برای یک ایران آزاد

آیا رژیم راهی برای وضعیت فوق بحرانی خودش دارد؟: گفتگو با علاءالدین توران

0

وضعیت فوق بحرانی برای نظام آخوندی بیش از همیشه بارز شده است .بحرانها ی داخلی همچون سیل و وضعیت نابسامان مردم که مسبب و مسئول آنها مشخصا سپاه بوده ، تا بحرانهای اجتماعی و فشاری که طی چهاردهه روی اقشار مختلف مردم  بوده تا بحران‌ها و تحریم های بین المللی که هر روز فشار حداکثری خودش را بر این رژیم آخوندی  وارد میکند، از پایان معافیت های فروش نفتی تا وارد شدن نام سپاه پاسداران در لیست تروریستی وزارت‌خارجه امریکا و موضوع FATF و سایر بحران‌هایی که همچنان لاعلاج مانده است.

سئوال مطرح این است که : آیا رژیم آخوندی راهی برای خروج از این وضعیت فوق بحرانی‌ دارد یا نه؟ و سئوالات دیگر. درهمین رابطه دکتر علاءالدین توران از اعضای کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به موضوعات فوق را مورد بررسی قرارداده و به سئوالات پاسخ میدهد.

علاالدین توران: سوالتان خیلی دقیق است و چون جدی و عملی، عملی بودنش را می‌خواهیم شروع بکنیم علی‌القاعده باید این را یک کارشناس نظامی جواب بدهد، مقداری فنی هست من کسی نیستم که بتواند نظر فنی بدهد، ولی اگر همینطوری نگاه بکنیم ما با یک سپاه پاسداران طرف هستیم که اخیراً درلیست سازمان‌های تروریست خارجی رفته و می‌خواهد این کار را بکند، یعنی بستن تنگ هرمز که یک گذرگاه بین الملی است و موضوع دعوای بین رژیم و آمریکا نیست که کسی ببندد یا باز کند، یعنی سپاه باید یک نقض بین المللی بکند آن هم سپاهی که در در لیست سازمانهای تروریستی گذاشته شده و هنوز هم خشک نشده است، از آنطرف همین اقدامی که کردند تا جلوی ریزش در سپاه را بگیرند، فرمانده سپاه را عوض کردند، مشغول کار فرهنگی شده، از آن طرف همین سپاه پاسداران برای رسیدگی به فاجعه سیلی که در این مملکت پیش آمده و کنترل از دستش خارج نشود مزدورهای عراقی و افغانی و لبنانی، را به صحنه آورده است، چرا که در این مملکت چنین توانی ندارد، در نتیجه بدون اینکه لازم باشد کسی کارشناش نظامی باشد، از همین چیزهایی که در این چند هفته معلوم است، امروز هم که آخرین خبر بود که یک ناو هواپیما بر فرستادند، در خبرگزاری رسمی‌شان شروع کردند به اینکه پیام ما به ناو آبرام لینکن پیام امنیت و غیره است، پس چی شد تنگه هرمز؟ این تکنیک‌ش است، ولی آن چیزی که گفتید چقدر جدی است و موضوعی که می‌شود بحث کرد کلاً هیچگونه جدیتی توی این حرف‌ها نمی‌تواند باشد، سقف کارهایی که این‌ها می‌کنند الان چون اصلاً از همان عکس‌العمل‌شان که فرمانده سپاه‌شان کنار رفت و یکی دیگر را گذاشتند، حرفهای این پاسدار سلامی هم در حد رجز خوانی نقالهای قهوه‌خانه‌ای است یعنی برای این کار خوب هست ولی فراتر از این کسی جدی نمی‌تواند بگیرد، از همین عکس‌العمل امروزشان مشخص است در نتیجه فکر نمی‌کنم زیاد باید جدی تلقی کرد. این تهدیدها مصرف داخلی برای نیروهای وا رفته و ریزش کرده خودشان دارد، چون مردم که می‌فهمند، کدام آدم عاقلی و کدام کودکی باور می‌کند که اینها بتوانند با آمریکا رویارویی بکنند و «سالی که نکوست از بهارش پیداست» هنوز از در لیست رفتن یک ماه نگذشته فرمانده سپاه را عوض کردند، این همه تغییراتی که می‌دهند، هیچکدام در جهت و تقویت قدرت‌نمایی که نیست.

