، و بعد از لحظه وجود خارجی ندارد، نمیوانند اثر بگذارند، همه فهمیده‌اند مثلا در سینما وقتی جایزه بزرگی را میبرند، مردم می‌بینند الان ما با شرائط دیگری روبرو هستیم، مردم خبر دارند، این همه اینترنت ، و به راحتی میتوانند به اطلاعات دست پیداکنند، میفهمند که فلان سینما جایزه بزرگ را برد، جایزه ساخته‌ای بود که حکومت باعث شد ببرد، اینها چیزهای ساده‌ای برای مردم شده، الان آن روزگاری نیست که مردم ندانند چی میگذرد، مردم از همه چیز خبر دارند، مردم میدانند برای همین تکیه نمیتوانند بکنند، و تکیه نمیکنند به آن هنرمندی که تا ببینند چی میگوید .

خسرو شهریاری:   خوب طبیعتا آنانی که به مقاومت پیوستند ، آن هنرمندان متعهدی هستند، که تعهد به مردم دارند، در واقع میدانند مشکلات مردم چی هست، واقعیت این است  مردم نان ندارند که بخورند، و هنرمندی که به مقاومت می‌پیوند در واقع می‌پیوند به حرکتی که پشتوانه مردمی دارند مردمی که حقوق‌شان را نگرفتند، در واقع به حقوق‌شان دست پیدا کنند، تعهد از حقوق هنرمند است، مقاومت است بحث تغییر حکومت است آنها میخواهند حکومت و شرائط را تغییر بدهند، شرائط را به سود مردم، برای آزادی، برای دمکراسی تغییر بدهند، خوب این به روشنی پیدا است، هنرمندی که اینها را نمیخواهد و نقشش و هدفش این است که نهایتا مردم را سرگرم بکند، اینها را مردم نگاه میکنند، نمیگویم مردم نگاه نمیکنند، تماشا میکنند، با آنها همراهی میکنند، میخندند، ولی آنها آن اثری که باید بر مردم نمیتوانند بگذارند، در حالیکه هنرمند متعهد جامعه را نقد میکند ، مردم را آگاه میکند، میخواهد به مردم بفهماند که چی میگذرد، در جامعه چی میگذرد، در حالیکه کسی در کنار حکومت است، هنرمند حکومتی است، مردم طبیعتا اینها را نمیخواهند ، وقتی نمیخواهند در حالیکه مردم به روشنی معلومه نان ندارند بخورند، مسائل‌شان را هنرمند متعهد بیان میکند.

خسرو شهریاری:  ایستادگی ، ایستادگی ، ایستادگی ، مقاومت ،‌مقاومت ، مقاومت، تغییر ، تغییر ، تغییر ، تا از بن‌کندن حکومت مافیای جمهوری‌اسلامی‌ایران ، با تمام عناصر کوچک و بزرگش .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.