برای یک ایران آزاد

چه کسانی قیام کازرون را به راه انداختند؟

0

چه کسانی قیام کازرون را به راه انداختند؟ آنچنان که رئیس کل دادگستری استان فارس مطرح می‌کند، این قیام در هماهنگی و همراهی مجاهدین و معتمدین محلی شکل گرفته است.

چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۹۷ در ادامه‌ی اعتراضات کازرون، نیروهای سپاه اقدام به شلیک مستقیم به سمت مردم کردند. براساس آنچه علی القاصی‌مهر، رئیس کل دادگستری استان فارس تأیید می‌کند در آن شب یک‌نفر کشته شد. او همچنین تأیید می‌کند که طی اعتراضات روز بعد نیز یک نفر به ضرب گلوله کشته شد.

به نظر می‌رسد مدیریت اعتراضات کازرون از دست نظام خارج شده است. برای خامنه‌ای در این روزگار باز کردن آتش به روی مردم آثار زیان‌بار بسیاری دارد. خامنه‌ای می‌داند که از جرقه حریق برخواهد خواست و جامعه‌ی ایران درباره‌ی او و نظامش خشمگین‌تر از آن است که از ترس کشته شدن در خانه بماند. اگر ابهامی درباره این واقعیت وجود داشت دیگر در قیام ایران و استمرار آن در اعتراضات پس از آن باید زدوده شده باشد.

بی‌دلیل نیست که گردانندگان نظام بلافاصله به صحنه می‌آیند و خود را بی‌تقصیر معرفی می‌کنند. در همین رابطه بازخوانی اظهارات رئیس کل دادگستری استان فارس در جمع خبرنگاران بسیار قابل توجه است.

او در این گفتار به چند محور می‌پردازد:

۱.شکل‌دهندگان اعتراض

۲.علل دستگیری‌ها

۳.بی‌تقصیری قوه‌قضاییه

۴.تهدید به دستگیری‌های آتی

مجاهدین و معتمدین محلی

بنا به آنچه القاصی‌مهر به خبرنگاران می‌گوید تجمعات اخیر از طرف «افراد اثرگذار» که از اعتماد عمومی برخوردار بوده‌اند شکل گرفت در ادامه مجاهدین خلق و سایر براندازان به حرکت می‌پیوندند و از آن بهره می‌برند.

او در ادامه همین اظهار نظر را، به صورت عکس مطرح می‌کند و اعتراضات را «نتیجه فعالیت‌های افراد ضد انقلاب و همراهی افراد اثرگذار در شهرستان کازرون» عنوان می‌کند.

چه شروع کننده‌ی اعتراضات را مجاهدین خلق بدانیم یا معتمدین محلی، آنچه مسلم به نظر می‌رسد این است که اعتراضات در همراهی و همکاری مجاهدین و شخصیت‌های محلی شکل گرفته است.

اگر صحت اظهارات رئیس کل دادگستری استان فارس را بپذیریم به این معنی خواهد بود که مجاهدین از یک نفوذ اجتماعی گسترده در کازرون برخوردار هستند به نحوی که امکان سازماندهی تظاهرات در روزهای متوالی علیه نظام را دارند.

هر چند این موضوع جدید به نظر نمی‌رسد زیرا پیشتر خامنه‌ای در جمعبندی از قیام دی ۹۶ مجاهدین را فراخوان دهنده و سازمانده قیام معرفی کرده بود؛ [روایت یک شکست نظام؛ سخنرانی خامنه‌ای درباره‌ی قیام ایران] اما این موضوع از آن جهت قابل اعتنا است که نه فقط در یک قیام سراسری که در قیام‌های منطقه‌ای و محلی نیز مجاهدین امکان هماوردی اجتماعی با استبداد مذهبی حاکم را دارند؛ امری که به‌وضوح نشان‌دهنده‌ی نفوذ و قدرت بالفعل مجاهدین می‌باشد.

بی‌گناهی قوه قضاییه!

رئیس کل دادگستری استان فارس به شدت سعی می‌کند تا نقش قوه قضاییه نظام را در سرکوب پنهان نگه‌دارد او دستگیری‌های صورت گرفته در روز چهارشنبه را نه به دلیل وجود حکمی از طرف قوه قضاییه که به دلیل ارتکاب «جرم مشهود» توسط دستگیر شدگان عنوان می‌کند به این ترتیب او می‌خواهد سهم قوه قضاییه را در اعتراضات بعدی در مقابل محل نگه‌داری دستگیر شدگان پنهان نگه‌دارد و مسئولیت را متوجه نیروی انتظامی کند.

