برای یک ایران آزاد

کارگران ایران و سهم آنان از سالیان طولانی کارگری

0

کارگران ایران توقع چندانی در ازای کارهای سنگین و پر مشقتشان ندارند؛ «گرفتن به موقع دستمزد تعیین شده در قراردادشان و مزایای طبیعی ناشی از کار مثل بیمه و … » اما ولی فقیه به همین حداقل ها هم پایبند نیست و در برابر حق طبیعی اعتراض کارگران، آنها را به زندان و شلاق و … محکوم می‌کند.

امید کوهنورد

محکوم کردن احکام زندان برای ۱۵کارگر کارخانه هپکو در اراک

سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه در بیانیه‌ای صدور احکام زندان و شلاق برای ۱۵ کارگر کارخانه هپکو در اراک را محکوم کرد.
دادگاه کیفری اراک، هر یک از ۱۵ کارگر کارخانه هپکو را به اتهام‌های امنیتی به تحمل زندان بین یک تا دو سال و شش ماه، و۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است.
آنها از جمله به هدایت تجمعات غیرقانونی، تحریک کارگران به اخلال در نظم عمومی و تظاهرات، ‌طراحی تجمع های کارگری در سازمان خصوصی سازی، انتشار صوت، ‌تصاویر و پیام منتج به تبلیغ علیه نظام و تحریک کارگران به اغتشاش از طریق فضای مجازی متهم شده‌اند.
این سندیکا، حمایت از کارگران هپکو را «وظیفه طبقاتی کارگران» دانست ونوشت: «در این دنیا، همه چیز وارونه است؛ به جای محاکمه صاحبان سرمایه، که دسترنج کارگران را غارت می‌کنند و باید در دادگاه به محاکمه کشیده شوند، کارگران را مورد محاکمه قرار می‌دهند و کارگران باید متحمل ضربات شلاق شوند.»
پیش از این نیز اتحادیه آزاد کارگران ایران، ‌صدور احکام زندان و شلاق برای ۱۵ کارگر هپکو را حکمی «قرون وسطایی و شنیع» نامیده بود. [رادیوفردا۲آبان۹۷]

 

اخراج ۱۰۰هزارکارگر قطعه ساز
خبرگزاری ایلنا به نقل از علی خدایی می‌گوید: رویکرد خودروسازها و قطعه‌سازها به کارگران، این نگرانی را به ذهن متبادر می‌کند که کارگر «گروگانِ» کارفرماست.
مازیار بیگلو، دبیر انجمن قطعه‌سازانِ کشور در گفتگو با رسانه‌ها از تعدیل ۱۰۰ هزار کارگر قطعه‌ساز خبر داد و گفت: اگر اوضاع بهبود نیابد، حجم بیکاری در این صنعت افزایش بیشتری خواهد داشت.
علی خدایی افزود: باید دقیق مشخص شود که ۱۰۰ هزار کارگر در کدام بخش‌ها کار می‌کرده‌اند و به چه دلیل تعدیل شده‌اند؛ حتی بازه زمانی تعدیل‌ها نیز مشخص نیست لذا هم وزارت صنعت و هم وزارت کار به عنوان متولی اصلی امورات کارگران، باید به موضوع ورود کنند و ضمن بررسی جوانب امر، مقابل این فاجعه‌‌ی کارگری بایستند.
به گفته‌ی خدایی در اوضاع مغشوش فعلی، کارگران تبدیل به آسیب‌پذیرترین بخش اقتصاد شده‌اند. او می‌افزاید: کارگران نه تنها مجبورند بار ناتوانی معیشتی و مشکلات ناشی از کمبود دستمزد را بر دوش بکشند بلکه هر از چندگاه باید شاهد تعدیل‌های گروهی یا تهدید به تعدیل‌های گروهی باشند؛ این یعنی کارفرمایان در عزا و عروسی، اول کارگر را قربانی می‌کنند.
او در پایان به هشدار قبلی خودروسازان و قطعه‌سازان در ابتدای سال جاری اشاره کرد و گفت: پیش از این نیز کارفرمایانِ قطعه‌ساز و خودروساز هشدار داده بودند که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، تعدیل‌های جمعی در راه خواهد بود؛ اکنون نیز از تعدیل ۱۰۰ هزار کارگر خبر می‌دهند؛ جمعیت کارگران خودروساز و قطعه‌ساز کشور حدود ۸۰۰ هزار نفر است؛ اگر قرار باشد ۱۰۰ هزار نفر بیکار شوند یعنی یک فاجعه اتفاق افتاده است. [ایلنا ۱۲آبان۹۷]
ایلنا با بیان اینکه وضعیت اقتصادیِ ناگوار به همراه تعطیلی موقت یا دایم واحدهای تولیدی و صنعتی، زندگی مزدبگیرانِ کارگری را با دشواری‌های بسیار مواجه کرده ‌است صحبتهای «مازیار گیلانی نژاد» را بیان کرده که کارگران شاغل یا همان‌هایی که هنوز به خیل عظیم بیکاران نپیوسته‌اند نیز دارای مشکلات فراوان هستند که یکی از مهم‌ترین این مشکلات، «مطالبات مزدی معوقه» است.

