چرا کوره انقلاب مردم هر روز گدازان‌تر می شود؟

چرا کوره انقلاب مردم هر روز گدازان‌تر می شود؟

شکست‌های پیاپی خامنه‌ی چه سرنوشتی را برای او رقم می زند؟

از روز سه شنبه ۲۴ آبان ماه قیام مردم ایران و انقلاب دمکراتیک آن وارد مرحله نوینی شده است.  تحولاتی که از روز سه شنبه در سومین سالگرد قیام آبان خونین ۹۸ رقم خورد، بازهم تمام بافته‌های دستگاه سرکوب ولایت فقیه را پنبه کرد و یک بار دیگر خامنه‌ ای را در بن بست مرگبار‌تری قرار داد؛

تحولات و رویدادهای انقلابی ۲۴ و ۲۵ آبان ۱۴۰۱ چند واقعیت را به اثبات رساند:

یک: شرایط کنونی هرگز به عقب باز نمی‌گردد. جامعه وارد فاز انقلابی شده است. شگردها و ترفندهای حکومت برای خاموش کردن یا منحرف کردن و یا ترساندن نیروهای انقلابی کف خیابان نتیجه نداد. بلکه بخش بزرگتری از جامعه به نیروی قیام و انقلاب پیوستند.

عباس عبدی تئوریسین باند اصلاح طلبان ورشکسته روز ۲۴ آبان نوشت: «شرایط جامعه ایران مطلقاً به ‌پیش از آغاز اعتراضات برنخواهد گشت».

دو. انقلاب و قیام رو به گسترش است. روز گذشته شهرهای جدیدی که در لیست انقلابیون!‌ نبودند وارد قیام شدند. جمعیت تظاهر کننده رو به افزایش گذاشت و در کلان شهرها بخصوص تهران به نقاط جنوبی‌تر شهر هم کشیده شد که اصلا خوشایند خامنه ای و نیروهای امنیتی آن نبوده و نیست.

در همین زمینه

دستگاه سرکوب؛ عقرب بدون نیش؟

انقلاب یاران جدید خود را می یابد!

 از روز سه شنبه ۶۰  شهر و ۶۰  بازار و بیش از ۴۰ دانشگاه وارد میدان انقلاب شدند. این لشکرکشی همزمان در سه جبهه خیابان و دانشگاه و بازار برای خامنه ای کمرشکن است.

سه. پیوستن بازار به قیام و شکل‌گیری اعتصاب بازاریان قاعده انقلاب مردم ایران را بزرگتر کرد. اکنون بازار هم به عنوان یک پارامتر مهم و تاثیر گذار برخاست تا مسئولیت‌هایش را بر دوش بگیرد. اعتصاب ذوب آهن اصفهان و پیشتر از آن اعتصاب نفتگران نوید دهنده آن است که باید در چشم انداز نزدیک اعتصاب کارگران بخش‌های صنعتی را هم در کنار قیام مردم دید. کما اینکه اعتصاب معلمان و فرهنگیان هم در چشم انداز است.

چهار. قیام به موازات گسترش خود رادیکالتر شد. شعارها کمتر از سرنگونی نبوده و نیست. مراکز سرکوب و دفاتر نمایندگان و حوزه‌های جهل و خرافه توسط مردم به آتش کشیده شد. دانشگاه‌ها نمادهای حکومتی را به زیر کشیدند و چندین مزدور حکومتی و عوامل سرکوب مجازات شدند.

پنج. انقلاب مردم ایران صدای جهانی پیدا کرد و جهان صدای مردم را شنید. تحریم های پیاپی از طرف آمریکا، کانادا، انگلیس و اتحادیه اروپا و در لیست گنجاندن سپاه و نهادی سرکوبگر تنها بخش کوچکی از تاثیرات  این انقلاب است. اعلام همراهی و همگامی با اعتراضات مردمی ولو به زبان و حرف، ناشی از تاثیرات شگرف این انقلاب سه ماهه است.

بنابراین مجموعه این شرایط، قیام را وارد مرحله تازه ای کرده است و خامنه ای یک بار دیگر باید بیندیشد که چه کند.

عباس عبدی در همان یادداشت روز سه شنبه به خامنه ای یاد آور می شود که یکدستی و انقباض با رئیسی کارآیی ندارد و «تنها راه»  روی آوردن به «اصول‌گرایان مستقل! و محترم!» است. البته عباس عبدی فراموش کرد که آن چیزی که امروز او در آیینه تحولات دیده، خامنه ای در خشت خام دیده بود. اما تنها راه نجات خود را روی کار آوردن رییسی و یکدست کردن حاکمیت یافت تا بتواند قیام را به تاخیر بیندازد. اما خیلی دیر شده بود. همان‌ که راه حل عباس عبدی و همپالگی‌هایش نیز نوشدارو پس از مرگ سهراب است.

این انقلاب و قیام ضرورتا و منطقا به سرنگونی ولایت فقیه راه خواهد برد و جامعه ایران خود را برای چنین روزی آماده کرده است.

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

خروج از نسخه موبایل