برای یک ایران آزاد

۱۷خرداد۱۳۶۵؛ سالروز پرواز سرنوشت‌سازمسعود رجوی! :گفتگو با افشین علوی

0

پرواز سرنوشت‌ساز رهبر مقاومت ایران و مسئول شورای ملی مقاومت ایران، آقای مسعود رجوی درتاریخ ۱۷خرداد ۱۳۶۵،، که پروازی برای صلح و آزادی نام گرفت. علت این پرواز از فرانسه به عراق چی بود ؟ چه عواملی باعث این رویداد تاریخی در تاریخ مبارزات مردم ما شد؟ این حرکت چه نتایجی را به دنبال داشت؟.

در همین رابطه آقای افشین علوی، عضو کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت ایران درگفتگویی باتلویزیون ایران آزادی به موضوع پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد

افشین علوی: شرائطی که منجر به این پرواز تاریخساز شد خیلی شرائط خاص و ویژه‌ای بود که مرورش خیلی آموزنده است میدانید تاریخ پرواز ۱۷ خرداد ۶۵ یعنی مصادف با ۷ ژوئن ۱۹۸۶ بود و در واقع ۵ سال بود که شورای ملی مقاومت بعنوان آلترناتیو در مقابل رژیم ضدبشری خمینی شکل گرفته بود، و فعالیتهای خودش را تحت رهبری مسئول شورا آقای مسعود رجوی پیش برده بود، با این حال تأثیر جدی گذاشته بود، همچنین ۶ سالی از جنگ ضدمیهنی که خمینی با عراق پیش می‌برد، و باعث خسارات و کشتار انبوهی از جوانان و سرمایه‌های مردم ایران در تنور جنگ شده و ادامه پیدا کرده بود، و مردم از این بابت بسیار خسته و عاصی بودند.

۵ سالی می‌شد که مسعود رجوی آن هجرت و عزیمتش به فرانسه را با آن پرواز خیلی معروفی که به یمن قهرمانیهای کادر مجاهد خلبان تحت فرماندهی سرهنگ خلبان بهزاد معزی انجام شده بود به فرانسه انجام داده بود و پایه‌های دیپلماسی انقلابی را بنا گذاشته بود و این دیپلماسی انقلابی کارکردهایش را داشت و بسیار در دفاع از منافع مردم ایران و معرفی آلترناتیو پیش رفته بود منجمله در زمینه افشای جنگ‌طلبی خمینی با ارائه طرح صلحی که بسیار مقبول جامعه بین‌المللی قرار گرفته بود.

اگرخمینی بر جنایتکاری و ادامه جنگ و تنوری که برای بقاء حیات خودش نیاز داشت ادامه نمی‌داد یعنی پافشاری نمی‌کرد این طرح صلح که از منافع مردم ایران هم دفاع می‌کرد می‌توانست مبنای خوبی برای پایان دادن به جنگ که تقریباً دوسال و نیم و سه سال از اینکه دولت وقت عراق هم امادگی خودش را برای پایان دادن به جنگ ابراز کرده بود، متاسفانه اینطور نشد و کشتار ادامه پیدا کرد، این وضعیتی که گفتم رژیم را در آن مقطع به شکلی به وحشت انداخته بود که در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد بخصوص در داخل ایران مردم شروع به تظاهرات و اعتراضات نسبت به ادامه جنگ می‌کردند و همه از بابت این ادامه جنگ ناراضی و معترض بودند.

در آن دوران در فرانسته یک دولت دست راستی تحت ریاست شیراک سر کار بود که رژیم با موج تروریستی و گروگانگیری اتباع فرانسوی در لبنان و تروریسم در فرانسه این دولت را که دولت ضعیفی بود تحت فشار گذاشته بود برای اینکه رهبر مقاومت را زیر فشار گذاشته و مانع از تأثیر گذاری که اشاره کردم را داشته باشد و قصدشان این بود با زدوبند آن را وادار به سکوت بکنند حتی چه بسا برای ترور و حذف فیزیکی دست باز بگیرد چون تقریباً بعد از ۲۰ فقره تلاش برای ترور رهبر مقاومت رژیم نتوانسته بود کاری از پیش ببرد.

