برای یک ایران آزاد

وخامت حال زندانی سیاسی سهیل عربی و ممانعت از اعزام به بیمارستان

0

وخامت حال زندانی سیاسی سهیل عربی و ممانعت از اعزام به بیمارستان
زندانی سیاسی سهیل عربی بعلت خونریزی مستمر پس از گذشت ماهها شکستگی بینی، در وضعیت جسمی وخیمی بسر می برد.

زندانی سیاسی سهیل عربی بطور مستمر علاوه بر درد کشنده از ناحیه بینی شکسته، دچار خونریزی مستمر است.

سهیل بارها برای مداوا درخواست اعزام به بیمارستان خارج از زندان را داده اما دژخیمان در زندان برای شکنجه کردن این زندانی، به درخواست او پاسخی نمی دهند.

فضای داخلی بندهای این زندان به دلیل نداشتن وسایل گرمایشی بشدت سرد است و زندانیان زیادی در زندان تهران بزرگ سرما خورده اند.

زندانیان این بند در سرمای شدید از داشتن آب  گرم برای استحمام نیز محروم هستند.

جان زندانی سیاسی سهیل عربی درخطر است.

سهیل عربی پیشتر سابقه این موضوع را درنامه‌ای نوشته بود :

در خرداد ماه سال جاری به دستور حاج مرادی رئیس زندان تهران بزرگ، به زندان دو الف  (بند ۲ الف سپاه در زندان اوین)  برای بازجویی منتقل شدم و در حین بازجویی؛ با ضرب و شتم و شکنجه توسط شکنجه گران؛ بینی ام شکست.مرا به بیمارستان خمینی برده و بدون اجازه عمل جراحی  به زندان تهران بزرگ بازگرداندند.

در زمانی که در سلول انفرادی بودم به یک زندانی به نام ….تجاوز شد ؛ من اعتراض کردم به زندانی که این کار را کرده بود که با مشت به بینی ام زدند که شکست.

بار دوم بخاطر نامه ای که در مورد وضعیت زندان تهران بزرگ نوشتم و پیرمردی را که بخاطرسرقت یک بسته زردآلو او را در توالت خوابانده بودند . وقتی افشا کردم؛ابتدا از افسر نگهبانها خواستند که مرا بزنند که افسر نگهبان قبول نکرد. یکی از زندانی های اجیر شده که بعنوان نفر خدمات آنجا کار می کرد هنگامی که در خواب بودم با مشت به بینی ام  زد.

آنقدر خون از بینی ام ریخته بود که تمام پتوها خونی شد. مرا به بیمارستان اعزام کردند که در اعزام هم افسر شعبه اعزام  بنام تاجیک به من گفت باید ماسک بزنی من هم گفتم درآیین نامه ننوشته که من باید ماسک بزنم .

با مشت و باتوم زد به سر و صورتم و در ضلع غربی بیمارستان امام خمینی به سربازها گفت که بزنیدش که انقدر زدند من از حال رفتم دوباره با سطل آب رویم ریختند و دوباره با مشت و لگد می زدند. مجموعا طی این مدت سه بار بینی ام را شکاندند.

علاوه بر اینها مرا که یک زندانی سیاسی بوده ام فقط بخاطر شکنجه و آزار بیشتر به زندان تهران بزرگ و بند معتادین و خلافکاران بردند درحالی که طبق قانون تفکیک جرائم باید جدای از زندانیان عادی حبس می کشیدم.

بعلت خونریزی در اثر  سه بار شکستگی بینی در زندان تهران بزرگ در شرایط سختی بسر می برم. بینی ام  مستمر خونریزی دارد اما مسولین بند علیرغم  دردهای مستمر ناشی از شکستگی ، ماههاست به من  اجازه مداوا و  عمل جراحی را نمی دهند.

من هرآنچه واقعیت زندان تهران بزرگ بود را گفته بودم از جمعیت زیاد زندانی تا کف خوابی و غیره …اما مرا به جرم نشر اکاذیب محکوم کردند.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.