علاالدین توران: این اینس‌تکس یا هر ساز کار دیگری که اروپائیها گفتند، خوب ببینید بیرون آمدن آمریکا از برجام یک چیز کوچکی نیست با اینس‌تکس و سازکارهای این چنینی نمی‌توانند این را جبران کنند خودشان هم می‌دانند، اولاً که اینس‌تکس یک ساز و کاری است در واقع برای اینکه کنترل بکنند که چقدر نفت بفروشد و چی بجایش بخرد، یعنی نه پول دست رژیم میاید نه چیزی، شاید بتوان مقایسه کرد با آن سازوکار نفت در مقابل غذا در عراق بعد از جنگ ۱۹۹۱ که اجرا کردند، برای کنترل درآمد و خرج، یعنی رژیم مشکلش پول نیست ، این رژیم نمیخواهد  غذا به دست مردم برساند و یا بدهیهای مردم را که بانکها چپاول کردند پس بدهد و یا  خرابیهای سیل را جبران بکند ، رژیم همان پولی که بعد از امضاء برجام اوباما برای آنها آزاد کرد، به گفته رئیس جمهور فعلی همه را خرج ماجراجویی تروریستی در سوریه و در یمن کرده است، یعنی این مقدار پول بیش از صد میلیارد دلار که این کار را کرده است، حالا این پول را نمی‌شود با این اینس‌تکس بدست آورد ، ضمن اینکه همین این اینس‌تکس من فقط برایتان می‌خوانم از خود عراقچی که می‌گوید: اولاً این سازوکار ویژه مالی فقط برای تعامل اقلام بشر دوستانه است با گذشت بیش از سه ماه ثبت اینس‌تکس هنوز این سازو کار فعالیت حتی در زمینه اقلام بشر دوستانه نداشته است. اولاً بشردوستانه است ثانیاً هنوز اجرا نشده ثالثاً این پول. با آن پولی که دردی از رژیم دوا کند اصلاً قابل مقایسه نیست و از آن گذشته مقداری هم از دورتر نگاه کنیم ، اروپا هرگز نمی‌تواند برای رژیم یک عنصر تعیین کننده باشد می‌تواند برای استفاده سیاسی و استفاده عوام فریبی بکار بگیرد وگرنه بدلیل اینکه در منطقه و در ایران یدی ندارد، همین الان شما نگاه بکنید خیلی از اینس‌تکس میگویند خیلی از شرکتها به محض بیرون کشیدن آمریکا از برجام از ایران بیرون آمدند، شرکت‌های بزرگ چند ملیتی و شرکت‌های اروپایی اصلاً آنها منتظر نمی‌شوند که اروپا  بگوید که چکار بکنند چون حجم مبادلات تجاری که با آمریکا دارند قابل مقایسه با ایران نیست و برایشان صرف نمی‌کند، ثانیاً از نظر استراتژیکی و ژئوپلوتیک اروپا در مسئله منطقه پشت سر آمریکا حرکت کرده و می‌کند، همین الان خود اروپائیها بر سر دخالتهای تروریستی رژیم در سوریه در یمن در مسئله موشکهای دوربرد کم مسئله ندارند در صورتی که همین اینس‌تکس را منوط به پذیرش اف ای تی اف کردند، در نتیجه چشم انداز از اینس‌تکس برایشان نیست.

علاالدین توران: نخیر، فکر نمی‌کنم بتواند با اینها پر بکند، اولاً مبادلات مالی و اقتصادی طوری نیست که آنها بتوانند بیایند جایگزین بکنند ثانیاً بگذارید من برایتان یک چیزی را از قول مطبوعات رسمی خود رژیم بخوانم سایت دولتی دیپلماسی ایرانی نوشته است که کشورهای اروپایی و چین درمورد تحریمها به ابراز تأسف بسنده کردند، روسیه هم که این روزها ادعای ابرقدرتی و همآوردی با آمریکا را دارد و از خاورمیانه و اوکراین گرفته تا کره شمالی همه جا پا در کفش آمریکا کرده است و بدنبال تثبیت و نمایش قدرت خود به آمریکاست، به ایران که می‌رسد دلیلی برای نشان دادن جدیتش به آمریکا نمی‌بیند.  خودشان بهتر می‌دانند یعنی اینها یک مقدار باصطلاح حرفهای میان تهی است که میرنند خب اگر می‌شد که مشکلی نبود پس چرا نکردند، این فقط یک حرف سیاسی است بی پایه و بی محتواست.