القاصی‌مهر در این گفتار خبری به شدت تأکید می‌کند که با وجود آنکه تجمعات غیرقانونی بوده است و در یک ماه اخیر نیز ادامه داشته است اما «دستگاه قضایی و دیگر مجموعه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی نهایت خویشتن داری خود را در مقابل مردم داشته و ضمن احترام به اعتراضات و درخواست‌های آنان سعی بر آن شد که با توجیه و ارشاد اهالی منطقه و معترضین و بخصوص گوشزد کردن قضایا به مسئولین ذیربط، خواسته‌های مردم در مجاری قانونی و سلسله مراتب اداری در دولت، هدایت و پیگیری شود.»

او همچنین تصریح می‌کند که به هیچ عنوان حکم دستگیری کسی صادر نشده است و «دستگاه قضایی از هر گونه برخورد قضایی خود داری» و در عوض آن «دستورات لازم را به دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی جهت به کارگیری اقدامات پیشگیرانه بدون احضار افراد، صادر» کرده است.

اگر صحت اظهارات این مقام قضایی نظام را بپذیریم به این معنی خواهد بود که نظام به شدت از برخورد با معترضان اجتناب داشته است. آیا این به خاطر مدارای ذاتی نظام با مخالفان است؟ پاسخ البته منفی‌ست. در توازن قوای موجود بین مردم و نظام، دستگیری و کشتار مردم برای نظام بسیار هزینه بر است. در نتیجه آنها تلاش می‌کنند تا از هرگونه رودررویی با تظاهرکنندگان تا حد امکان خودداری کنند و به قول خودشان صحنه را «مدیریت» کنند. در تأیید همین وضعیت است که القاصی مهر اذعان می‌کند که قیام اخیر مردم کازرون «هزینه‌های زیادی برای» «نظام در پی داشت».

کشتن و شکنجه؛ جرقه و حریق

با این همه اما در صحنه‌ی عمل و با وجودی که از پیامدهای مقابله با مردم آگاه هستند چاره‌ای به جز سرکوب یعنی توسل به ضرب و شتم؛ دستگیری و کشتن پیدا نمی‌کنند. آنچنان که سپاه در صحنه اقدام به تیراندازی و کشتن شهروندان کرد و دادستانی نیز پس از دستگیری دستگیر شدگان «کار تحقیقات و بازجویی از آنان پیرامون نقش آنان در تجمعات و اتهامات انتسابی» را برعهده می‌گیرد.

گفتار خبری القاصی مهر نیز البته با تهدید کردن به پایان می‌رسد. او تصریح می‌کند: «نباید تصور شود کسانی که اموال عمومی را آتش زده و به جان مردم تعرض کرده‌اند از تعقیب مصون خواهند ماند، بلکه این اطمینان وجود خواهد داشت که این افراد به سزای عمل خود خواهند رسید.»

او به قیام‌آفرینان وعده می‌دهد که «توسط دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و انتظامی شناسایی و در اسرع وقت» دستگیر شده و «برخورد قانونی با آنان بدون اغماض انجام خواهد شد.» [ایسنا ۲۹ اردیبهشت ۹۷]

نظام ولایت فقیه ضمن آنکه آگاه به نتایج و پیامدهای سهمگین هرگونه آتش گشودن به روی مردم، برای نظام است اما در صحنه‌ی عمل نمی‌تواند راه دیگری در پیش بگیرد. آنها یا باید در برابر مردم عقب نشینی کنند؛ امری که منجر به سرنگونی تمامیت نظام خواهد شد یا باید دست به کشتن بزنند امری که منتهی به برخاستن حریق از جرقه می‌شود. اکنون نظام بر سر این دو راهی قرار دارد؛ دو مسیر که هر دو به یک سرانجام منتهی خواهند شد.

در همین زمینه:

مردم کازرون در «نماز جمعه» می‌گویند: «وای به روزی که مسلح شویم»

حمایت وزیر خارجه آمریکا از قیام کازرون؛ گزارشی از فاکس نیوز

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.