در نتیجه به دولت فرانسه متوسل شده بود برای اینکه یک توقفی به این فعالیتها بزند و شیراک یک سیاست بزدلانه‌ای داشت (همزمان با پرواز تاریخساز بود که شیراک بر سر کار آمده بود) در آن زمان رئیس جمهور از سوسیالیستها بود که روی خوشی به مقاومت ایران داشت ولی دولت از دست راستی‌ها بود که در ضدیت با سیاست سوسیالیستها و در معامله گری با رژیم بدنبال نردبانی برای جاه‌طلبی‌های خودش بود و موضوع گروگانگیری اتباع فرانسوی و معامله با رژیم را بعنوان وسیله منافع خودش بکار گرفت، بدون هیچ پرنسیب و اصولی به آن فشارها تن داد.

در مقابل این فشارگذاری ؛ شورای ملی مقاومت در اجلاس فوق‌العاده اردیبهشت سال ۶۵ به اتفاق آراء تصویب کرد و تصمیم به پرواز تاریخساز و عظیم رهبر مقاومت به جوار خاک میهن در عراق گرفتند و به این ترتیب مقاومت نسبت به توطئه‌های که در حال شکل گیری بود دست پیشی گرفت، و همه خواب و خیالهای خمینی و رفسنجانی و خامنه‌ای که در منصب قدرت بودند را نقش بر آب و باطل کرد.

تقریباً ۱۰ روزی کشاکش خیلی سهمگینی بود چرا که دولت فرانسه با این سفر مخالفت می‌کرد، چون طرح چیز دیگری بود، سرانجام مقارن با عید فطر در فرودگاه اورو یعنی همان فرودگاهی که ۵ سال قبل با آن پرواز وارد خاک فرانسه شده بود از همان فرودگاه با یک هواپیمای که ۶ مسافر داشت هواپیما توانست علیرغم تمام مخالفتهای که بود و سنگ اندازی‌ها بلاخره پرواز بکند و به سمت عراق بیاید و تقریباً تا ساعت ۳ و نیم بجزء چند تا از مسئولان مجاهدین در پاریس و خواهر مریم که پیشاپیش به عراق رفته بودند و در واقع از آنجا مانع از شکلگیری توطئه شدند با موضعگیری که کردند و برادران مسعود رجوی که در جریان این مسافرت بودند کس دیگری در واقع از این سفر خبردار نبود تا نقطه پرواز که خبرنگاران همه جا ریختند و خبرش مثل بمب صدا کرد و همه رسانه‌ها مطلع شدند و هر جا هواپیما پرواز می‌کرد خبر می‌دادند که از آسمان این کشور رد شده و نهایتاً این پرواز پر مخاطره چون می‌دانستیم رژیم توطئه ترور هم دارد،      توانست موفقیت آمیز به انجام برسد و این خلاصه‌ای بود چون اجزای دیگری هم دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت

افشین علوی: رژیم از قبل شروع به یکسری بمبگذاری‌ها و کشتار در خاک فرانسه بدلیل اینکه بر روی فعالیتهای رهبر مقاومت فشار بگذارد، همچنین یکسری از اتباع فرانسوی را سریال به سریال در لبنان از طریق مزدورانش در حزب‌آلله گروگان می‌گرفت، و به این شکل فشار بر دولت فرانسه وارد می‌کرد.

بدنبال این بود دولت دست راستی فرانسه را وادار به اینکه مقاومت را به سکوت بکشاند، دو هدف داشت اولین هدف همین بود که گفتم و هدف دوم پولی را در دولت قبلی (شاه) در برنامه هسته‌ای فرانسه سرمایه گذاری کرده بود و یک میلیون پول قرض داده بود می‌خواست مطالبه کند و بگیرد، با این انفجار و گروگانگیری بدنبال معامله وامتیاز گرفتن بود.

تلاش کرد علیه رهبر مقاومت ۱۶ مورد عمل تروریستی بکند، البته راهی پیدا نکرد تا اینکه وارد این شانتاژها شد، این اهداف را چندین بار در اظهارات مقامات یا سفارتخانه‌های رژیم و یا در رسانه‌ها رژیم گفته بودند، من چند نمونه را عرض کنم .

