برای یک ایران آزاد

چشم‌انداز مذاکره با آمریکا: گفتگو با رامش سپهراد

0

چشم‌انداز مذاکره با آمریکا ، موضوع داغ بحث این روزها می‌باشد. سئوالی که مطرح است اینکه ، به دنبال اجلاس جی۷ چه تغییری درسیاست آمریکا درقبال حکومت آخوندی صورت گرفته است. آیا مسیر مذاکره بین رژیم و آمریکا باز شده؟

خانم دکتر رامش سپهراد، استاد دانشگاه جرج میسون آمریکا ، طی گفتگویی با تلویزیون ایران‌آزاد این موضوع را مورد بررسی قرارداده و به سئوالات پاسخ میدهد.

رامش سپهراد: تا آنجا که ما در اخبار و موضع‌گیریهای مقامات امریکایی می‌بینیم تغییر مسیری در مواضع امریکا در ملاقاتهای جی ۷ بوجود نیامده، بخصوص اگر واقعاً به روند اخبار نگاه بکنیم از روز یکشنبه که آقای مکرون، ظریف را دعوت کردند و به اجلاس کناری با مکرون، با آن خفت و خواری ملاقات کرد. مکرون فکر می‌کرد شرائطی را ایجاد می‌کند که بتواند ملاقاتی بین ایران و امریکا جور کند، ظریف به سرعت به فرانسه آمد و سپس به ایران برگشت و موضع‌گیری روز دوشنبه روحانی که گفت ما حاضریم گفتگو کنیم، اما توپ و تشرهای که از داخل رژیم به سمت روحانی شروع شد از سوی کیهان که رسانه رسمی خامنه‌ای است و حتی در نمازجمعه مشهد، علم‌الهدی دولت روحانی را مسخره می‌کردند که چطور شما می‌خواهید با امریکا دوباره گفتگو کنید. در فاصله ۲۴ ساعت موضع رژیم که از دهان روحانی بیرون آمد به این سمت رفت که ما حاضر به گفتگو نیستیم مگر تحریمها برداشته شود.

روز سه شنبه آقای پمپئو تحریمات جدیدی بر علیه رژیم اعلام کردند، خلاصه این تحولات چند روز را بررسی می‌کنیم مشخصاً نشان می‌دهد تغییر مسیری نبوده وکماکان در تشدید تضاد و سیاست قاطعی که امریکا در قبال این رژیم ددمنش پیش گرفته و کار هم کرده این ادامه پیدا می‌کند.

دولت ترامپ در یک سال گذشته فشار حداکثری که بر روی رژیم آورده یک چیز از رژیم خواسته که این رژیم باید مثل یک رژیم عادی رفتار کند، حتی آن ۱۲ ماده‌ای که آقای پمپئو اعلام کرد ترامپ در ملاقاتهای جی ۷ سه تا از آنها را روی میز گذاشت، یکی دستیابی به جنگ‌افزارهای هسته‌ای است، برنامه گسترش موشکی، کمک به تروریزم.

امریکا می‌خواهد اینها را متوقف کند، رژیم حاضر نیست پای این بیاید، یعنی نقشه مسیری که برای رژیم تعریف شده بخصوص از نظر سیاست قاطع امریکا نسبت به آخوندها ایران نشان می‌دهد رژیم در مخمصه‌ای گیر کرده که از آن نمی‌تواند در بیاید، بنابراین حتی کسانی بگویند خیر گفتگوها در پیش است و ممکن است امریکا با ایران وارد مذاکره بشود باید از این نقشه مسیر سیاست قاطع رد بشود لذا من معتقدم تشدید تضاد با رژیم رو به افزایش خواهد بود.

رامش سپهراد: یک نکته برای شما بگویم روزنامه واشنگتن پست مقاله‌ای داشت در رابطه با تحولاتی که بعد از جی ۷ اتفاق افتاد، و نوشته بود قماری که ماکرون در این زمینه با آوردن ظریف و با چشم و چراغ زدن به رژیم که بتواند بر سر میز مذاکره ایران و امریکا را روبروی هم قرار بدهد برای او کار نکرد، چون بالاتر از آن آقای شینزوآبه حتی به ایران رفت و با خامنه‌ای ملاقات کرد نتوانست این شرائط را فراهم بکند، این از واشنگتن پست.  همان روز نیویورک‌تایمز مقاله‌ای داشت البته به قلم یک ستون نویس معلوم‌الحال که تا آنجا که به رهبران ایران برمی‌گردد تمام شرائط آماده برای ملاقات و مذاکره و گفتگو با امریکا فراهم هست و این غیر قابل اجتناب برای رژیم است، این ضد و نقیض را در رسانه‌های امریکا را نشان می‌دهد، ولی البته در سیاست و جناح‌بندی‌های سیاسی در امریکا دو نقطه نظر در رابطه با رژیم ایران وجود دارد.

