برای یک ایران آزاد

چهار ضرورت در برابر دانشجویان؛ حرکت برای تغییر در سپهر سیاسی ایران

0

سپهر سیاسی ایران می‌تواند با سرعت بیشتری تغییر کند اگر دانشجویان در برابر ضرورت‌هایی که خود را در برابر جنبش دانشجویی نشان می‌دهد بیش از پیش مسولیت بپذیرند.

جنبش دانشجویی با چه خصلت‌هایی شناخته می‌شود؟ به‌عبارت دیگر دانشجویان فعال در این دوران بر روی چه اموری باید تمرکز اعتراضی و پیگرانه خود را قرار دهند؟
دانشجویان همواره در سمت نیروی تغییر و انقلاب در جامعه قرار داشته‌اند؛ نسلی جوان و نوجو که به طور طبیعی نمی‌تواند به روند خودبه‌خودی امور و چرخه‌ای که هم ظالمانه و هم بیهوده به‌نظر می‌رسد قانع و تسلیم باشد.
آنچه خلافت اسلامی! کوشید با «انقلاب فرهنگی» و پس از آن، با دانشگاه‌ها انجام دهد، ادغام دانشگاه در درون نظام بود. انبوه ‌«دانشجویان» سهمیه‌ای و سفارشی، فضای دانشگاه‌ها را پر کردند تا دانشگاه چیزی شبیه به یکی از پادگان‌های سپاه شود. با این حال دانشگاه به روح حقیقت‌طلب خود دائما رجعت کرده است.
با دیدن همین مصادیق می‌توان بر روی خصلت‌هایی که جنبش دانشجویی از آن برخوردار است و کارهایی که ضروری‌ست به‌خصوص در این دوران بر روی آن تمرکز کند سخن گفت.

پیگیری کشتارهای سال ۶۷
از اواخر دهه ۷۰ موضوع قتل‌عام سال ۶۷ به تدریج و به اشکال گوناگون جای خود را در میان مباحث و سمینارهای دانشجویی و سیاسی باز کرد. این روند در دهه ۸۰ کماکان جاری و زنده بود و در دهه ۹۰ اوج گرفت.
پیگیری قتل‌عامی که شمار بسیاری از قربانیانش از میان دانشجویان بودند هرچه بیشتر خود را به‌عنوان ضرورت در میان مطالبات دانشجویان تثبیت می‌کند.
زیرا بدون این پیگری تاریخی نمی‌توان تضمین کرد که قتل‌عام دیگری از دانشگاه اتفاق نخواهد افتاد.

به‌چالش کشیدن «انقلاب فرهنگی»
پیگیری قتل‌عام ۶۷ لاجرم به سرمنشاء ماجرا راه می‌برد یعنی جایی که خمینی به دانشگاه اعلام جنگ کرد؛ در بهار سال ۵۹ بود که خمینی و شبه‌نظامیان وابسته به سپاه، دانشگاه‌های سراسر کشور را به اشغال خود در‌آوردند. اشغال خونین دانشگاه زمینه سازی برای تعمیم سرکوب به کلیت فضای جامعه بود. حدود یکسال پس از آن بود که خمینی فرمان آتش گشودن به تظاهرات مسالمت‌آمیز نیم‌میلیون نفر از مردم تهران در ۳۰ خرداد را صادر کرد.
«انقلاب فرهنگی» برای تهی کردن دانشگاه از هویتش صورت گرفت و کشتارهای سال ۶۷ ادامه همین هویت‌زادیی از ساحت دانشگاه و جامعه بود.

دفاع از کارگران
دانشجویان پیشتاز همواره پیشاپیش صفوف حمایت از حقوق کارگران و عموم زحمتکشان جامعه قرار داشته‌اند. پایه‌گذاران جنبش انقلابی در دهه ۴۰ که از میان دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها برخاسته بودند برای درک محضر توده‌ها به کارگری در کارخانه‌ها و شهرگردی در محروم‌ترین مناطق تهران و سایر نقاط کشور می‌پرداختند.
چنین رویکردی از طرف دانشجویان مانع از آن شده و می‌شود که به تدریج و با نزدیک شدن به مرحله‌ی فارغ‌التحصیلی خود به جزیی از بوروکراسی حاکم تبدیل شوند.

پیوند با جنبش سراسری
گاه از میان صداهایی که در بسیاری مواقع متعلق به دشمن است می‌شنویم که جنبش دانشجویی یا فعالیت دانشجویان باید محدود به دانشگاه و معطوف به موضوعات صنفی باشد.
آنها می‌خواهند به این ترتیب نهال نوپای دانشجو، در گلدان باقی بماند و به زمین جامعه منتقل نشود. تنها در زمین جامعه است که نهال نوپای دانشجو به درختی تناور تبدیل می‌شود.
حرکت بالنده در زمین جامعه نیز به سرانجام شایسته‌ی خود نمی‌رسد مگر در پیوند با جنبش سراسری؛ جنبشی که در نخستین قدم تغییر در ساختار سیاسی ایران را هدف گرفته است.
هر یک از چهار ضرورتی که پیشا روی جنبش دانشجویی قرار دارد؛ تا همین امروز به میزانی محقق شده است، اما اعتلای مبارزات دانشجویان بر تمرکز و پیگیری هرچه بیشتر بر روی همین ضرورت‌هاست.
به‌میزانی که بر روی همین موارد دانشجویان مسولیت پذیرفته و دست به حرکت بزنند سپهر سیاسی ایران نیز با شتاب بیشتری در مسیر دگرگونی‌های بنیادین، حرکت خواهد کرد.

در همین زمینه:
پیوند مجاهدین و ریزشی‌های نظام در دانشگاه امیرکبیر
انقلاب فرهنگی! و دانشگاهی که ایستاد

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.