مثلاً ۱۵ بهمن ۶۴ درست بعد از یکسری سوءقصدها کاردار رژیم در فرانسه گفته بود یکسری تروریست اینجا در خاک فرانسه هستند و مقامات فرانسوی باید به این توجه کنند، (بطور غیر مستقیم و اینکه بخواهد مستقیم و واضح صحبت کند گفت که اینکارها ربط دارد به حضور اینها در خاک فرانسه)، یا یک ماه قبل در ۲۶ دی یک رسانه فرانسوی به اسم د.اس.ته. که رسانه مهمی بود، در مقاله‌ای تحت عنوان تهران خواسته‌هایش را افزایش می‌دهد بهای هول‌انگیز گروگانهای فرانسوی در لبنان پرده از یکسری از معاملاتی که در جریان بود و خواسته‌های که بین رژیم و فرانسه مطرح می‌شد برداشت.

مثلاً نوشت فعالیت‌های تبعیدیان محدود خواهد شد و حتی برخی قربانی خواهند شد، بعنوان مثال مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق که تا الان توسط دو اسکادران ژاندارم در محل اقامتش در اورسورآواز حفاظت شده است این خطر وجود دارد که اولین قربانی باشد که بدون دفاع می‌ماند، (یعنی رژیم بتواند ترورهایش را انجام بدهد)، که بعدها یک بمب هم در چند صد متری اقامتگاه منفجر شد و در رسانه‌ها خبرش را دادند که چنین کاری هم صورت گرفته است، که سوژه آن مسئول شورای ملی مقاومت بوده است، در ۲۶ فروردین در روزنامه اطلاعات رژیم خطاب به دولت فرانسه گفت اگر فرانسوی‌ها می‌خواهند در رابطه با ایران تجدید نظر بکنند، پایگاه‌های (مجاهدین) را برچینند، این در شرائطی مطرح می‌شد که در فرانسه مستمر بمب منفجر می‌شد و اتباع فرانسه هم گروگان گرفته می‌شد، تقریباً همه چیز رو شده بود.

در این وضعیت بود که مقاومت توانست از این وضعیت بیرون بکشد، و پرواز تاریخساز صورت بگیرد، سه هفته بعد از عزیمت به عراق کپی احضاریه از سوی دادستان پاریس (معلوم بود دولت دست راستی فرانسه عمل کرده) به اورسورآواز رسید که یکسری شاکیان شکایت داشتند که معلوم شد سناریو بعدی هم داشته ولی برای این حرکت دیر شده بود، و این نامه دیر رسیده بود و مقاومت ایران حرکت هوشیارانه‌اش را انجام داده بود، و دولت فرانسه را وادار به خروج رهبر مقاومت کرده بود.

این موضوعات قبلاً در اجلاس شورا به آنان اشاره شده بود، و یک نکته تاکید شده بود که مهم بود و گفته بود آن چه که شورای ملی مقاومت را برای دشمن مردم ایران غیر قابل تحمل میکند وفاداری شورا به اصل استقلال و سرسختی و پافشاریش در راستای این آرمان والا است، چرا این نکته مهم است؟ چون دولت فرانسه ته خط از آقای مسعود رجوی می‌خواست در مورد وضعیت داخل ایران و حکومت رژیم سکوت بکند، و کافی بود این را قبول بکند، یعنی به این خواسته تن بدهد، منتهی پذیرش این خواسته همانا و پایان دادن به استقلال و دست برداشتن از مبارزه همان، امری که رهبری مقاومت هرگز حاضر به پذیرش آن نبود.

