برای یک ایران آزاد

چهار خرداد شروع یک تاریخ؛ مبارزه‌ای که ادامه می‌یابد

0

چهار خرداد سال ۵۱ روزی‌ست که بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق ایران، توسط نظام شاه اعدام شدند. شاه در آن زمان گمان می‌کرد که با اعدام رهبران جنبش و وارد کردن ضربات گسترده به سازمان نوپای مجاهدین، می‌تواند بقای سلطنت خود را تضمین کند.

حدود ۱۰ سال بعد در روزهای انتهایی خرداد ۶۰، خمینی که سلطنت خودش را جایگزین سلطنت شاه کرده بود، فرمان گشودن آتش به تظاهرات مسالمت آمیز نیم‌میلیون نفر از هواداران مجاهدین در تهران را صادر کرد؛ او هم به‌مانند شاه تصور می‌کرد که با کشتار مجاهدین می‌تواند به سلطنت خود ادامه دهد.
۳۸ سال بعد از خرداد ۶۰، و ۴۷ سال بعد از خرداد ۵۱، بازهم نام مجاهدین یگانه نامی است که خامنه‌ای را به‌مثابه وارث تاریخی محمدرضا پهلوی و خمینی می‌لرزاند.
واقعیت آن است که نام مجاهدین و آرمانی که آنرا نمایندگی می‌کنند، فراتر از اشخاص، در متن جامعه ایران در جریان است. در جریان قتل‌عام مجاهدین در تابستان سال ۶۷، آقای منتظری؛ جانشین وقت خمینی به درستی اعلام کرد که مجاهدین یک سنخ فکر هستند و با کشتن نه‌تنها از بین نمی‌روند بلکه ترویج هم می‌شوند.
آنچه اما بیش از هرچیز حاکمان تهران را در این روزها بیمناک می‌کند، پیوستن نسل جوان به کانون‌های شورشی است؛ حتی از میان خانواده‌های وابسته به نظام نیز جوانانی برخاسته و به مبارزه علیه سلطنت ولایت مطلقه فقیه می‌پیوندند؛ [پدرش پاسدار بود اما پسر به کانون‌های شورشی پیوست] این همه نشان می‌دهد که بنیان‌گذاران مجاهدین با شهادتشان در چهار خرداد ۵۱؛ تنها شروع یک تاریخ را اعلام کردند؛ مبارزه‌ی مردم ایران دقیقا از همان روز برای به زیر کشیدن هر نوع سلطنت در ایران اعلام بیرونی شد.
در همین روزها وقتی کانون‌های شورشی نمادهای سلطنت موجود را به آتش می‌کشند؛ به یاد می‌آورند که بنیان‌گذاران مسیری که در آن قدم گذاشته‌اند، چگونه تاریخ ایران را از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر عبور دادند. آنها برای تحقق آینده‌ای مبارزه می‌کنند که افق‌هایش در همان چهار خرداد ۵۱ ترسیم شده بود.

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.