یک نقطه نظر هست که سالیان سال بوده که از طریق مذاکره و گفتگو ما می‌توانیم تغییر رفتار رژیم را فراهم کنیم و حتی از این طریق بتوانیم تنش‌ها در منطقه را کمتر کنیم، یک نقطه نظر دیگری هم هست که نه، این رژیم تنها و فقط سیاست قاطع حالیش است و بیشتر از این نمی‌شود به رژیم امتیاز داد و باید در دستگاه حداکثر فشارهای بین‌المللی و فشارهای اقتصادی با رژیم تنظیم کرد.

ما واکنش این دو نقطه نظر را در امریکا می‌بینیم، اما تا آنجا که به قلب قضیه و راه حل واقعی برمی‌گردد یک نقطه مشترکی بین این دو جناح هست چون همان جناحی که فکر می‌کند از طریق مذاکره، از طریق امتیاز دادن به رژیم، همان جناح، چندین بار این را با رژیم چک کرده، و چندین بار در این زمینه شکست خورده است، بنابراین این امید واهی، که این افراد در این دستگاه فکری دارند هیچ نتیجه و راه حلی بر روی میز نخواهد گذاشت. اگر اجازه بدهید من گریزی بزنم و توضیحی سر سیاست امریکا بدهم.

الان سیاست امریکا یکی از قوی‌ترین سیاستها در این ۴۰ سال گذشته تعریف شده، این سیاست بر سه پایه واقعی سوار شده است، یکی بر روی تجربه سیاست‌های دولت‌های قبلی امریکایی چه دمکرات و چه جمهوریخواه سوار شده است، این تجربیات بخصوص شکست‌های آنها نشان داده در چه زمینه‌هایی رژیم حاضر نشده و هر چه به او امتیاز دادند حاضر به تغییر رفتار نشده، در چه زمینه‌های رژیم خودش را جمع و جور کرده است. بنابراین این کابینه که الان در کاخ سفید است و تحت رهبری آقای ترامپ است بر روی این تجربیات سوار شده است.

نکته دوم افراد مشخصی که در این زمینه کار می‌کنند کسانی هستند که تاریخ شناس هستند و خودشان می‌دانند نه فقط در رابطه با ایران بلکه در کشورهای دیگر چه فاکتور و شکل و ساختار سیاسی، سیاست خارجی امریکا کار کرده و آن را به اجرا می‌گذارند یعنی با تجربه‌های تاریخی از کشورهای دیگر استفاده می‌کنند.

نکته سوم این دولت، اولین دولتی است که یک نفر مشخص آن هم آقای برایان هوک را بعنوان مسئول سیاست ایران حتی در واژه‌های خودشان اگر رابطه ایران و امریکا در زمانی بعد از تغییر رژیم و یا بعد از تغییر رفتار رژیم (که به نظر من هر دو یکی است) این آقای برایان هوک سفیر امریکا در ایران حساب می‌شود، این نقش را ایفاء می‌کند، و این نشان می‌دهد دولت در رابطه با سیاست ایران جدی است، و مثل دولتهای قبلی روی موضوعی با رژیم برود و دست رژیم را در زمینه‌های دیگر مثل تروریزم و حقوق بشر باز بگذارد که هر جنایتی می‌خواهد انجام بدهد، نیست، در کلیت روی بحث ایران آقای هوک کار می‌کند و هم و غمش روزانه در قبال سیاست ایران است، این سه ویژگی که این دولت دارد نشاندهنده قاطعیتی است که این دولت در مقابل رژیم می‌خواهد بایستد و نگذارد از فضای بین‌المللی و یا اقتصادی که برای او ایجاد می‌شود سوء استفاده کند.