در بیانیه شورا نوشته نظر به همه این ملاحظات برای خنثی کردن توطئه‌های دشمن از یک سو و پاسخگویی به الزامات مرحله جدید تدارک قیام از سوی دیگر محل اقامت مسئول شورای ملی مقاومت ایران از اروپا به خاک کشور عراق منتقل می‌شود، اگر یادتان باشد بعد از این عزیمت و پرواز تاریخساز بود که مدتی بعد ارتش آزادیبخش ملی ایران تأسیس شد و آن عملیاتهای درخشان را توانست بکند و خمینی را توانست به نقطه جام زهر برساند تا نوش جان بکند، در این اوضاع در اواخر خردادماه شورا به دولت فرانسه اعلام کرد که تصمیم به مسافرت گرفتند ولی آنها مخالفت کردند و این چیز عجیبی بود نشاندهنده یک توطئه بود، پشتش بساطی بود که دیدیم، فرانسه کشور ثالثی را پیشنهاد کرد که مطلوب و مورد موافقت مجاهدین و شورا قرار نگرفت و نهایتاً به دولت فرانسه اعلام کردند که آقای مسعود رجوی تصمیم دارند به سوئیس نزد برادرشان که بعد به شهادت رسید بروند، و سوئیس هم سفیرش را فرستاد و تمام مسائل حل و فصل شد ولی ۴۸ ساعت قبل از آن یک اخبار و اطلاعاتی رد و بدل شد که مهدی ابریشمچی از آن پرده برداشت و طی آن توطئه ترور یا استرداد آقای مسعود رجوی در سوئیس در حال تدارک بود و رژیم بسیار فعال شده بود، که آقای مسعود رجوی را در آنجا یا تحویل بگیرد یا ترورش کند، که این مرحله نتوانست انجام بشود، بعد از آن و چند روز بکش بکش بین مقاومت ایران و فرانسه نهایتاً این عزیمت و سفر تاریخساز توانست صورت بگیرد.

افشین علوی: همانطور که گفتم در پنجمین سال بعد از تأسیس شورا بودیم در آن تاریخ تحولات کیفی در فعالیتهای شورا صورت گرفته بود و شش سال از جنگ گذشته بود و علیرغم اینکه دو نیم سال بود عراق اعلام آمادگی برای اینکه به این جنگ خاتمه بدهد ولی خمینی حاضر نشده بود، اینجا بود که مجاهدین و شورای ملی مقاومت یک سیاست به نفع صلح را بنیانگذاری کردند آن موقع هم بجزء شورا و مجاهدین کسی جرات مخالفت با جنگ را نداشت، و وقتی خمینی تصمیم گرفته بود به جنگ حالت تهاجمی بدهد و وارد خاک عراق بشود در حالیکه عراق آتش بس را پذیرفته بود، جنگ ادامه پیدا کرد و مردم بر اثر سیاستهای شورا به ماهیت و ضدمیهنی بودن جنگ پی برده بودند، تظاهرات‌ها و مخالفتها در داخل ایران بالا گرفت.

شورای ملی مقاومت طرح صلحی را ارائه کرد، این طرح صلح مورد قبول جامعه بین‌آلمللی و حتی درداخل و عراق قرار گرفت یعنی عراق پذیرفت آن را مورد مبنای مذاکرات صلح قرار بدهد، در حالیکه این طرح بسیار ملی و از مواضع ملی ایران دفاع می‌کرد، (ایران به معنی میهنی ایران)، ۳ سال بعد از ارائه طرح صلح کتابی منتشر شد، که مجموعه فعالیتها و حمایتهای از این صلح را معرفی کرد و من اینجا خلاصه و جمعی از این حمایتها را دارم.

نزدیک به ۵ هزار تا از نمایندگان پارلمانها و شخصیتهای سیاسی غربی از طرح صلح شورا حمایت کردند، که امضاء تک به تک ةآنها در این کتاب منتشر شده است، از ۲۲۱ سازمان و حزب و جمعیت و گروه، اتحادیه و سندیکا، از ۵۷ کشور جهان بودند، این بیانیه سیاستهای قرون وسطایی و جنگ طلبانه خمینی را محکوم می‌کرد، و از طرح صلح آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت حمایت میکرد. ا کنون علاوه بر استقبال مردمی ایران از حمایت بین‌المللی وسیع از جمله تأیید مجمع پارلمانی شورای اروپا، پارلمان اروپا و بیش از ۳ هزار حزب و سازمان و شخصیت سیاسی برخوردار گردیده است، (از طرح صلحی که شورا اعلام کرده بود)،.