علاالدین توران: شما خیلی خوب توصیف کردید که ۲ راه وجود دارد و راه سومی هم وجود ندارد آن هم این است که یا باید به این سیر تخاصم و رودرروئی ادامه بدهد که لاجرم یک جائی به رودرروئی می‌رسد، یا باید به قول معروف کوتاه بیاید. تخاصم بین دو نفر که می‌خواهند با هم دعوا بکنند در تعادل قوا باید قابل دعوا کردن باشند این که شوخی است که رژیم بخواهد این کار را بکند، رژیم می‌خواهد در واقع تحت این بهانه کش بدهد، خودشان هم گفتند و میگویند ما مذاکره نمی‌کنیم و آمریکا هم جنگ نمی‌کند، البته حرفی است که فعلاً می‌زنند، چون رفته بودند مذاکره بکنند، ولی اینکه میگویند تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای ترامپ ما ادامه می‌دهیم، حالا معلوم نیست، اولاً تا آن وقت چطوری می‌خواهد ادامه بدهد چون روزبروز همین الان شما نگاه بکنید قدم به قدم دارد اقدامات جدی می‌شود یعنی هیچ جای آن را سالم نمی‌گذارند که بتواند کاری بکند، و ثانیاً از کجا معلوم شما نتیجه انتخابات آمریکا را از کجا میدانید؟ و تازه مگر آمریکا مثل رژیم ولایت فقیه است که هر کسی بیاید یا نفرات عوض بشوند، سیاست عوض بشود؟  یک سیاستی بوده به اسم سیاست مماشات، سال‌ها رژیم نانش را خورده است، این سیاست مماشات بعد از مرگ خمینی پایه گذاری شده است بر این توهم سوار است و پشتش هستند، توهم دانسته و آگاهانه در محافلی که معتقد هستند که این رژیم باید باشد و با آن معامله کردند ، این خط الان تمام شواهد نشان می‌دهد که همچنانکه از روز اول مقاومت ایران گفته است که این رژیم هرگز نخواهد توانست تغییر ماهیت بدهد الان فهمیدند و دیدند که دیگر از این خط چیزی در نمی‌آید این سیاست الان در این نقطه است الان عنصری که در این صحنه عوض شده، اگر بخواهیم مقایسه کنیم در تمام این سالیانی که بوده مسئله وضعیت داخل، مسئله قیام مسئله مقاومت است یعنی رژیم طبیعتاً و حامیان بین المللی و داخلی آن و هر جا قهرا می‌خواهند اینطور وانمود کنند یک دعوائی بین آمریکا و رژیم است، آقا آمریکا چکار به این دارید؟ چرا در کار این دخالت می‌کنید، بحث این نیست این دعوا طرف سوم و اصلیش مردم ایران و مقاومتشان هستند این را بخواهید نادیده بگیرید جواب ندارد، ولی کاشکی رژیم بقول شما راه بیاید و کوتاه بیاید گشایش ایجاد بکند مثلاً بارها مقاومت ایران گفته است خواهش می‌کنیم واپس بتمرگید و این کار را بکنید اگر می‌کنید این که بهترین راه حل است آسانترین وکم خرج‌ترین راه حل برای مقاومت است ولی به چه دلیل نکرده است؟ اگر هر زمان دیگری، رژیم می‌توانست این کار را کند الان کمترین احتمال وجود دارد، به چه دلیل؟ بدلیل اینکه الان یکسال است بیش از یکسال است که نمی‌تواند قیام را خاموش کند، بدلیل اینکه قیام خود انگیخته تبدیل شده به قیام سازمان یافته، نگاه کنید چه می‌گوید که حرف ما نیست حرف خود رژیم است در این سایتهای متعددی که درست می‌کند سایتهای سپاه اولاً خودشان آمدند شروع کردند به اعتراف مدیر کل  اطلاعات آذربایجان شرقی که اخیراً گفت فعالیت مجاهدین بیشتر از سالیان گذشته بود ۱۱۶ تیم را وزارت اطلاعات گفته است که گرفته است حالا چیزهای کمی را میگویند کارهائی که کردند ولی خودشان نوشته‌اند که آقا اعضای کانون‌های شورشی همزمان ۳ مرکز بسیج را در ۳ نقطه در تهران بطور همزمان آتش زدند، اما هیچ قلمی نسبت به این تهدیدات از سوی متولیان اصلاحات به چرخش در نمی‌آید، این مال پاسدارهای خامنه چی است می‌خواهند بگویند که آقا حواستان باشد هی نگوئید اصلاحات اصلاحات اینطوری می‌شود یک خورده دیگر از این حرفها بزنید شب می‌آیند مرکز بسیج را آتش می‌زنند و روز می‌آیند کمک مردم سیلزده شان می‌روند، آخر ببینید وقتیکه ما در این فاصله یکساله به جائی می‌رسیم که رژیم اعتراف می‌کند که مقاومت اینطور سازماندهی دارد این یک عاملی است که قبلاً وجود نداشته است نمی‌تواند با چنین عاملی رژیم بیاید گشایش بقول خودش بدهد، باشد شما مقایسه بکنید در سال ۱۳۶۷ پایان جنگ ایران و عراق که رژیم می‌خواست زهر بخورد این هم یک زهر خوردن برای خامنه‌ای است مقایسه کنید آنوقت خمینی در صدر رژیم بود، خمینی کجا خامنه‌ای کجا او با آن قدرتش زهر را که می‌خواست بخورد بهایش را با ۳۰ هزار زندانی مجاهدی که اعدام کرد در زندان گرفت و قبل از عملیات فروغ جاویدان و قبل از پایان جنگ این تصمیم را گرفته بودند برای اینکه در صورت صلح کردن و رفتن پای قطعنامه ۵۹۸ باید این قتل عام را در زندانها بکنند چون نمی‌تواند چنین مانوری کند یک رژیمی برگردد بعد از اینکه شعار داده تا آخرین خانه ما جنگ را ادامه می‌دهیم استراتژیش را که می‌خواهد عوض کند ماشین هم که باشد چپ می‌شود، دیگر چه برسد به رژیم، الان مگر می‌تواند چنین کاری کند همزمان با آن چیزی که در داخل می‌گذرد یک تحول بسیار مهم دیگری هست که ممکن است در اول بچشم نیاید هر وقت که رژیم لنگ می‌ماند در این مدت می‌آمد به رزمندگان آزادی در ارتش آزادیبخش ملی ایران و مجاهدین در عراق، حمله می‌کرد، موشک میزد ، این هجرت بزرگی که رخ داد در سال ۹۵ تمام اعضای مقاومت ایران از عراق خارج شدند و در آلبانی سکونت پیدا کردند این یک گام استراتژیک کیفی است که همین را از دست رژیم دور کرده است، وقتی در این وضعیت قرار می‌گیرد، چکار بکند؟ در این موقعیت من می‌توانم به شما قول بدهم که کوتاه آمدن برایش بسیارگرانتر تمام می‌شود هر بهائی که در سال ۶۷ خمینی در زهر آتش بس باید تحمل می‌کرد که بعد از چند ماه مرد، الان بها بسیار گزاف‌تر است، به ۲ دلیل یکی آنچه که در داخل بقول خودش ۳ مرکز بسیج را در تهران حالا بقیه جاها را نمی‌گوید آتش می‌زنند و همان آدمها بعد کمک سیل زده‌ها می‌روند، این را که هر کسی بفهمد وضعیت مملکت شوخی بردار نیست، در نتیجه کاشکی بکند ولی اگر بکند الان بدترین وقت است که رژیم بخواهد این کار را کند رژیم هیچ استراتژی ندارد جز همین کش دادن و این هم واقعاً فقط به چنین رژیمی می‌خورد مثلاً می‌خواهد کش بدهد که چی؟ تا آنوقت چطور می‌خواهید کش بدهید بعد اگر نشد چکار می‌کنید، یعنی روز به روز طی کردن، از این ستون به آن ستون، سیاست رژیم فعلاً این است.