رامش سپهراد: من خودم شخصاً این را بعید می‌دانم که ملاقاتی صورت بگیرد، اما اگر نگاه بکنیم آقای ترامپ خیلی ماهرانه فراتر از این ملاقاتهای که ممکن است در اجلاس ماه سپتامبر سازمان ملل پیش بیاید از ماه می امسال چندین بار گفته اگر دولت ایران می‌خواهد با من تماس بگیرد (حتی از طریق کشور سوئیس شماره تلفن داد) خودش می‌داند چطور تماس بگیرد، اما شرط و شروطی که امریکا برای ملاقات اتخاذ کرده وتعریف کرده و برای این که این ملاقات تبدیل به نقشه مسیری در قبال ایران بشود، رژیم ایران هیچوقت پای این نخواهد آمد.

از خامنه‌ای تا روحانی و تا ظریف، اما فکر می‌کنم اگر کسی بخواهد این را آزمایش بکند از ملاقات شینزوآبه که به ایران رفت و با خامنه‌ای ملاقات کرد بالاتر که نمی‌شود، بنابراین بعید میدانم همچنین ملاقاتی صورت بگیرد، ولی حتی اگر فرض بگیریم این ملاقات صورت بگیرد ته ته خط روحانی که تعیین کننده نیست و خامنه‌ای تعیین کننده است و خامنه‌ای خودش خوب می‌داند که پای مذاکره، در این شرائطی که رژیم ایران هست، ضعف مطلق رژیم را نشان می‌دهد و برای او مساوی سرنگونی خواهد بود.

رامش سپهراد: کامنتهای هموطنان درست است من یاد صحبتهای آقای پمپئو افتادم. روز سه شنبه گفت در برنامه‌ای بود و از او سؤال کردند در رابطه با صحبتهای ظریف و روحانی و ملاقاتهای ماکرون گفت: دولت امریکا وانمود نکرد که رژیم ایران بازیگری مسئول در خاورمیانه است از آن مهمتر آقای پمپئو گفت ما از آرمانهای ملت ایران که تحت یک رژیم بی رحم رنج می‌برند حمایت می‌کنیم، اگر این رژیم می‌خواست مذاکره بکند اول از همه با خود مردم ایران مذاکره می‌کرد، یک کمی از این اختلاسها و چپاول کم می‌کرد، ولی رژیم چنین قابلیتی ندارد، و چنین ظرفیتی ندارد، اما در رابطه با تحریمهای اخیر این روند هفته گذشته روند جالبی بود از دوشنبه که شروع شد و ممکن است ایران با امریکا وارد مذاکره شود و شده به چهارشنبه ختم شد که آقای پمپئو اعلام کرد . امروز امریکا نهادی مسئول انتقال بیش از یک میلیون دلار قطعات الکترونیکی به رژیم را تحریم کرده و فشار امریکا تا تغییر مسیر در ایران ادامه خواهد داشت. همان روز خانم سیگال مندکلر معاون خزانه‌داری برای امور تروریزم اطلااعات مالی امریکا هستند اعلام کرد که در رابطه با رژیم ایران دو شبکه که در کمک رسانی به سپاه پاسداران کار می‌کردند تحت عنوان شبکه دهقان به وزارت دفاع رژیم کمک می‌کردند شرکتهای پوششی بودند که در هنگ کنگ مستقر بودند و شبکه شریعت و افرادی را که در این دو شبکه کار می‌کردند بطور کامل در تحریم گذاشتند.  از صحبتهای خانم مندلکر بخوانم گفت از آنجایی که رژیم ایران تلاش می‌کند از طرح‌های پیچیده استفاده کند تا تلاشهایش برای تقویت تسلیحات کشتار جمعی را مخفی کند دولت ایالات متحده به جلوگیری از این کارها در هر مرحله‌ای ادامه خواهد داد.  بنابراین الان تغییر مسیر خواهد بود امریکا انعطاف‌پذیری نشان خواهد داد جلوی این بحثها را بست، ادامه می‌دهد که ما از دولتها در سراسر جهان مصرانه می‌خواهیم که کارهای خارق‌العاده‌ای که رژیم در تهران انجام می‌دهد تا رفتار خود را پنهان کند متوجه باشند اطمینان حاصل کنند که شرکتها و مؤسسات مالی در کشورهایشان فعالیتهای تکثیر تسلیحاتی ایران را تسهیل نمی‌کند، که این خودش یک اخطار به دولتهای اروپایی می‌شود که امریکا بر سر این موضوع خیلی جدی است، و جای مذاکره‌ای را باز نمی‌گذارد.

