برای یک ایران آزاد

روایت‌هایی تلخ از وضعیت کارگران شاغل در نظام ولایت فقیه

0

کارگران شاغل در نظام ولایت فقیه از جوانب مختلف تحت فشار و ظلم مضاعف قرار دارند بویژه که برای بدست آوردن یک لقمه نان برای خانواده هایشان بشدت تحت فشار هستند اما پیشینه سپاهی بودن اکثر «کارفرمایان» بزرگ باعث شده که هر نوع اعتراض به‌حقی را با شیوه نظامی گری سرکوب کنند.

امید کوهنورد

تحت فشار گذاشتن کارگران برای گذشتن از حقوق معوقه شان
جمعی از کارگران صنایع چوب اسالم طی پیامی به «کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران» نوشته اند که شرکت صنایع چوب اسالم واقع در استان گیلان که آستان قدس رضوی ، شستا و صندوق بازنشستگی سهامداران شرکت مذکور می‌باشند، بیش از ۴ ماه است که حقوق کارگران را پرداخت نکرده و حدود یکسال است تمام خطوط تولید نئوپان و رکش ملامینه را تعطیل کرده است.
اخیرا مدیر عامل شرکت صنایع چوب کارگران را مجبور کرده که از حقوق معوقه خود گذشت کنند تا با پول حقوق معوقه کارگران مواد اولیه مورد نیاز خریداری و تولید راه اندازی شود!
این در حالیست که کارگران زحمتکش شرکت بیش از ۴ ماه حقوق دریافت نکرده اند و در وضع معیشتی بدی زندگی می‌کنند و مدیران شستا با حقوقهای نجومی حاضر به پرداخت بودجه برای راه اندازی شرکت نیستند و کارگر باید خرج شستا و شرکت زیر مجموعه را از جیب خود و زن و بچه اش پرداخت کند، جالب تر اینکه تعدادی از کارگران حاضر به امضاء رضایتنامه نشده اند و از طرف مدیر عامل و عوامل امور اداری شرکت مورد تهدید قرار گرفته اند که اگر رضایتنامه بخشیدن حقوق چهارماه را امضاء نکنید چنین و چنان خواهد شد. آیا این برده داری نیست؟ [اتحادیه آزاد کارگران ایران ۱۶آبان۹۷]

روایت تلخ زندگی کارگران عسلویه
حسین ۳۲ ساله، کارگر ساده‌ای است و به صورت پیمانی با شرکت هایی که آنجا مشغول به کار هستند، کار می کند. او می گوید: «ما اینجا دو مدل کارگر داریم؛ یکی کارگران بیسیک و دیگری کارگرانی که در بخش های پیمانکاری کار می کنند. وضعیت کارگران بیسیک بهتر است چون تحصیلات‌شان لیسانس است یا آشنا داشته اند. اما کارگرانی که در پروژه ها هستند، وضعیت زندگی‌شان از لحاظ غذا، اسکان و پرداخت حقوق درسطح بسیار پایینی است. در عسلویه هر چند وقت یک‌بار در یکی از فازهای نفتی، کارگران برای دریافت حقوق عقب افتاده شان باید به صورت دسته جمعی مقابل اتاق پیمانکار تجمع کنند و این باعث می شود که در همان تجمع‌ها عده زیادی از کار اخراج شوند و یا اینکه دیگر هیچ وقت نتوانند به حق و حقوق‌شان برسند». حقوق کارگران شاید تا ۶ ماه نیز به تاخیر بیفتد.
محمد، یکی از کارگرانی که در بخش کارگری پتروشیمی ماهشهر مشغول به کار است، درباره شرایط کاری آنجا می گوید: «اینجا چیزی به نام سختی کار وجود ندارد و برای آن اضافه حقوق نمی دهند. اما هر کسی که سابقه کار بیشتری در عسلویه داشته باشد، مقداری به حقوقش اضافه می شود. یعنی باید بتواند با وجود همه سختی‌های کار، ادامه دهد و به زبان دیگر طاقت بیاورد. به همین ‌دلیل است که کارگران وقتی به اینجا می آیند، دیگر نمی توانند به خانه ها و شهرهای‌شان برگردند چون همیشه به زیاد شدن حقوق‌شان امید دارند. ما در ۲۴ ساعت، ۱۴ ساعت را کار می کنیم و حقوقی که به ما می دهند طبق قانون کار به اندازه نصف ساعت هایی است که ما در حال کار هستیم».
محمد درباره قوانین یک روز کاری در عسلویه می‌گوید: «هر روز ساعت ۶:۴۵ دقیقه، حضورمان را در سلف برای صبحانه می زنیم و ساعت یک ربع به هشت صبح در پتروشیمی هستیم. ساعت هفت و نیم کارمان تمام می‌شود و ساعت هشت شب سرویس خوابگاه می آید تا ما را ببرد. ما ۱۴ ساعت کار می کنیم و حقوق ‌هشت ساعت کار را می‌گیریم».
محمد یکی از دلایل عقب افتادن حقوق‌شان را زد و بند میان پیمانکار با کارفرمای اصلی پروژه می داند: «متاسفانه بعضی پیمانکارانی که ما را به استخدام خودشان درآورده‌اند با کارفرما قرارداد می بندند و پول را از آن‌ها می گیرند اما این حقوقی که به ما می دهند، کمتر از چیزی است که روز اول با ما طی کرده اند. در قوانین کار برای حمایت از کارگر، قوانین زیادی وجود دارد اما اینجا هیچ کدام را اجرا نمی کنند.

