برای یک ایران آزاد

پشت پرده هیاهوی جنگ و مذاکره چیست ؟گفتگو با شاهین قبادی

0

جنگ و مذاکره موضوعی است که درپشت پرده هیاهوی زیادی درجریان است . بعد از لیست گذاری سپاه پاسداران توسط وزارت‌خارجه امریکا و پایان مهلت معافیت‌های نفتی، و اعمال سایرتحریم‌ها منجمله تحریم فلزات…، فشار حداکثری بحران‌ها از همه طرف حکومت آخوندی را احاطه کرده، و در ادامه این روند شاهد آرایش نظامی گسترده ای از طرف آمریکا درمنطقه هستیم.سئوال مطرح این است که روندی که تحولات طی میکند چیست؟و چه بازتاب های داشته و به چه سمتی میرود. آقای شاهین قبادی طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این موضوع پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد.

شاهین قبادی: خامنه‌ای با یک وضعیت فوق‌العاده بحرانی روبروست، اولین مسئله‌ش هم وضعیت نیروهای خودش و روحیه باختگی آنهاست، که طبعاً این تحولات را که به سرعت علیه رژیم حرکت می‌کند و شتاب تحولات را می‌بینند، از یکطرف نامگذاری سپاه پاسداران که در حقیقت ستون فقرات این است که برای اولین بار توسط دولت امریکا انجام شده ، از آن طرف افزایش روز افزون فشار تحریم اقتصادی بطور خاص امریکا معافیت را به کسی اعطا نکرده ، و در اخبار هست که صادرات نفت رژیم تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز تنزل پیدا کرده است، این ضربه خیلی جدی به رژیم هست، شما تنش‌های منطقه را هم اضافه کنید، پس طبعاً نیروهای رژیم یک وضعیت روحیه باخته‌ای دارند، و خامنه‌ای در تلاش جلوگیری از ریزش نیروهایش است، تا به نحوی اینها را در صحنه نگه دارد چون می‌داند این نیروها تنهاشانس او برای بقاء هستند، علم‌الهدی در مشهد می‌گفت می‌خواهند دل ما را خالی کنند، نترسید نترسید، معلوم است یک مشکل جدی با نیروهای رژیم وجود دارد که اینها با تمام قوا سعی می‌کنند جلویش را بگیرند، و به داستان موش و گربه متوسل شد و گفت که این داستان مثل موشی که گربه‌ای را می‌بیند وترسی در دلش میافتد سحر می‌شود یعنی نشان می‌دهد اوضاع چقدر بحرانی است مشخصاً در رابطه با نیروهای رژیم و بطور خاص نیروهای سرکوبگرش و از خامنه‌ای تا امام جمعه‌ها باید مستمر بگویند نترسید نترسید، و میدان را خالی نکنید، در حقیقت برگردان این حرف و این عبارات وضعیت بحرانی رژیم را نشان می‌دهد، یک عامل دیگر شتاب تحولات است، رژیم بدنیال خرید زمان است و امید داشت بحرانها را دفع بکند، و فرجه بخرد ولی وقتی تحولات اینقدر سریع اتفاق میافتد این نشاندهنده بی اثر شدن یا خنثی شدن این سیاست هست، و ما هرچند روز یکبار تحولات بین‌المللی بزرگی علیه رژیم شاهد بودیم و این اولاً تاثیرش را در داخل رژیم و هم در سطح اجتماع می‌گذارد، لذا خامنه‌ای می‌بیند این تنها راهی نیست که بتواند به آن امید ببندد، لذا درچنین شرائطی نگرانی از ریزش و تزلزل نیروها نگرانی جدی‌تری می‌شود، برای همین خامنه‌ای باید خودش شخصاً به صحنه بیاید و بگوید نگران نباشید و نترسید چیزی اتفاق نیفتاده و اتفاق نخواهد افتاد از آن طرف هم امام جمعه‌ها را به صحنه بیاورد، تا مانع از وارد شدن ضربات به نیروهایش ولو بصورت کلامی بشود، شما به دوماه گذشته نگاه کنید هر کدام تحول مهمی بودند، اگر به صحنه شطرنج تشبیه کنیم خامنه‌ای مثل شطرنج‌بازی می‌ماند که مهره‌هایش را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد ولی تمام تلاشش این است که کیش و مات نشود، اگراز این مهره‌ها چند تایی هم خودشان را بیرون پرت کنند صحنه برای خامنه‌ای خیلی بی ریخت می‌شود، خامنه‌ای برگ جدیدی هم ندارد ، مثلاً بلوفی که سر داستان برجام آمد که ما مهلت ۶۰ روزه می‌دهیم که دیدیم اروپایی‌ها گفتند این تهدیدها قابل بحث نیست، رژیم بهتر و به نفعش است در برجام بماند، اروپایی‌ها هم به نوعی توی سرش زدند که اصلاً درتعادل قوا در نقطه‌ای نیستی که چنین شاخ و شانه‌هایی بکشید و چنین بلوفهای بزنید، روسیه هم گفت به نفع رژیم نیست که از برجام خارج بشود ، لذا در چنین وضعیتی فکر و ذکرخامنه‌ای این است که نیروهایش چه خواهند شد، چون همینها هستند که باید رژیم را با سرکوب و جنایت سرپا نگه دارند، لذا نگرانی اول خامنه‌ای طبعاً قیامها است و آن روی سکه قیامها ، نیرویی که باید جلوی این قیامها بایستد.

