برای یک ایران آزاد

پاسخ زندانی سیاسی سعید ماسوری به آخوند جنایتکار مصطفی پورمحمدی

0

بخشی از پاسخ زندانی سیاسی در بند سعید ماسوری به آخوندجنایتکارمصطفی پورمحمدی
پاسخ سعید ماسوری به آخوند جنایتکار مصطفی‌پورمحمدی
آیا جوشش آن خونها را ندیده ای؟
چندی پیش، از خرناس کشیدنهای جنایتکاری به اسم ” پور محمدی “مطلع شدیم. او که یکی از جنایتکاران قتل عام سال ۶۷ است (به گفته آقای منتظری )وتا همین چند سال پیش بکلی منکر حضورش در ” هیئت مرگ “بود . بعد از افشای نوار آقای منتظری سراغ شانه خالی کردن از مسئولیت آن رفت ولی چون دیگر برهمه عیان گشته بود از آنجائیکه چاره ای نداشت همانند موشی که در تله افتاده به وحشیانه ترین شکل با چنگ و دندان کشیدن –به همه چیز حمله کرده و با تهدید به” انتقام”و اینکه “هنوز تسویه حساب تمام نشده “ما زندانیان و خانواده هایمان را به کشتار و قتل عامی دیگر تهدید کرده بود !
در این داستان، ناخود آگاه به یاد فیلم” تنگسیر”با بازی بهروز وثوقی (در نقش زار محمد )افتادم که وقتی حاکم و سید و قاضی را همه نزول خوار یافت که پولش را بالا کشیده و خودش را در حد یک سگ خفیف و تحقیر می کنند در اوج استیصال و در ماندگی با خدا نجوا میکرد و با همان لهجه بوشهری میگفت :خدایا این چه شهریه ؟؟مو چه بکونوم ؟؟شهری که حاکمش دزد ،سیدش دزدو قاضی اش هم دزده ….به کی شکایت بکونوم ؟؟

الان هم در کشوری که من هستم، رئیس جمهورش جانی،قاضی اش جانی وروحانی عمامه دارش هم جانی ست و تازه در بند و اسارت هم گرفتارم ودستم به جایی بند نیست واقعا” چه بکونوم ؟؟دیدم که اگر چه هیچ کاری از دستم بر نمی آید ولی ” مردن ” را که میتوانم و این را از امام آموخته بودم . و بعد هم در همین عصر، از سربداران ۶۷ که جز تحمل شکنجه و حبس کاری نکرده بودند(و ما نقموا منهم الا ان یومنو باالله العزیزالحمید )(۱) وغیر از آرزو و آرمان آزادی مردمشان گناهی دیگر نداشتند ….پس خطاب به این آخوند جنایتکار می گویم : مگر آن همه جوانان را با همین کیفر خواست اعدام نکردید …حال من هم با همین چند جمله آن آرزو و آرمان را بیان میکنم تا بهانه همان کیفر خواست را به توی جلاد بدهم شاید با “اعدام شدنم “نه حتی مانعی جدی بر سر راه ماشین کشتار و سرکوب شما بلکه تنها به همان اندازه لحظات ” جان دادنم “بر طناب دار ،تنها مختصر ” اصطحکاکی “باشم در کند کردن سرعت این ماشین کشتار و جنایت و… و همین برای من کفایت است (فی الدنیا والآخره ) و روسفیدی در برابر خداوند و در قضاوت تاریخ ،مردم و میهنم ….!!! و به عنوان ختم کلام ، خطاب به اومی گویم تو که حتی حرفهای منتظری را هم نفهمیده ایی، آیا بعد از این همه سال جوشش آن خونها را ندیده ای ؟؟؟آیا ندیدی که بر خونهای پاک آن جوانان چگونه هر روز تپشهای زندگی جاری است؟ ندیدی که پر طنین تر از همیشه فریاد آزاد خواهی شان بر لبان همه جوانان ایران آواست ؟و ندیدی که هراس از آن نامداران بی نام و مدفون در خاک ، چگونه بر قلب و جان شما هنوز پا بر جاست …؟؟آری…گمان بردیدکه جوشش آن خونها دیگر پای و دامن شما را نخواهد گرفت ، ولی دیدید که سرنوشت بر دفتر اعمالتان ،آخر ای جانیان بد سرشت ، چه سان نوشت ؟؟؟ (…وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ..پایان

پاسخ زندانی سیاسی سعید ماسوری به آخوند جنایتکار مصطفی پورمحمدی

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.