علاالدین توران: انقباض وقتی میگوییم منظور این است که  رژیمی گاردش را در مقابل بیرون می‌بندد، همین اداهایی که خامنه‌ای در می‌آورد، ما با امریکا مذاکره نخواهیم کرد، ما با دنیا کاری نداریم، یعنی در خودش رفتن است، انبساط یعنی گشایش، آن ادعاهایی که آخوند شیادی مثل خاتمی یا روحانی و مثل رفسنجانی میکردند ، همان خطی که رژیم بعد از مرگ خمینی با این دو چیز بازی می‌کند، انبساط یعنی ما اوپن و باز هستیم، بیایید با ما مذاکره بکنید ما مشکلی نداریم و ایران کشور آزادی است، ثبات دارد ویعنی گشایش رو به بیرون دارد، ولی در بحث سیاسی ما انقباض یعنی رویارویی، یعنی اگر رژیم آمد وگفت ما مذاکره می‌کنیم و چیزهای که شما سر برجام می‌خواهید قبول می‌کنیم و وارد مذاکره می‌شویم این انبساط می‌شود، انقباض یعنی مذاکره نمی‌کنیم و از برجام هم بیرون می‌آییم و برای رویارویی پای آن هستیم، این یعنی در هم رفتن.

علاالدین توران: میدانید اینکه بتواند بخشی از نفتش را بفروشد شاید بتواند بخشی را بفروشد، قاچاق نفت کار آسانی نیست، شدنی هست اما این مهم نیست، دو تا مسئله است، اولاً حرفهایی که رژیم میزند بدرد خیمه شب‌بازی می‌خورد، ما شش جور بلد هستیم تحریمها را دور بزنیم و دکترای دور زدن تحریم را داریم (البته دکترای قلابی در رژیم زیاد است)، ولی از این شوخی‌ها بگذریم آن نفتی که با قاچاق و بردن به عراق و فروختن، آن پولی که رژیم نیاز دارد را تأمین نمی‌کند، رژیم که مسئله‌ش این نیست که به مردم نان برساند یا خرابی را درست بکند و بیاید خرج عمران مملکت بکند، یا خرج دارو و درمان مردم بکند، پول رانیاز دارد چون ۸۰ هزار نفر در سوریه دارد که در ماه بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ دلار حقوق می‌دهد، بی خودی نیست میگویند سوریه را رها کن فکری به حال ما کن، این پول را می‌خواهد بدهد، این پول هم با یکذره قاچاق نفت به این طرف و آن طرف در نمی‌آید، یعنی باید این دستگاه را تعیین تکلیف کرد، یک شبهه‌ای که رژیم دامن میزند و مهم هست که توجه بکنیم این است که جنگ و بحث تحریمها را و سیاست امریکا را بعنوان یک مسئله اقتصادی وانمود بکند، گویا یک دعوای اقتصادی است و حالا چون نفت‌مان را تحریم کرد وضع اقتصادی‌مان خراب شده است حالا با دور زدن می‌خواهیم حل کنیم، آخر مسئله این نیست، از نقطه اقتصاد هم شروع نشد، روحانی گفت همه چیز بعد از برجام داشت خوب پیش می‌رفت حتی آقای ترامپ هم خوب پیش می‌رفت بعد در ایران در دی ماه شلوغی شد امریکایی‌ها دیدند و این داستانها شروع شد، امریکا هم استراتژی دارد که بر پایه واقعیت‌ها استوار است ، طبیعی است با چنین رژیم لرزانی که با چنین بحرانهایی دست به گریبان است باید سفت و سخت گرفت و این برجام بجایی نمی‌رسد، پس مشکل رژیم در وهله اول مشکل اقتصادی نیست، وانمود می‌کند که مشکل اقتصادی دارد و می‌گوید نفت را و تحریم را دور می‌زنیم، مگر پولی را که دولت قبلی امریکا داد چه تضادی از اینها حل کرد، مگر خرج مردم شد، پس مسئله این نیست، بن بست رژیم بن‌بست اقتصادی نیست، برای یک رژیم حاکم بن‌بست اقتصادی کم پیش می‌آید، قبل از آن بن‌بست سیاسی است، قبل از آن بن‌بست اجتماعی است که رژیم درگیر آن است، ولی با بزرگ کردن مسئله اقتصاد و تحریم و مقداری هم وجه حقوق بشری می‌دهد که ما دارو می‌خواهیم و فلان مسئله،  خیر این نیست، می‌خواهند مسئله را بپوشانند، بن‌بستشان سیاسی است، مردم این رژیم را نمی‌خواهند، و این را هم حتی امریکا فهمیده و همه فهمیدند، این را نمی‌شود پوشاند.