 

رکود بی سابقه صنعت، کشاورزی، دامپروری و باغداری
مازیار گیلانی نژاد: در حال حاضر صنعت، کشاورزی، دامپروری و باغداری با سیاست‌هایی که مشاوران اقتصادی دولت، به دستور صندوق بین‌المللی پول اجرا کرده‌اند، دچارِ رکود بی‌سابقه شده‌اند. گزارش‌های کارگری نشان می‌دهد بیش از ٦٠ درصد کارگاه‌های شهرک‌های صنعتی یا کاملاً تعطیل شده‌اند یا ظرفیت تولید را به کمتر از نصف رسانده‌اند؛ در کشاورزی و دامپروری نیز وضع به همین منوال است. تجمعات مکرر کشاورزان اصفهانی از فرط بی‌آبی و بیکاری، دلیل این مدعاست.
این فعال کارگری اخطار می‌دهد: هجوم کارگران بیکار برای گرفتن بیمه بیکاری در شعب تامین اجتماعی بی‌سابقه است که همین مساله ورشکستگی سازمان تامین اجتماعی را در پی خواهد داشت.
گیلانی‌نژاد افزود: در این میان سوالی مطرح می‌شود اینکه؛ چگونه می‌خواهند گرسنگی و فقر را دعوت به صبر و ریاضت کنند؟ او «اعتراض» و «تشکل یابی» را حق مسلم کارگران دانست و با اشاره به احکام صادره برای کارگران «هپکو» گفت: کارگرانی که ماه‌ها حقوق نگرفته‌اند، چگونه می‌توانند به تولید ادامه دهند؛ چگونه امورات زندگی‌شان را بگذرانند؛ چگونه از این کارگران می‌خواهند که ساکت بمانند و دستمزدشان را که «حق بدیهی‌» آنهاست، مطالبه نکنند؟ [ایلنا۱۲آبان۹۷]

 

تجمع اعتراضی و اعتصاب کارگران پتروشیمی فارابی
در خبری دیگر ایران آزادی از تجمع اعتراضی و اعتصاب کارگران پتروشیمی فارابی با شعار «حیدرنژاد حیا کن، فارابی رو رها کن»، خبر داد.
کارگران برای پیگیری مطالبات خود و بر کناری سرپرست شرکت، حیدر نژاد دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
کارگران شرکت پتروشیمی فارابی گفتند: در ماه‌های گذشته، چهل روز اعتصاب کردیم و مطالبات خود را به گوش مسئولین رساندیم، آنان نیز قول تحقق خواسته‌های ما را دادند و به همین خاطر، دو هفته دست از اعتراض کشیدیم.
این کارگران در ادامه بیان داشتند: متأسفانه به ما وعده سر خرمن داده شده بود و به همین جهت مجدداً از ۲۸ مهرماه تاکنون اعتصاب خود را آغاز کرده‌ایم و اینبار علاوه بر حقوق حقه‌ی خود، خواهان تغییر در مدیریت شرکت هم هستیم، کارگران گفتند: در بسیاری از پتروشیمی‌ها، طرح طبقه‌بندی مشاغل اجرایی شده چون، نص صریح قانون است و بیان می‌کنند: از تبعیض خسته‌ایم.
شایان ذکر است اعتصاب کارگران پتروشیمی فارابی از روز ۶ شهریور ۹۷ در اعتراض به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل آغاز و همچنان ادامه دارد. [ایران آزادی۶آبان۹۷]

 

هیچ قانونی ضمانت اجرایی ندارد
سرگردانیِ پنج ساله‌ی «محمدباقر ریاحی» کارگری رسمی که فقط شش سال قبل از بازنشستگی بیکار می‌شود، نشان می‌دهد که قانون چندان ضمانت اجرایی محکمی ندارد؛ این کارگر رسمی حتی یک دفترچه بیمه هم ندارد و در این سن و سال، برای فعلگی و کارهای روزمزد به خانه‌های مردم می‌رود.
او می‌گوید: «چند شب پیش دخترم مریض بود؛ تب شدیدی داشت؛ مثل بید می‌لرزید؛ نه پول داشتم که ببرمش دکتر و بیمارستان و نه دفترچه بیمه داشتم که برویم درمانگاه تامین اجتماعی؛ مقابلش نشسته بودم و فقط نگاه می‌کردم؛ فقط نظاره‌گر بودم…»

 

کارخانه رنگین نخ پلمپ شد
کارخانه رنگین نخ در سال ۹۲ به علت بدهی بالا به بانک‌ها و دیگر نهادها، پلمپ شد و ۵۰ کارگر رسمی و بیش از ۱۰۰ کارگر غیررسمی آن بیکار شدند؛ این کارگران که بیشترشان بیش از ۲۰ سال سابقه کار داشتند، به یکباره احساس کردند که زمین زیر پایشان خالی شده‌ است.
ریاحی بعد از سال ۹۲، زندگی‌اش کاملاً به هم ریخته؛ او می‌گوید: بیمه بیکاری نگرفتم؛ اگر بیمه بیکاری بگیرم، مستمری بازنشستگی‌ام ۲۰۰هزار تومان در ماه پایین می‌آید؛ این عادلانه نیست، پس کارگر رسمی بودن چه فایده ای دارد، بیست و چهار سال به عنوان یک «کارگر رسمی» زحمت کشیدم فقط به خاطر بازنشستگی؛ نمی‌خواهم با بیمه بیکاری بازنشسته شوم آنهم وقتی که «قانون» هیچ ضمانت اجرایی ندارد؟ [ایلنا۵آبان۹۷]

در همین زمینه:
حقوق ۲۵۰ دلاری در سوریه و اخراج ۱۰۰ هزار کارگر قطعه ساز در ایران

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.