شاهین قبادی: فکر کنم باید اشاره‌ به تماس ظریف با خانم فاینستاین سناتور دمکرات کالیفرنیا باشد که نشاندهنده دست و پا زدنهای رژیم است که با توسل به کسانی که سالیان طرفدار سیاست استمالت ومماشات بوده اند، میخواهد مانع پیشرفت سیاست قاطعیت در مقابل رژیم بشود ، و به نوعی رژیم در طی سالیان بر روی آنان حساب می‌کرده است، اگرمنظور تماس پشت پرده است این که با یک تماس تلفنی که علنی بوده و سر از مطبوعات در می‌آورد جور در نمی‌آید، مذاکره پشت پرده اینطوری پیش نمی‌رود، اگر بخواهد مذاکره پشت پرده‌ای هم باشد با کسانی خواهد بود که در حاکمیت هستند ، الان یک سناتور دمکرات امریکایی طرف حساب اصلی نمی‌تواند باشد، لذا این کار را در عداد کارهایی که ظریف در چند هفته گذشته کرده باید دید، که به امریکا رفت و اینکه در دولت امریکا اختلاف نظرهایی هست و کی جنگ می‌خواهد و کی جنگ نمی‌خواهد، و …. ، این دقیقاً ادامه دست و پا زدنهای رژیم است که سعی می‌کند به نحوی و این بار تلاش میکند کسانی که سالها طرفدار سیاست مماشات بوده اند و رژیم را پیش برده اند ، آنها را در صحنه فعالتر بکند، از موضع استیصال و اینکه هر چه می‌شود سیاست قاطیت در رابطه با رژیم را در سیاست امریکا بطور خاص و در سطح جهانی بطور عام کند بکند، طبعاً این از علائم مذاکره پشت پرده نیست، بلکه دست و پا زدنها و تلاشهای مدبوحانه از جانب ظریف و بطور خاص با تلاش برای فعال کردن دم ودستگاه دولت گذشته امریکا و آنانی که طرفدار سیاست مماشات بودند و به راه انداختن مترسکهایی که بحران اینطوری و آنطوری می‌شود که شاید مانع از فشار بیشتر و پیشروی سیاست قاطعیت بشود، رژیم سالها با اتکاء به این سیاست استمالت هم توانسته مردم در داخل ایران را سرکوب بکند و هم بساطش را در منطقه بدون داشتن مانع پهن بکند، با دست باز این کارها را کرده است، و یک تعادل قوای غیر واقعی بین مردم و مقاومت و رژیم ایجاد شده بود، حال اینها خرده خرده در حال از بین رفتن است، و رژیم با واقعیتهایی روبرو می‌شود که از سالهای قبل باید روبرو می‌شد، واقعیتها خودشان را تحمیل می‌کنند و رژیم هم دست و پایی میزند و تلاش می‌کند بطرق مختلف مانع از این بشود که این روند که بناحق امتیازهای بیشماری به رژیم داده بود و نتیجه‌ش هم این جنایت‌ها بطور خاص علیه مردم ایران و بحران‌آفرینی در منطقه است پیش برود، این تماس ظریف و تماسهای مشابه فقط در این دستگاه است.

