برای یک ایران آزاد

سخنرانی روحانی برای روسای نمایندگی‌های نظام؛ کاریکاتور «رهبر ملی»

0

سخنرانی روحانی برای روسای نمایندگی‌های نظام در خارج از کشور، کوششی برای ترسیم یک «رهبر ملی» مقتدر و تغییر گفتمان برای دفاع از نظام بود؛ آنچه در نهایت، بیشتر شبیه به یک کاریکاتور شد.

جمعی خسته، پا به سن گذاشته و اغلب از تناسب ظاهری اندام خارج در برابر روحانی حاضر شدند تا به سخنرانی او به عنوان یک «رهبر ملی» گوش فرا دهند. مخاطبین که اغلب در حال چرت زدن یا بی‌حوصله‌گی بودند همان روسای نمایندگی‌های نظام در خارج از کشور هستند. سخنران اما حسن روحانی‌ست که نقاب اعتدال را به کناری پرتاب کرده و تلاش می‌کند در قدرت‌نمایی کم از خامنه‌ای نباشد.
جمع مخاطبین اما روحیه باخته بودند. کمتر از یکماه پیش یک طرح تروریستی آنها به شکست منتهی شده بود. اما این همه‌ی داستان نبود؛ دیپلمات عمل کننده که در حین ماموریت دستگیر می‌شود کماکان در بازداشت آلمان قرار دارد.
اسدالله اسدی پس از انتقال ماده انفجاری در لوکزامبورگ به هسته خفته سپاه و به هنگام مراجعه به محل ماموریتش در اتریش، در خاک آلمان دستگیر شد. تیم‌های تحت فرماندهی او قرار بود کشتاری بزرگ در گردهمایی ۱۰۰ هزار نفره ایرانیان در پاریس به راه بیاندازند. [به‌عنوان نمونه: سپاه به دنبال ترور رهبری مجاهدین در اروپاست؛ تنها گزینه‌ی خامنه‌ای]
جمع روحیه باخته و البته کم حوصله و مسن مخاطبین روحانی، ناچار بودند به سخنرانی طولانی او گوش دهند. روحانی در این سخنرانی کوشید تا کاریکاتوری از یک «رهبر ملی» به نمایش بگذارد. او کوشید تا نظام را وارث تمدن ایران از زمان باستان اعلام کند؛ آنجایی که به روسای نمایندگی‌ها گفت: «شما نمایندگان همه ایرانیان در طول همه تاریخ و سفیران فرهنگ باستانی ایران» و «تک تک آحاد ملت ایران» «از گذشته تاریخ تا امروز هستید.»
براساس متن منتشر شده از این سخنرانی قریب به ۶۰ مرتبه، روحانی کلمه «ملت» را به کار برد. روحانی دخالت‌های نظام در منطقه را نه ناشی از وجود نظام ولایت فقیه که ناشی از هویت و منافع ملی دانست که نظام هم بر آن تاکید می‌کند. او تصریح کرد: «حتی اگر انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران نبود» باز چنین دخالت‌هایی صورت می‌گرفت و افزود: «فرهنگ، تاریخ و البته انقلاب، دین و قانون اساسی» چنین اجازه‌یی به ما می‌داد.
روحانی در قسمت دیگری از سخنرانی‌اش دست به روایتی جعلی از جنگ هشت ساله خمینی با عراق زد و از جمله اهداف آن جنگ را «تجزیه ایران» دانست. و هیچ اشاره‌ای به استراتژی خمینی مبنی بر «فتح قدس از طریق کربلا» نکرد. این «رهبر ملی» نتیجه‌ی کار فشرده بخش کارشناسی نظام را بیرونی می‌کرد.
پس از قیام دی‌ماه از جمله مباحث در جریان در بخش کارشناسی نظام، تغییر گفتمان برای بقای نظام بود. در این مباحث مطرح شد که به‌جای بحث «حفظ انقلاب»، یا «حفظ نظام» باید گفتمان «حفظ ایران» ترویج شود. اکنون روحانی همان رهنمود را اجرایی می‌کند. پیش از او ظریف در جمع «اتاق ایران» نیز با اشاره به رودررویی نظام با آمریکا، سخن از تهدیدی گفت که ایران را در بر گرفته است و اعلام کرد هدف نابودی ایران است. [گره اقتصاد با سیاست باز می‌شود؛ بررسی جلسه اتاق بازرگانی ایران با ظریف]
خلافت اسلامی! می‌کوشد تا با خزیدن در قبای ناسیونالیسم ضمن حفظ عبا و عمامه، برای خود در داخل و خارج از کشور متحدینی بیابد یا دست‌کم به تلاشش برای حفظ بقا، مشروعیت ببخشد.
اگر روحانی استدلال کند که همه کوشش‌هایش برای حفظ نظام است ممکن است کمتر خریدار پیدا کند اما وقتی بگوید هدفش حفظ ایران است می‌تواند دامنه‌ وسیعتری از مشروعیت برای فعالیت‌های سپاه فراهم کند. هرچند در سخنرانی اخیر خامنه‌ای مفهوم «منافع ملی»، معادل «منافع نظام» تعریف شد تا مبادا کادرهای خلافت اسلامی! پیش از فروپاشی فیزیکی نظامشان دچار فروپاشی محتوایی شوند.
شعبده‌بازی روحانی در گفتمان سازی آنهم در قامت یک «رهبر ملی» وقتی کمی پوشالی بودن خود را نشان داد که سخن از فراهم کردن دسترسی روسیه به آبهای خلیج فارس و دریای عمان را به میان آورد. روحانی گفت: «ایران بهترین راه روسیه به آبهای دنیاست». [پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ۳۱ تیر ۹۷]
روحانی و البته کل نظام شاید تصور می‌کنند که یکی از دلایل ورود روسیه به جنگ سوریه برخورداری آن از پایگاه دریایی در بندر طرطوس بود. دلیلی که البته نمی‌توان انکار کرد.
سران نظام شاید با خود می‌اندیشند که برخورداری روسیه از یک پایگاه دریایی در جنوب ایران می‌تواند تضمینی برای بقای نظامشان باشد. شاید بی دلیل نبود که ولایتی پس از بازگشت از دیدار با پوتین گفت که پرونده رابطه با روسیه زیر نظر خود خامنه‌ای هدایت می‌شود. [علائم شکست اقتصادی نگاه به شرق؛ شرکت‌های روسی و قزاقستانی خارج می‌شوند]
به این ترتیب نظام می‌کوشد تا در دستگاه تبلیغاتیش، خود را متکی به شرق برای مقابله با غرب نشان دهد. «رهبر ملی» که هنوز بر سر در وزارت خارجه‌اش شعار «نه شرقی و نه غربی» نقش بسته است در طول ۴۰ سال گذشته حداکثر استفاده را هم از شرق و هم از غرب برای سرکوب مردم ایران برده است.