۶۰ درصد امضاء کنندگان بیانیه از نمایندگان پارلمانهای کشورهای غربی بودند، که دستکم ۵۰۰ میلیون از مردم جهان را نمایندگی می‌کردند، همچنین اتحادیه‌های کارگری که پای امضاء این بیانیه آمدند در واقع ده‌ها میلیون کارگر را نمایندگی می‌کردند، (بزرگ‌ترین اتحادیه‌های کارگری بودند)، علاوه بر این پارلمانترها، ۶۰ وزیر و معاون وزیر و ۱۱تن از روسا و نائب رئیسان احزاب مثل دمکرات مسیحی‌ها، بین‌الملل لیبرالها، بین‌الملل سوسیالیستها، در سراسر جهان امضاء کرده بودند، ده‌ها تن از روسای پارلمانها ؛ خلاصه حجم بالایی از شخصیتهای سیاسی که بعدها خیلی‌ها نخست وزیر در کشورهای مختلف شدند جزءامضاء کنندگان این بیانیه بودند، علاوه بر این فعالیتها، فعالیت‌های که مقاومت در داخل داشت و همچنین شرائطی که عرصه بین‌المللی را بر رژیم تنگ کرده بود باعث شد طاقت خمینی و رژیمش به سر برسد، و باعث شد پای چنین معامله‌ای که مانع از فعالیت رهبر مقاومت بشود.

افشین علوی: میدانید که از قبل یکسری جریانات میانه باز که دست در دست رژیم داشتند جریانات میانه بازی که در داخل کشور و در خارج کشور بدنبال منافع خودش و سهم در قدرت در رژیم بودند، و مطلقاً به فکر مردم ایران نبودند، یا بدنبال این بودند که از قبل مقاومت ایران از مردم ایران بخواهند کولی بگیرند، ولی رهبر مقاومت ایران کسی نیست که به شغال باج بدهد در نتیجه حاضر به تن دادن به فشارها و خواسته‌های اینها داشتند که همه از جنس مماشاتگری با رژیم بود نشد.

این‌ها هم مستمراً رهبر مقاومت را تحت حملات خودشان قرار می‌دادند، علاوه بر این دولت دست راستی فرانسه بر سر کار آمده بود یکسسری جریانات و سرویسهای دست راستی در فرانسه (منظورم افراطی) دست داشتند منجمله بمبی که در چند صد متری محل اقامت آقای رجوی منفجرکردند، در نهایت معلوم شد یک نفر مربوط به جریانات دست راستی که حتماً با سرویسها رابطه داشته این کار را انجام داده بود، همزمان با این فشارهای سیاسی و دیپلماتیک دولت فرانسه گذاشته بود، علاوه براین همزمان یکسری تحرکات و مراجعات در داخل شهر اور از جانب یک گروه باصطلاح مارکسیستی بنام اقلیت که در واقع به مثابه باند تبهکار عمل می‌کرد، جلوی محل اقامت رهبر مقاومت می‌آمدند و به تحریک سرویسها تنشج ایجاد کنند و مردم را تحریک کنند و کاری بکنند تا فضای شهر بهم بریزد و علیه حضور رهبر مقاومت بشود، خلاصه چندین طرح پا به پا در حال جریان بود، که این فشار را افزایش بدهند.

طبعاً اینها زمانی  مثلاً جریان سیاسی بودند و بعد در انشعابات شروع به کشتار همدیگر می‌کردند و در تبعید به اصول و ارزش‌های خودشان پشت می‌کنند، عاقبتی ندارند جزءاینکه تبدیل به تفاله‌های بشوند که آلت دست دولتهای خارجی و سرویس‌ها می‌شوند و نوکر آنان می‌شوند، این عاقبت تلخ کسانی که به مردم ایران پشت می‌کنند و پای عهد و پیمانهای خودشان برای رهایی مردم ایران نمی‌آیند عاقبتی بجزء این ندارند ولی تمامی این توطئه‌ها و تلاشها باعث رو شدن دست تمامی کسانی که دست در توطئه داشتند شد و نهایتاً هیچ کدام هم نتوانستند به جایی برسند.

افشین علوی: من اتفاقاً پیام تودیع رهبر مقاومت به هنگام ترک خاک فرانسه که خطابش به مردم ایران و بخصوص ایرانیان خارج کشور بود، من این پیام را مرور کردم و خیلی بعد از سالیان از محتوی آن جا خوردم، بخشهای از آن را برای خودم علامت زدم و فکرمیکنم خواندن این پیام در سالروز پرواز تاریخساز خیلی ضروری است و به همه دوستداران مقاومت توصیه می‌کنم مرور یا گوش بدهند پیامی که با صدا و تصویر خودشان است، و از جهاتی بسیار آموزنده برای ما در این مرحله است، به بخشهای از آن اشاره می‌کنم.