شاهین قبادی: من ندیدیم قبلاً امریکا گفته باشد ما قصد جنگ داریم که الان گفته باشد ما قصد جنگ نداریم و این عقب نشینی باشد، بالاخره در سطح کشور مهمی مثل ایران که همه می‌دانند و اینکه در مورد سرنوشت رژیم به نقاط تعیین تکلیف رسیده است علی الخصوص که قیامها و اعتراضات اجتماعی ادامه پیدا کرده است، و عنصر اجتماعی بیش از پیش فعال شده است و رژیم علیرغم همه سرکوبها نتوانسته مانع استمرار قیامها و اعتراضات بشود، و با توجه به گسترش وادامه فعالیت‌های کانونهای شورشی ، تمام علائم دال بر این است که به روزهای خیلی خیلی حساسی در رابطه با بقاء این رژیم در حال نزدیک شدن هستیم، طبعاً انواع واقسام خبرها و تحلیلها مطرح می‌شود، همیشه کسانی که سیاست استمالت را دامن بزنند هستند، یکبار علنی و با ابراز عقیده و یکبار با هیاهو اینکه ایران سوریه می‌شود از این هیاهوها و دود ودمها همیشه هست و مطرح می‌شود، اما یک واقعیت ساده وجود دارد که رژیم گیر کرده است، همان مثال شطرنج باز که زدم ، در چنین شرائطی شاهد جوسازی هستیم واین هم چیز جدیدی نیست، اینکه فلان منبع این را گفت واینکه جنگ غیر محتمل است و خلاصه اینها چیز غیر طبیعی نیست،. مرسوم است ولی تا جایی که به رژیم برمیگردد ، قدرت تأثیر گذاریش در امریکا خیلی خیلی محدود است، مگر آن دسته از استمالتگرها که روز به روز به قهقرا می‌روند، حرفی برای گفتن و سیاستی برای ارائه دادن ندارند، ولی رژیم برای مصارف داخلی خودش از طرق مختلف دامن میزند و به نوعی صورت خودش را با سیلی سرخ نگه بدارد که ما هستیم و نرفتیم، اوضاع آن طوری که می‌گفتند نشد، طرف عقب نشینی کرد، در حالیکه اگر بر روی گامهای مادی حرکت کنیم سپاه پاسداران در لیست تروریستی رفته، برای فروش نفت معافیتها تمام شده، فلزات هم تحریم شد، بحث تحریم پتروشیمی رژیم هست، این‌ها گامهای مادی و مشخصی است که ما با آنان روبرو هستیم، همه نشاندهنده این است که روز به روز رژیم به گوشه رینگ فرستاده می‌شود، ولی عامل و پارامتر اصلی و نگرانی اصلی رژیم مردم و کانونهای شورشی و مقاومت هستند، چون خودشان بهتر از هر کسی می‌دانند نیروی برانداز این است، برای هیچکس و بطور خاص برای رژیم پوشیده نیست، لذا بجای تکیه کردن به این جمله و آن جمله باید واقعیت صحنه را بلحاظ مادی دید، و روند تحولات را بطور مادی دنبال کرد.