رامش سپهراد: من فکر می‌کنم اول از همه رژیم می‌فهمد این تحریمهای قاطع مثل انگشتان امریکا بر گلوی رژیم هست، هم در داخل و هم در خارج خفه‌ش می‌کند، رژیم در چندین سال گذشته همیشه وقتی تنشهای داخل کشور بالا می‌گرفت برای گریز از این تنشها به دو چیز دستآویز می‌شد . یکی سرکوب وحشتناک در داخل کشور و دیگری صدور تنش در خارج کشور، الان صدور تنش در خارج کشور جلوی آن گرفته شده، هر چند اروپا با آن اتعطاف‌پذیری که نشان می‌دهد امید واهی که دارد هنوز در داخل ایران با کسانی می‌شود کار کرد، روی میز هست، اما بازیگر اصلی امریکا است که قاطع جلوی رژیم ایستاده است.  درداخل کشور حتی در دستگاه سرکوب رژیم خیلی ضعیف‌تر شده، نمی‌گویم رژیم کم اعدام نکرده، کم دستگیر نکرده، کم در این دستگیریهای اخیر و حکمهای که بریدند از فعالین حقوق‌بشر و حقوق کارگران، با آمدن رئیسی در سمتی که الان هست پیام این را می‌خواست بدهد که دستگاه سرکوب را می‌خواهد نقویت بکند، این کار را هم کرده، این‌ها را من نمی‌گویم رژیم از اینها کم می‌گذارد، اما رژیم کاملاً در دستگاه وحشت و ترس به این گلاویز شده که فکر می‌کند با سرکوب و حکمهای سنگین و اعدامهای که شده می‌تواند جلوی این جریان قیامی که به سرنگونی‌ش ختم خواهد شد را بگیرد و نمی‌تواند جلوی این جریان را بگیرد، این چیزی است که من فکر می‌کنم در گذشته در دل مردم از طریق سرکوب و شکنجه و اعدام می‌شد، الان این طلسم شکسته شده، این وحشت الان در دل رژیم افتاده است، عرصه به رژیم تنگ شده است. رژیم نه جای نفس کشیدن در خارج کشور را دارد و نه از دست فعالیت‌های مؤثر رو به افزایش کانونهای شورشی می‌تواند فرار کند، از این چالش که ناگزیر منجر به سرنگونی رژیم خواهد شد. بنابراین یکبار دیگر اجازه بدهید که سلام و ستایشم را به کانونهای شورشی تقدیم کنم و می‌دانم که چه نقش موثری در این دوران دارند و چقدر الهام‌انگیز و چقدر نه تنها مردان و زنان کارگران، بلکه تمام اقشار کشور اینها وارد صحنه کردند و سازماندهی کردند و این سیل مردمی که به سرنگونی رژیم ختم می‌شود را راه انداختند بلکه برای ما در خارج کشور چقدر الهام‌انگیز هستند و از آنان بعنوان قهرمانان ایران خیلی خیلی ستایش می‌کنم.

رامش سپهراد: تا آنجا که به امریکا و تمامی کشورهای اروپایی و بین‌المللی برمی‌گردد تمام این دولتها از منافع خودشان می‌چینند و از مناقع خودشان سیاستهایشان را توصیف و تعریف می‌کنند. بنابراین ما نباید از آنان توقع داشته باشیم که بیایند با مقاومت مردمی که در داخل کشور و خارج کشور این حضور فعال دارد، ما نباید توقع داشته باشیم بیایند حرفهای ما را بزنند و کارهای ما را انجام بدهند، این وظیفه ماست، این وظیفه مردم ایران است. در رابطه با سؤال دوم که چرا امریکا فشار حقوق‌بشری بر روی ایران نمی‌گذارد در این چند هفته گذشته باید بگویم که تحریماتی که شد بخصوص تحریمهای که در زمینه حقوق‌بشر یک چیز جدیدی در دستگاه سیاسی امریکا بود اگر دقت کنید زندان اوین را هم و کسانی را که در آنجا نقض حقوق بشر می‌کنند را تحریم و لیست‌گذاری کرد، خود این یک قدم مثبت است و ما از این استقبال می‌کنیم، اما در این زمینه کم کاری دارد، امریکا باید در زمینه حقوق بشر این رژیم را مسئول نگه بدارد و رژیم را در رابطه با حقوق بشر بخصوص در جنایت علیه بشریت که در سال ۶۷ که به اعدام سی هزار گل سرخ ایران و قهرمانان ایران که در آن دوران ایستادند و به رژیم نه گفتند، نه تنها دولت امریکا بلکه دولتهای تمام دنیا باید وجدانشان بیدار شود واقعاً به صحنه بیایند و رژیم را محکوم کنند. در این روزها در سی و یکمین سالگرد قتل‌عام هستیم و خیلی یادآور آن دوران هست، عفو بین‌الملل در این زمینه خیلی فعالیت کرده است، بنابراین خیلی بجا است فشارهای امریکا و فشارهای بین‌المللی در قبال این جنایتها و این نقش حقوق بشر در ایران باید و باید بیشتر بشود.