در این پیام مسئول شورا به شرائطی که در آن این عزیمت اتفاق افتاد اشاره می‌کند، و می‌گوید من فردا از اینجا خواهم رفت البته این سفری است فوق العاده خطیر و سرنوشت ساز و پر از خطر، خطرهای مختلف، قرار بود ۷، ۸، ۱۰ روز پیش بروم اما نشد، یعنی نگذاشتند، چند روزی خودم را به مثابه گروگانی یافته بودم، اما به هر حال فردا خواهم رفت، (که اینجا بدلیل اخطار و هشداری که خواهر مریم در آن تاریخ داده بودند که خلاصه اعلام می‌کنم اگر نگذارید مسعود رجوی خارج بشود، میگویم گروگان گرفتید که نهایتاً دولت فرانسه عقب نشینی کرد)، اقای مسعود رجوی هدف از این سفر و چرا مقاومت ایران به فشارهای استعمار و ارتجاع تن نداد را اشاره می‌کند و اینکه خلاصه یک انقلابی باید دل به دریا بزند و تسلیم شرائط نشود، این را به این صورت می‌گوید:

که اگر بپرسید برای چی می‌روی، در یک کلام میگویم که برافروزم آتشها بر کوهستانها، و اگر بپرسید آیا فکرش را کردی آنجا چه بر سرت خواهد آمد؟ خواهم گفت ما چه مجاهدین چه شورا تا جایی که می‌فهمیدیم و می‌توانستیم بفهمیم فکرش را کردیم ولی مگر می‌شود همیشه فکرهمه چیز را کرد، مگر شرائط ما و انقلابیون عادی است، تا آنجا که من بیاد دارم در نقاط عطف، در سربزنگاه های خطیر و تاریخی همیشه اینطور بوده، شب ۳۰ خرداد اینطور بود، شب پرواز به پاریس همینطور بود، خیلی شبها و روزهای دیگر، این در شرائطی گفته می‌شود که معلوم نیست فردا چی می‌شود، رژیم از پرواز خبر دارد و هر اتفاقی ممکن است بیفتد.

ادامه می‌دهند که ما در کشاکش هستیم با مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی افسار گیسخته تاریخ ایران، با خمینی، این از نظر داخلی، از نظر بین‌المللی وقتی ما شروع کردیم در شرق و غرب عالم کسی با ما نبود و هیچ کس انقلاب جدیدی را بر مردم ایران روا نمی‌دید هیچ کس خواستار تغییر بنیادی در میهن به خون تپیده ما نبود و این خواست خلق و شهداء واسرا خلق و رزمندگان مجاهد خلق بود که سرانجام برشوریدند بله هیچ کس نبود و چه بسا الان هم نباشد، پس از ما چی برمیآید، نکته‌ای را که تاکید می‌کنند فقط مجاهدین و مردم ایران هستند که خواستار تغییر هستند و هیچ کسی بدنبال سرنگونی رژیم از مماشاتگرها و دولتها نیستند و ما فقط روی خودمان استوار هستیم واین خیلی آموزنده است.