شاهین قبادی: قطعنامه ۳۷۴ که در مجلس نمایندگان امریکا توسط نماینده مک کلینتاک ارائه شد، توسط ۴۱ نماینده دوحزبی هم دمکرات و هم جمهوریخواه اسپانسر شد، الان هم به مجلس نمایندگان برای بحث و رأی گیری ارائه شده است، محتوای این قطعنامه به این صورت است که از طرح تروریستی رژیم برای بمبگذاری در گردهمایی ایران آزاد در ژوئن سال گذشته در پاریس شروع شده بعد نقش دیپلمات تروریست رژیم اسدالله اسدی را کاملاً مشخص می‌گوید، اشاره به گفته‌های مقامات وزارت خارجه امریکا دال بر اینکه رژیم از سفارتهایش برای کارهای تروریستی استفاده می‌کند، و بعد در اکتبر گذشته اتحادیه اروپا دو مقام اطلاعات و بخشی از وزرات اطلاعات که درگیرتروریسم بودند مورد تحریم قرار داد همچنین اشاره به تلاش رژیم برای کارهای تروریستی علیه مقاومت ایران در آلبانی و اخراج سفیر و مسئول وزارت اطلاعات در سفارت رژیم در آلبانی توسط دولت این کشور دارد، اشاره به سایر فعالیتهای تروریستی رژیم می‌کند، در نتیجه این قطعنامه می‌خواهد دولت امریکا در همکاری با سایر کشورها علیه رژیم گامهای اجرایی بردارد و برای فعالیتهای تروریستی رژیم محدودیت ایجاد بکند، از جمله بستن سفارت رژیم در آلبانی و این قطعنامه حمایت می‌کند از خواسته مردم ایران برای برقراری دولت دمکراتیک و غیر اتمی، و می‌گوید ما از تظاهراتهای مردم ایران برای احقاق حقوق‌شان حمایت کنیم، این قطعنامه از این لحاظ مهم است که در بحبوبه بحث سیاست ایران بطور مشخص بر نقش تروریسم رژیم در رابطه با مقاومت ایران اشاره دارد و اینکه نقش سفارتهای رژیم در این رابطه را برجسته می‌کند، و در حقیقت سفارتخانه های رژیم که زمینه ساز و بستر کارهای تروریستی رژیم هستند در کشورها بسته شوند، بر خلاف صحبتها و بحثهای داغی که این روزها بر سر سیاست با ایران بین طرفداران حزب دمکرات و حزب جمهوریخواه در جریان است این موضوع با یک هماهنگی و اقدام دوحزبی صورت گرفته که در این مورد و بطور خاص بر سر خواسته مردم ایران و در رابطه با تروریسم رژیم علیه مقاومت ایران اتحاد نظر وجود دارد،

شاهین قبادی: این پروسه‌ها درامریکا طبیعی است و هر کسی که سیاست را در امریکا دنبال کرده باشد می‌داند که در امریکا موقعی که بحث سیاستگذاری علی‌الخصوص در رابطه با کشور مهمی مثل ایران مطرح هست، نظرات مختلفی ابراز می‌شود، دردولت امریکا ارگانهای مختلفی هستند، طرحها و سیاستهای پیشنهادی خودشان را می‌آورند و نشستهای مختلفی گذاشته می‌شود، که باصطلاح به آن «امرجنسی» میگویند آژانسهای مختلف و یا دست‌اندر کارهای مختلف نظرات خودشان را میگویند و طرحهای مختلف بر روی میز گذاشته می‌شود،‌ در این جور مواقع در کاخ سفید نشستهای مختلفی گذاشته می‌شود اول در سطح معاونین نشستی هست و بعد در سطع مشاورین اصلی دولت و رئیس‌جمهور شامل وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی رئیس ستاد مشترک ارتش، رئیس سی آی ا، و بعضاً رئیس خزانه‌داری و وزیر دفاع و برخی اعضاء دائمی و بعضی مورد به مورد هستند با هم می‌نشینند و رایزنی می‌کنند، حتماً اختلاف نظرهای مختلفی وجود دارد، این یک پروسه خیلی طبیعی در دولت امریکا است، و خاص موضوع ایران هم نیست و هر موقع مسائل جدی می‌شوند و به سطح تصمیم‌گیری در بالاترین سطوح می‌رسند این اختلاف نظرها وجود دارد و طرحهای مختلف و ایده‌های مختلف بررسی می‌شود ، در امریکا بوروکراسی‌های مختلف وجود دارد و تحلیلهای مختلف دارند و انواع و اقسام متخصص هست، و مقامات سابق وجود دارند، این‌ها مستمراً نظراتشان را ارائه می‌کنند، در مطبوعات و رسانه‌ها بحث می‌شود، لذا یک پروسه طبیعی و شناخته شده‌ای در امریکا است، وقتی موضوعی در مورد سیاستگذاری جدی می‌شود به نقطه تصمیم‌گیری و تعیین تکلیف جدی می‌رسد طبعاً در آن نقطه اوج می‌گیرد، بالا می‌آید، چون کل دستگاه سیاسی را درگیر می‌کند، از یک طرف دیگر مجلس نمایندگان و سنا درگیر می‌شوند، و آنها کمیسیونهای تخصصی برای این موارد دارند، آن‌ها هم درگیر هستند و نظر می‌دهند، خلاصه یک پروسه پر رفت و آمد و پر طنینی است.