رامش سپهراد: من فکر می‌کنم قضیه خلیج‌فارس واقعاً یکی از زمینه‌های هست که نه تنها دست جنایتکار وکلاش رژیم برای دولتهای اروپا رو می‌شود ، بلکه زمینه‌ای می‌شود برای سیاست قاطع تنها جواب می‌دهد،.

بنابراین با توجه به کارهای که امریکا کرده کشورهای دیگر به او پیوستند من فکر می‌کنم این قضیه خلیج‌فارس و کارهای که رژیم در آنجا می‌خواهد انجام بدهد، اجازه بدهید اشاره بکنم به حمله سایبری امریکا در ایران که سعی کرد قدرت مانور را از ایران بگیرد و نتواند در رفت و آمد در خلیج‌فارس کار شکنی بکند، خلاصه تا آنجا که به کاهش تنش برمی‌گردد بله رژیم می‌تواند برای خودش یک خندقی بکند که می‌تواند در آن غرق بشود اما آزمایش واقعی برای دولتهای اروپایی است که آنها باید به صحنه بیایند و تا چقدر می‌خواهند انعطاف پذیری نشان بدهند و چقدر جواب داده، که عملاً تا الان برای آنان جواب نداده است و این زمینه ساده‌ای است که در خلیج‌فارس موضعگیری و قاطعیت‌شان را نشان بدهند. دادن پول از فرانسه به رژیم را من راهگشایی نمی‌بینم کما اینکه در کنفرانسهای مطبوعاتی مکرون و حتی خود آقای ترامپ در آن بود سر اینکه به رژیم وامهای بدهند و به رژیم کمک بکنند ترامپ گفت ما حاضریم ولی آن ۳ شرطی که ترامپ روی میز گذاشت سر کارهای اتمی رژیم، کارهای موشکی رژیم و تنش‌های تروریستی که رژیم در منطقه راه می‌اندازد، سر این موضوعات امریکا کوتاه نمی‌آید. اما فرانسه برای اینکه بخواهد بحث خودش را پیش ببرد، ممکن است پای این برود که به رژیم این وامها را بدهد و درست است که ممکن است این وامها راه نفس خیلی کمی را بدهد اما به کل قضیه که برمی گردد راه گریزی به رژیم نخواهد داد، تحریمات در قبال رژیم یک تحریمات واقعی هستند این تحریمات تا وقتی رژیم تغییر رفتار که به نظر من به تغییر رژیم از طریق مردم ایران منجر به سرنگونی خواهد شد، بنابراین این مانورهای که ممکن است امریکا و فرانسه و کشورهای دیگر از لحاظ وام به رژیم عرضه کنند مشکل ایران را حل نخواهد کرد.

رامش سپهراد: تحولات زیادی سر این نفتکش بوده، گویا دو روز پیش آقای پمپئو توئیتی کرد و گفت ما اطلاعات موثقی داریم که این نفتکش به سمت سوریه راه افتاده بخاطر همین است که ما می‌گوییم به این رژیم و ظریف نباید اعتماد بشود، اما تا آنجا که اطلاع دارم هنوز سرگردان است حتی مثل اینکه مسیرش نسبت به سوریه عوض شده مهمتر از آن امریکا این را در فهرست تحریمات خودش اضافه کرده این نشان می‌دهد امریکا شوخی در این زمینه ندارد، تا جای که به قاطعیت و ایستادن در جلوی رژیم در منطقه برمیگردد امریکا از این کوتاه نمی‌آید، بنابراین فکر می‌کنم در سرگردانی است و در چند روز آینده شاهد آن خواهیم بود.