در قسمت دیگری به این اشاره می‌کنند این هجریت و عزیمت و سفرهای انقلابی برای چیست؟ الان با توجه به هجرت بزرگی که از عراق و لیبرتی ارتش آزادیبخش کرد و به آلبانی آمد از این زاویه خیلی آموزنده است، از اول هم به پاریس نیامده بودیم برای وقتگذارنی و برای بازیهای سیاسی ونه برای استراحت و نه برای جان بدر بردن، اگر اینطور بود این روزها دشمن ضدبشری این قدر با عناد پیگیری بدنبال استرداد و اخراج من نبود، از آن طرف هم من بعنوان مسئول مقاومت یک خلق پر خون در زنجیر نه می‌توانم و نه باید در اینجا آنچنان که مطلوب دشمن است و برای آن اعمال فشار می‌کند سکوت و بی طرفی اختیار کنم، حرف زدن از استقلال و آزادی خیلی ساده است اما پرداخت تاوان آن خیلی مشکل است، (این خیلی آموزنده بلحاظ شرائطی که الان مقاومت در آن هست)، تفاوت مجاهدین با بقیه هم در همین است و در ادامه به ما شناخت مبارزه برای آزادیخواهی واقعی و تقلبی را می‌دهد، می‌گوید : معروف است که اشیاء را به ضدشان می‌شناسند، این یک شناخت عمیق است، یعنی اگر شناخت سوری را کنار بزنیم، در یک شناسایی عمیق اشیاء را به ضدشان می‌شناسند، پس آزادیخواه واقعی را از کجا می‌شود شناخت، از نوع رابطه‌های که با اضداد آزادی برقرار می‌کند، اما اگر بایستیم، اگر مقاومت بکنیم، علاوه بر کشته و اسرای که باید بدهیم آن وقت ده‌ها و صدها مارک از توتالیتر وانحصارطلب و تا غیر دمکراتیک و غیره و وابسته و امثالهم بایستی نوش جان کنید.

توجه دارید در همین رابطه در پی این سفر رژیم در یک فراکنی خیلی بزرگ مارک مزدوری و همسویی با جنگ و با دشمن به مجاهدین زد و اصلاً این را محور اصلی تبلیغات خودش کرد، چرا که مجاهدین با اینکار در واقع بساط جنگ‌طلبی خمینی را برچید، و دو سال بعد خمینی را مجبور به سر کشیدن جام زهر کرد و به آتش بس تن بدهد، و خلاصه کشتار و جنگ‌طلبی به این طریق توانست متوقف بشود، و بعد در ادامه خمینی خودش بدرک واصل شد، و کسی حاضر به پرداخت این قیمت نبود، که مانع از ادامه جنگ بشود، و مردم ایران را از دست این جنگ‌طلبی خمینی خلاص کند.

در این پیام در ادامه‌ش به قیمت داده شده در این مبارزه علیه خمینی رژیمش اشاره کردند، ازجمله به انقلاب ایدیولوژی مجاهدین اشاره کرده که صفوف ما را بسا پاکیزه‌تر و تصفیه‌تر کرد، و مطهرتر و پولادین کرد و به هیچ وجه مبالغه نمی‌کنم ما در این مدت حافط حرمت کلمات بودیم کلمات پاکیزه مقاومت و خلق و فدا و انقلاب و شهادت، آن هم در سخترین شرائط تاریخ معاصر ایران، اگر نبودند مجاهدین و اگر نبود این فداکاری‌ها چی می‌ماند از این کلمات خلق و فدا و شهادت، فی الواقع رژیم همه چیز را لوث کرده است، در ادامه میگویند: بهایش سنگین بود ما مورد بسا تاخت وتازها واقع شدیم توضیحات مفصلش بماند برای آینده .

یادتان هست چه کس‌ها و چه ناکس‌ها در فرنگ دمکرات شدند، و فخر دمکراتیک و آزادیخواهی به پاک باختگان میدان فدا و آزادی فروختند، به مجاهدین پز دمکراسی دادند مستقیم و یا غیر مستقیم دست در دست دشمن مشغول پر پر کردن پروبال فرشته خونین بال آزادی بودند، (همین شرائطی که هنوز شاهد آن هستیم، همان کسانی که آن موقع داشتند با خمینی در جنگ‌طلبی همسویی می‌کردند)، در این اسطوره پرواز و عزیمت از فرانسه استقلال و آزادی مقاومت ایران خیلی به نمایش گذاشته شد در این رابطه رهبر مقاومت در پیام تودیع گفت ذره‌ای از منافع ملی و میهنی‌مان نگذشتیم، در برابر انبوه توطئه ایستادگی کردیم اما هیچ ساخت و پاختی نکردیم سوگند بخورم که آگاهانه و عالما و عامداً به وحدت صوری تن ندادیم از آن نوع که خمینی می‌خواست، از نوع همه با هم، نه فایده‌ش چی بود، اگر من هم اینجا می‌نشستم و به همه لبخند می‌زدم برای تصاحب هر چه زودتر قدرت این از مجاهد خلق شایسته نبود، هر چه توانستند به پروپای ما پیچیدند و لگد ومارک زدند.