شاهین قبادی: من نمی‌دانم بین مقامات امریکا اختلاف نظر هست یا نه ، حرفهای زیادی زده می‌شود ولی آن چیزی که مطبوعات رژیم دامن می‌زنند کاملاً مشخص است، باز به سؤال اول این گفتگو برمیگردیم، رژیم در یک مخمصه و تنگنای جدی افتاده است، خودش هم می‌فهمد روند تحولات علیه رژیم هست، برون رفتی هم نمی‌بیند، لذا تلاش می‌کند از شدت وحدت موضوع بکاهد و یک جور دیگر وانمود بکند، نیاز یک دستگاه مستاصلی هست که به طرق مختلف اول از همه به نیروهای خودشان روحیه بدهند توجه داشته باشید که یک مخاطب جدی اینها نیروهای خودشان است، این توجه کمک‌کننده است، که نگران هستند می‌فهمند که تعادل قوا بشدت علیه رژیم در حال تغییر است، می‌فهمند روند تحولات یکی بعد از دیگری علیه رژیم هست، و اوضاع با یکسال قبل که هیچ با شش ماه قبل هم قابل مقایسه نیست، تا آنجا که به مقامات سابق دولت امریکا برمی‌گردد آن‌ها طرفدار سیاستی بودند که آن سیاست شکست خورده است، و به حاشیه رفته است، و ورشکستگی آن بیش از هر وقت مشخص شده است طبعاً آنها هم به میدان می‌آیند، و سروصدا می‌کنند و انواع و اقسام حرف‌ها می‌زنند که آب رفته را به جوی برگردانند، تحولات آنقدر به جلو می‌رود که مشخص است به جایی نمی‌رسند، چون اگر آن سیاستی که آن‌ها می‌گفتند مؤثر بود اگر کارآ بود نتیجه‌ش را در عمل نشان می‌داد، این‌ کسانی که این روزها مقاله می‌نویسند، همان کسانی هستند که طرفدار دادن امتیازهای بی حساب به رژیم بودند راه را برای جنایات رژیم در منطقه باز کردند، چشمشان را بر روی سرکوب مردم ایران در اوج قیام سال ۸۸ بستند، و صدای مردم ایران را نشنیدند که هیچی، باب مذاکره با خامنه‌ای را باز کردند اینها اگر سیاست‌شان درست بود اگرکه نتیجه می‌داد و حرف جدی برای گفتن داشتند، در حالیکه الان می‌بینیم دست رژیم را در این وضعیت منطقه باز گذاشتند و الان رژیم مجبور شده گام به گام پس بنشیند، واپس‌بتمرگد، پس خیلی خیلی منطقی است، حداقل قابل فهم است، که تلاش می‌کنند با داد و فریاد، فغان و سروصدا نگذارند سیاست درست پیش برود البته در این اثنا غلط بودن سیاست خودشان پیشاپیش آشکار می‌شود، این‌ها که الان مقالاتی می‌نویسند می‌گفتند با برجام رژیم سیاستش تغییر می‌کند وضع مردم ایران بهتر می‌شود، رژیم به سمت جامعه مدنی حرکت می‌کند، و تروریسم‌ش کمتر می‌شود، حتی یکی از این تحلیلها و ارزیابی‌ها درست نبود، مردم ایران هم با قیامهایشان در یکسال گذشته بخوبی نشان دادند مطلقاً منفعتی از برجام نبردند و وضعشان روز به روز بدتر شده و عنصر اجتماعی الان در صحنه است. مردم ایران با تظاهرات و چند روز پیش تظاهرات دانشجویان در دانشگاه تهران را داشتیم، که نشان می‌دهد جامعه کاملاً هر لحظه منتظر انفجار و جوشان است، منتظر فرصت است تا این وضعیت را به خیابانها بکشاند، آن چیزی را که رژیم از آن می‌ترسد، لذا این جماعتی که شما به آنها اشاره دارید سعی می‌کنند یک سیاست ورشکسته و کاملاً شکست خورده را این وسط به نوعی دوباره عرضه کنند ولی محلی از اعراب ندارد چون همه کارنامه‌شان را جلویشان می‌گذارند، ولی خوب طبعاً آنها مطبوعاتی و رسانه‌هایی دارند. رسانه‌های رژیم هم به آنان استناد می‌کنند طبعاً باصطلاح به نوعی سعی می‌کنند آنان را برجسته کنند.