علاالدین توران: این سؤال را باید از آقای جان بولتون مشاور امنی ملی امریکا پرسید، البته امروز در بیانیه جوابشان را داده اتفاقاً گفته رژیم از طریق سپاه یا ارتش یا نیروهای مزدورش همچنین اقداماتی بکند، ما پاسخمان بی امان خواهد بود، فکر کنم همین حرف به اندازه‌ای که رژیم چنین کاری نکند کافی باشد، رژیم که تعادل قوای محض است اما باید دید . تحولات تاکتیکی را که نمی‌توان پیش‌بینی کرد، ولی به نظر نمی‌رسد رژیم دست از پا خطا بکند.

علاالدین توران: چون استراتژی رژیم «از این ستون به آن ستون فرج» است، قابل پیش‌بینی نیست، اف ای تی اف چهار قسمت دارد، دو قسمتش که برایشان خرجی نداشت را تصویب کردند و تمام شد، دو قسمت تیغ‌دارش برای آخوندها که سی اف تی و پیمان پالرمو است، که مقداری دعوا با شورای نگهبان والان به مجمع تشخیص مصلحت برده شده و با این دعواها کش می‌دهند، فعلاً بلاتکلیف مانده است، کلاً این تاکتیکی است که رژیم در برابرتعهدات و التزامات بین‌المللی‌ش استفاده می‌کند، مثلاً سابقه تاریخی این پیمان الحاقی پروتکل منع گسترش سلاح‌های اتمی است هنوز امضاء نکرده و می‌گوید مجلس ما باید تصویب بکند تا ما امضاء بکنیم و کش می‌دهد با مستمسکهای دمکراتیک که انگار مجلسی هست و حالا مجلس باید تصویب بکند و مجلس تصویب نکند ما چکار بکنیم، مجلسش را همه می‌دانند چی هست، مشخص است الان سیاست کش دادن را پی می‌گیرد، منتهی این برخلاف پیمان الحاقی منع گسترش است و زمانبندی دارد، باید تا ماه ژوئن جواب بدهند، و گرنه زمان می‌گذرد و مشمول تحریم‌ها می‌شوند ولی اگر بخواهد امضاء بکند معلوم نیست چطوری می‌خواهد پول به حزب‌الشیطان برساند، و بقیه مزدوران اینطرف و آنطرفش چی؟ یعنی دست و بالش بسته می‌شود، در نتیجه این یک نمونه بحران آزمایشگاهی رژیم است، بحران‌هایی که میگوییم رژیم در بن‌بست است، یکی از انعکاسات بن‌بست رژیم همین اف ای تی اف است، ناچار بشود باید امضاء بکند، اگر امضاءبکند عواقبش برایش بدتر است، به سختی می‌شود فهمید و من حداقل نمی‌توانم پیش‌بینی بکنم، چون فکرنمیکنم سیاست مشخصی هنوز داشته باشند.

علاالدین توران: من فکر می‌کنم تمام مشکلات رژیم را باید اول وجه سیاسی آن را دید، پاسخ منفی به اف ای تی اف در همان بحث انقباض یک گامی است در جهت تثبیت ما داریم در انقباض پیش می‌رویم این پیامش خطاب به نیروهای وارفته رژیم هست و انگار خبری نیست و ما می‌توانیم جلوی امریکا و همه دنیا بایستیم و هیچ کس حریفمان نمی‌شود و این را هم امضاء نمی‌کنیم این کارکرد سیاسی امضاء نکردن است، عواقب سیاسی و اقتصادی برای او دارد که قطعاً گریبانش را خواهد گرفت این را باید بالا و پایین بکند ولی معمولاً چون کلان منافع را تأمین نمی‌کند علی‌القاعده این است مگر در دستگاهی بیاید مثل برجامی که پذیرفت و مذاکره کرد و چیزی را پذیرفت و با ایده وارد شد و باید دید در آن دستگاه چه می‌خواهد انجام بدهد ولی الان پیام هر کدامش این است، و نمی‌تواند اینس‌تکس را اجرا بکند چون یکی از پیش‌شرط‌ها همین امضاء اف ای تی اف است.