ایشان به دستآوردهای تاریخی مقاومت در قبال جنگ ضدد میهنی در این پیام اشاره می‌کند و می‌گوید: یک دستآورد عظیم و تاریخی دیگر (قبل‌تر به دستآوردهای شورا اشاره کردند و الان آمدند بر روی این)، شکستن دگم طلسم جنگ‌طلبی خمینی بود، و برافراشتن صلح عادلانه چیزی که ما همیشه به آن افتخار می‌کنیم، امروز وقتی مردم ایران (همان موقع را می‌گوید) از خرد وکلان در مقابل نعره جنگ به تنگ آمدند (خیلی‌ها این صحنه‌ها را فراموش کردند)، وقتی کارد به استخوان رسیده وقتی جانشان به لبشان رسیده، وقتی جوانان را خانواده‌ها قایم می‌کنند که خمینی به زور آنها را نبرد، وقتی دسته به دسته در خیابانها آنان را دستگیر می‌کند و مانند گوشت دم توپ به جبهه‌ها می‌فرستد صحت موضعگیری مابیشتر و بیشتر اثبات می‌شود، بس نیست این همه تلفات جانی و مالی وخسارت در هر دو کشور، مگر خمینی به فکر صلح هست، خمینی به فکر جان مردم است؟ نه او بلای جان مردم است، این وظیفه ما بوده و هست، که بر اساس طرح صلح شورای ملی مقاومت ایران طومار جنگ را در هم بپیچیم، گفتم اشیاء به ضدشان شناخته می‌شوند پس دم زدن از صلح فقط کافی نیست، باید سرچشمه جنگ را کور کرد یعنی خمینی را با یک اقدام عملی، این سفر در یک بعد خودش پاسخی به این نیاز سیاسی و تاریخی است، پس اینجا معلوم می‌شود تلاش مجاهدین برای وارد کردن شوکی بود به خمینی و قیمتش را از خودشان دادند و رهبر مقاومت دادند

افشین علوی: من توصیه می‌کنم همه به این پیام مراجعه و آن را مجدداً بخوانند، در مورد پاسخ به سوالتان این سفر تاریخساز به این دلیل میگوییم تاریخساز، چون معادله جنگ و منطقه را بهم زد، بعد از آن بود که ارتش آزادیبخش تأسیس شد، بعد از آن بود که با یکسری عملیاتهای ارتش‌آزدیبخش خمینی را وادار به تسلیم شدن در مقابل اراده مردم ایران برای پایان دادن به جنگ کرد، سرنوشت تاریخ مردم ایران در چنین سرفصلهای نوشته می‌شود و نوشته شده است، این عزیمت حاوی درسهای خیلی زیادی هست، که خیلی ذی‌قیمت است، چه برای تاریخ ایران و چه برای مردم و مقاومت امروز ما و برای سایر ملتها، که نشان می‌دهد تنها بر روی پای خود تکیه کرد، کسی که می‌خواهد آزدایخواه باشد و خودش را رها بکند نمی‌تواند روی عنصر خارجی حساب بکند، عامل خارجی و عناصری که جایی در مبارزه ندارند، همچنین جایگاه و نقش رهبری ذیصلاح در یک مبارزه را بخوبی نشان می‌دهد، اولاً این رهبری خودش سیبل است، رهبری پاکباز سیبل است، و هدف اصلی دشمن است، خودش گفت به اضداش می‌شود عنصر کیفی را شناخت، اینجا هم از روی همین ضدیت و سیبل کردن مسعود رجوی می‌توانیم بفهمیم که چه جایگاهی دارد و کی است و چه نقشی در مقابل این رژیم دارد، و از طرف دیگر این هوشیاری و این قیمت دادن از فرد خود، از سازمان خود، و از جریان خود، و اینکه مردم ایران را از یک مصیبت بیرون بکشد، این‌ها ویژگیهای یک رهبری مردمی و ذیصلاحی است که ما در مسعود رجوی دیدم کسی که همه اتهامات و افتراها را به جان خودش خرید، ولی از منافع مردم ایران و از چیزهای که اجنبی و خارجی می‌خواست دیکته بکند تن نداد، به همین دلیل هم هست ما پیرو مسعود رجوی هستیم.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.