شاهین قبادی: گروه ۸ فکر کنم منظور شما نمایندگان ارشد سنا و مجلس نمایندگان در امریکا است که روز پنجشنبه توجیه شدند، این در سیاستگذاری امریکا خیلی مرسوم است که وقتی مسائل جدی می‌شوند موضوعات به موضوع امنیت ملی می‌کشد، دولت امریکا نمایندگان ارشد در مجلس نمایندگان و سنا را صدا میزند و به آنها بریفهای درب بسته می‌دهد، بطور مشخص این ۸ نفر سران دو حزب جمهوریخواه و دمکرات در مجلس نمایندگان و سنا و کمیته‌های ذیربط هستند، یعنی مثلاً در این مورد خاص از سنا میچ مک کال رهبر جمهوریخواهان در سنا، و چاک شومر رهبر دمکراتها در سنا، از نمایندگان خانم نانسی پلوسی، و آقای مک کارتی رئیس جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان، باضافه روسای کمیته‌های اطلاعات در سنا و مجلس نمایندگان و یا نفر دوم اینها یا نماینده اپوزیسیون در سنا سناتور بود که رئیس کمیته اطلاعات سنا هست رفته و وارنر که نماینده دمکراتها است، چون در سنا اکثریت با جمهوریخواهان است آنها از طرف سنا رفتند و از نمایندگان هم رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان و دیوید نیویز رئیس جمهوریخواهان در کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان که این ۸ نفر رفتند، که رئیس سازمانهای اطلاعاتی امریکا و رئیس سیستم شنود امریکا اینها را توجیه کردند و اطلاعات را در اختیارشان قرار دادند، طبق اخبار روز سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ماه قرار است مایک پمپئو وزیرخارجه امریکا و رئیس ستاد مشترک امریکا دنفورد، کفیل وزارت دفاع شاناهان این‌ها بروند و کل نمایندگان سنا و مجلس نمایندگان امریکا را سر اخبار و اطلاعاتشان راجع به ایران توجیه بکنند. این هم روند خیلی خیلی مرسومی است و دولت امریکا نمایندگان ارشد اصطلاحاً میگویند روسای کنگره (آن ۴ نفر) را و روسای کمیته‌های ذیربط که اینجا اطلاعات است، (اصطلاح کنگره هم مجلس نمایندگان و هم سنا را در بر می‌گیرد)، ولی معمولاً این اعمال دربسته است، و اطلاعات طبقه بندی را در اختیارشان قرار می‌دهند، و به سوالاتشان پاسخ داده می‌شود، به نوعی تفکیک قوا را به رسمیت می‌شناسند، و کنگره را در جریان قرار می‌دهند و قرار است روز سه شنبه مقامات ارشد دولت به کنگره بروند و همه نمایندگان را در رابطه با اقدامات امریکا و ایران توجیه کنند، اینکه دربسته یا علنی خواهد بود من چیزی در گزارشات پیدا نکردم منطق حکم می‌کند دربسته باشد ولی باید دید، در رابطه با سیاستگذاری در امریکا این هم یک روند تعریف شده است، وقتی مسائل جدی و مهم می‌شوند و سیاستهای جدی در رابطه با امنیت ملی امریکا متوجه خودش بکند قطعاً و قطعاً قوه مجریه، قوه مقننه (کنگره) را در جریان می‌گذارد، و با هم تبادل نظرمی‌کنند، مثلاً سناتور جیم ویش رئیس کمیته خارجی سنای امریکا چند روز پیش گفته بود من مستمر با قوه مجریه و مقامات ارشد دولت در رابطه با تحوالات در مورد ایران تبادل دارم، و اینطوری نیست که کنگره را در جریان قرار نداده باشند، و طبعاً مثل هر بحث دیگری افرادی می‌خواهند که ا طلاعات بیشتری به آنان داده شود، بیشتردر جریان قرار بگیرند، سؤالات متعددی مطرح می‌کنند، و این یک روند در حال رفت و برگشت و شکل‌گیری است.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.