رامش سپهراد: رژیم تا جای که به نقض‌های اتمی برمیگردد، همیشه سعی می‌کند آن را بعنوان یک اهرمی برای مذاکره با دولتهای اروپایی استفاده کند، حتی بحث ۱۵ میلیارد دلاری که شد سر وامی که فرانسه ممکن است به ایران بدهد یکی از آن اهرم است چون که تا جای که من میدانم مکرون با روحانی بر سر این صحبت کردند و مکرون اصرار داشت که رژیم از نقض‌های توافق هسته‌ای جلوی‌گیری کند اما اکر دقت کرده باشید آقای اولی هاینونن کارشناس پیشین آژانس اتمی بود یک مقاله‌ای در یورونیوز داشت در آن گفته بود حتی وزراء خارجه فرانسه، آلمان و انگلستان و رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا خودشان خیلی نگران هستند و در اوائل ماه ژوئن بیانیه‌ای داشتند که در بیانیه گفتند نگرانی عمیق خود نسبت به اینکه رژیم ایران چند فقره از تعهدات برجامی‌ش را انجام نمی‌دهد، نگرانی را ابراز کردند . تمام اینها نشان می‌دهد رژیم در مخمصه‌ای افتاده که نه راه پیش دارد و نه راه پس!! و فکر می‌کند با این نقض‌های مختلف قسمتهای مختلف این توافق هسته‌ای ممکن است بتواند توجهات اروپا را جلب کند و بتواند یک سری امتیازات از اروپا بگیرد که این همانطور که آقای مکرون یک قماری سر این قضیه مذاکره و ملاقات ایران و امریکا کرد، رژیم هم قمار سنگینی سر این موضوع کرده است.

رامش سپهراد: فکر می‌کنم از داخل کشور ما پیامهای اصلی را می‌گیریم که نقشه مسیر برای راه حل ایران سرنگونی رژیم است، نه مذاکره و نه امتیازاتی که اروپا می‌خواهد به ایران بدهد، هموطن‌مان خیلی زیبا گفتند سرنگونی رژیم بدست مردم ایران خواهد بود. بنابراین مردم ایران الان واقعاً دولتهای اروپا را بله به چالش می‌طلبند که در این مقطع تاریخی در سمت مردم ایران بایستند و نه در دادن امتیاز به این رژیم، کانون‌های شورشی و مقاومت ایران این رژیم را سرنگون خواهند کرد، و نه امتیازات اروپا که بتواند مسیر زندگی این رژیم را طولانی‌تر بکند. بنابراین اصلاً من هیچ راه حلی برای رژیم نمی‌بینم، و راهی برای مذاکره با این رژیم باز نمانده و تا آنجا که به رژیم برمی‌گردد در ضعیف‌ترین نقطه و مقطع تاریخی خودش است و مقاومت ایران و کانونهای شورشی در قدرتمندترین مقطع تاریخی ایران هستند و مردم ایران این رژیم را سرنگون می‌کنند، در ادامه مذاکره‌ای حتی اگر صورت بگیرد رو به ضعیف‌تر شدن رژیم خواهد بود، یادتان باشد اول قیامهای داخل کشور بود که بعد ترامپ از توافق هسته‌ای بیرون کشید، بنابراین اینطوری نیست که دولتهای خارجی بخصوص امریکا این واقعیتهای داخل کشور را نبینند، آن‌ها می‌دانند رژیم در داخل کشور چقدر ضعیف است و رژیم در مرحله سرنگونی است.

رامش سپهراد: من فکر می‌کنم عامل تعیین کننده کانونهای شورشی هستند و مقاومت سازمانیافته مردم ایران است، خانم رجوی طی یک ماه گذشته در سخنرانی‌های که داشتند حتی در دو روز گذشته در برنامه‌ای که در پاریس داشتند در سالگرد کشتار سال ۶۷ گفتند رژیم هر چه توانست کشت و هر چه توانست شکنجه کرد اما از واقعیت تاریخی نمی‌تواند فرار کند. همین واقعیت تاریخی که ۳۱ سال گذشته اتفاق افتاده الان شعله قیام در ایران شده است، الان همه خانواده‌های که عزیزانشان را در قتل‌عام ۶۷ از دست دادند، تمام کسانی که دوستانشان را و تمام کسانی که در صحنه هستند و جنایات رژیم را می‌بینند، این‌ها همه تبدیل به قیام‌آفرینان داخل کشور شدند، که در کانونهای شورشی سرنگونی و سرنوشت ایران را رقم می‌زنند، بنابراین تا آنجایی که به چالش و شکاف بین مردم و رژیم هست این شکاف بیشتر و بیشتر خواهد شد و هیچوقت بسته نخواهد شد تا اینکه زژیم سرنگون بشود. درود بر همه شما و کانونهای شورشی یاد شهدای ۱۰ شهریور را گرامی می‌داریم با تشکر از شما.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.