سرکوب اعتراض ها با حفاظت فیزیکی
محسن، یکی دیگر از کارگران پتروشیمی ماهشهر، دو سال است که به جمع کارگران اضافه شده و درباره قوانین سخت کارگری و اخراج هر روز کارگران می گوید:«در مجتمعی که ما هستیم، وقتی یکی از کارگرها را اخراج می‌کنند، دیگر حق اینکه بخواهد بیاید حق و حقوقش را بگیرد، ندارد. او را از همان جلوی در، روی موتور حراست می‌گذارند و مثل یک غریبه یا زندانی که نمی‌تواند در مجموعه راه برود، او را به اتاق تسویه حساب می برند و مامور حراست بالای سرش می ایستد. امضاهایش را می‌گیرند و بعد با موتور او را به بیرون از ساختمان می‌برند». استخدام و اخراج در پتروشیمی‌های عسلویه، قانون خاصی ندارد. اغلب این‌گونه است که ناگهان می آیند و می‌گویند که طرح ریزش داریم و باید تعدادی اخراج شوند. یکی از کارگرانی که تازه از پتروشیمی اخراج شده، درباره روز اخراجش می گوید: «ناگهان یک روز آمدند و گفتند طرح ریزش داریم و باید تعدادی از شما اخراج شوید. فردا صبح، مامور حراست را جلوی در نگه داشتند و به من و چند نفر دیگر از همکارانم، اجازه ندادند وارد مجتمع شویم. گفتند شما امروز اخراج شده‌اید. تک تک با موتورسیکلت ما را به اتاق تسویه حساب بردند و از ما امضا گرفتند، بی‌آنکه حقوق‌مان را بدهند. بعد لیوان و قاشقی را که هر روز برای خوردن غذا از آن استفاده می‌کردم، توی پلاستیک انداختند و دادند. دوباره با موتور ما را تا جلوی در خروجی بردند و بیرون از مجتمع پیاده کردند و گفتند که دیگر حق نداریم وارد مجتمع شویم. حتی حق این را نداشتیم به پولی که برای تسویه به ما دادند، اعتراض کنیم یا حتی بپرسیم چرا ما را اخراج کردند. ما در مجتمع حفاظت فیزیکی داریم که به محض اینکه یکی از کارگران بخواهد اعتراضی را انجام دهد، با او برخورد می کنند» [شبکه رسانه ای بیان۱۶آبان۹۷ ]

از همین نویسنده:
سرکوب و زندان ؛ سهم زنان در نظام ولایت فقیه
موج گسترده سرکوب؛ زندان و زندانی در نظام ولایت فقیه
زندان مخوف زاهدان؛ و درد و رنج انسان زندانی در آن
کارگران ایران و سهم آنان از سالیان طولانی کارگری
زندان، سرکوب، خودکشی؛ سهم زنان در نظام ولایت فقیه

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.