روحانی بی‌آنکه موفق به رو کردن برگ جدیدی در عرصه سیاست خارجی شده باشد اما با اشاره غیر مستقیمش به اعطای پایگاه دریایی به روسیه در سواحل جنوبی کشور، برگ «ملی گرایی» و «رهبر ملی»‌ بودن خود را می‌سوزاند.
راهی که آخوندها و پاسداران بسیار خوب بلد هستند؛ حراج منابع و منافع ملی برای بقای نظام است. در طول چهل سال گذشته، نظام در حراج بخش قابل توجهی از منابع و منافع کشور به سوی غرب از چیزی فروگذار نبوده است تا آنها نیز در مقابل از امکان استحاله در نظام سخن بگویند و امروز روحانی غرب را تهدید می‌کند که در غیاب شما منافع نصیب روسها خواهد شد.
اما مهمترین مولفه‌ای که در سخنرانی روحانی از آن سخن گفته نمی‌شود همان مولفه‌ای‌ست که چنین سخنرانی‌یی را شکل داده است. وجود یک آلترناتیو برای گذار از نظام ولایت فقیه به یک جمهوری کثرت گرا و سکولار. همان آلترناتیوی که به خاطر شکست عملیات تروریستی علیه آن، اسدالله اسدی در بازداشت آلمان به سر می‌برد.
روحانی در حالی تلاش می‌کند که چهره‌ای از یک «رهبر ملی» مقتدر در برابر آمریکا به نمایش بگذارد که در درون خانه با قیام مردم به جان آمده از حاکمیت چهل ساله ولایت فقیه مواجه است؛ قیامی که به طور مداوم از نزدیک به ۷ ماه پیش آغاز شده است و سر سیاسی خود را در ۹ تیر در پاریس نشان داده است.
وجود این آلترناتیو، به همراه ناکامی روحانی، خامنه‌ای و سپاه در ضربه زدن به آن یا نابود کردنش، روحانی را وادار کرده است تا خود را به‌عنوان کاریکاتور «رهبر ملی» مقتدر عرضه کند. رهبری که دشنام دادنش به آمریکا و دست تکان دادنش برای روسیه بیش از آنکه نشان دهنده‌ی سیاست خارجی‌اش باشد حکایت از بن‌بستی‌ست که در آن قرار گرفته است.
روحانی در این سخنرانی بسیار کلافه بود…

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.