علاالدین توران: این سؤال ساده موجودیت رژیم بعد از مرگ خمینی است، که پیش بینی کردن آن خیلی مشکل است، همواره منفعت رژیم در این بوده که بر دو پایه بازی بکند، ولی الان تمامی شواهد نشان می‌دهد این بازیها تمام شده است، یعنی دوران مماشات رژیم تمام شده است، شرائط بیرون از رژیم به نظر نمی‌رسد اجازه چنین مانورهای را به او بدهد، اولین مسئله وضعیت داخلی خود رژیم هست و دوم اعتلا مقاومت شناخته شده است، شما نگاه بکنید در همین مدت در همین سال ۲۰۱۹ میلادی حضور مقاومت در صحنه بین‌المللی فرض کنید در ورشو کنفرانسی گذاشتند آن حضور مقاومت در آنجا و بعد حضور آن در مونیخ  و قبل از آن در پاریس و همه جا، این حضور نشاندهنده این کفه است، رژیم نمی‌تواند این عامل جدید را که پایه‌ش قیام در داخل و این کانونهای شورشی و شوراهای مردمی هست را نادیده بگیرد، این عنصر وارد معادله می‌شود مثلاً در سال ۶۷ خمینی گفته بود، تا آخرین خانه در تهران خراب نشده باشد جنگ را قطع نمی‌کنیم، چی شد جنگ را قطع کرد؟ بعد از عملیات چلچراغ و تسخیر شهر مهران و فتح دو مرکز لشکر توسط ارتش‌آزادیبخش ملی آن جام زهر را خورد، پس عامل مقاومت و عامل درونی عامل تعیین کننده است برای اینکه رژیم را پای میز بکشاند و الان من نمی‌دانم رژیم فعلی و خامنه‌ای در مقایسه با خمینی در چه نقطه‌ای است، چون خمینی به سختی توانست خودش را در عملیات فروغ جاویدان جمع و جور بکند، مجلسش را تعطیل کرد، تمام دانشگاه‌ها را تعطیل کرد، هر چه آخوند و بسیجی و پاسدار بود را روانه جبهه‌ها کرد، چون ارتش جنگ نمی‌کرد که بتواند جمع و جور بکند، یعنی همان لرزه سرنگونی با وجود خمینی بر اندامش افتاد، بخاطر عملیات ارتش‌ازادیبخش بعد از اعلام پذیرش قطعنامه بود، این عاملی که جدید است و صحنه را تعین می‌کند که بتوانیم پیش‌بینی بکنیم که رژیم کدام را انتخاب می‌کند همین عامل است، اگر دیدید مجبور شد باصطلاح پوتینش را از گردنش‌آویزان بکند و مذاکره بکند و کوتاه بیاید، یعنی تسلیم شدن و خودش هم این را می‌داند، امام جمعه‌هایش میگویند اگر برویم مذاکره یعنی تسلیم و اگر تسلیم شدند بدانید از این ترس است، و البته عواقبش خیلی گرانتر است، و ما بغایت استقبال می‌کنیم که این راه را بروند، در نتیجه اگر از من بپرسید خیلی محتمل نیست رژیم راه دیگری ندارد جز اینکه راه انقباض را برود، تا جایی که ببیند چی می‌شود، با این استدلال که ما مذاکره نمی‌کنیم و امریکا جنگ نمی‌کند، تا ببینیم تا کجا می‌خواهد پیش برود، ولی هزار تا مشکل هم هست، مثل وضعیت داخل و وضعیت مقاومت که اسم نمی‌آورد، اگر مجبور باشد کوتاه بیاید قطعا بدلیل این است، بدلیل وضعیت شکننده در داخل و در تعادل قوا با مقاومت است، شما عنصر مقاومت و مردم را حذف بکنید حرفش زیاد غلط نیست می‌گوید ما ادامه می‌دهیم کافی است تلاش کند جنگ نشود، امریکا هم الان در نقطه نیست که با رژیم جنگ بکند، چون همه برآوردها این است امریکا بدنبال جنگ جدیدی در منطقه نیست، یعنی اگر عامل مقاومت و مردم را از صحنه حذف بکنیم، رژیم که هست، با همین وضعیت و ویران کردن مملکت با به باد دادن حرث و نسل کشور ادامه می‌دهد، انقباض یا انبساط‌ش خیلی فرق نمی‌کند، این مانورهای بیرونی‌ش است، ولی آن چه که اجازه نمی‌دهد و نقش قیام و اهمیت و مقاومت دراینجا است یعنی واقعاً کانونهای شورشی و شوراهای مردمی عناصر تأثیر گذار هستند و فعالیت مقاومت تأثیر گذار است کما اینکه الان رژیم مجبور شده اذعان به این تأثیر بکند، قبلاً می‌توانست اذعان نکند ولی الان نمی‌تواند چون صبح تا شب با آن روبرو است، باید الان گذاشت و دید تحولات به کدام سمت پیش می‌رود.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.