برای یک ایران آزاد

ضرورت تشکیل کانونهای شورشی چیست؟: پرویزکریمیان

0

کانون‌های شورشی‌ چرا تشکیل شد؛ و چه اهدافی رو دنبال می‌کنند؟ روی چه فعالیت‌هایی متمرکزند؟  وچه وظایفی بعهده دارند؟ واکنش رژیم در قبال کانونهای شورشی چیست؟ فعالیت‌ کانونهای شورشی، چه تأثیری در قیام مردم ایران وهمچنین چه تاثیری در روابط رژیم با سایر کشورها دارد؟ و…

اینها سوالاتی است که مطرح است. آقای پرویز کریمیان درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به این سئوالات پاسخ میدهد.

پرویز کریمیان: قبل از اینکه بخواهیم به این سؤال پاسخ بدهیم این سؤال مطرح هست اصلاً چرا این کانونهای شورشی بوجود آمدند؟ آیا مثلاً بوجود آمدن اینها خودبخودی بوده، یا یک الزامی و یک ضرورتی در جامعه ایران هست که چنین چیزی را پی گرفتیم و منجر به تشکیل کانونهای شورشی شده است، واقعیت این هست که جامعه ایران یک نظام سرکوبگر ، چپاولگر و نظامی است که همه فقر و فلاکت  را بر سر مردم ایران سوار کرده است. نظامی که حرث و نسل را نابود کرده و جامعه ایران دیگر چیزی از آن ابهت گذشته خودش در دستش نیست، حالا باید چکار کرد؟ از طرف دیگر در جامعه یک سری کسانی که خودشان را اصطلاح‌طلب و اصولگرا می‌دانند که البته پنبه اینها هم زده شده است و سال گذشته مردم در خیابان شعار دادند و این شعارها یکی از شعارهای اصلی جامعه ایران است «اصطلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»، الان چیزی در صحنه ایران نیست، حالا چکار باید کرد؟

کانون شورشی برای این بوجود آمده که این صحنه را کنار بزند و این صحنه‌ای که مردم ایران زیر فشار و سرکوب و چپاول باشند از این صحنه خارج بشوند، کانون شورشی برای همین بوجود آمده و ۳ تا وظیفه در جامعه بر عهده گرفته، اولین هدف یا وظیفه کانونهای شورشی این هست که می‌خواهد آن ابهت پوشالی رژیم که ظاهراً یک چیزی دارد در هم شکسته بشود، حاکمیت منفور که عامل اصلی همین وضعیت موجود هست، با ارگانهای سرکوبگرش با بسیج‌ش با حوزه‌های علمیه با اماکنی که جنایت تولید می‌کند، این‌ها در هم شکسته بشود .

هدف دوم کانونهای شورشی این هست که روحیه مردم که در اثر سرکوب و بدبختی‌ها و فشارهای که به آنها آمده و به جان آمدند از ظلم و ستم این رژیم که هیچ فریادرسی هم ندارند، وقتی فعالیت‌های کانون‌های شورشی به اجرا در می‌آید مردم روحیه می‌گیرند. اتفاقاً وقتی که چنین چیزی در جامعه پدیدار می‌شود، وقتی مردم چنین فعالیتهای را می‌بینند اینها برای آنان الگو می‌شوند وهمه از اینها یاد می‌گیرند و مسیری نشان داده می‌شود و همه به این دامن می‌زنند، نقش کانون شورشی می‌شود نقطه‌ای که به قول معروف یک آتش‌زنه است، که آن چه در جامعه وجود دارد را می‌تواند در هم بشکند و نگذارد این ابهت این وضعیت باقی بماند، لذا مردم خودشان فعال و عین کانون شورشی می‌شوند، کما الان در صحنه ایران داریم با الگو قرار دادن کانون شورشی خیلی فعالیتهای هست که صورت می‌گیرد و خود ما متوجه نشویم ولی در جامعه وجود دارد.

یک هدف دیگری هم هست، به لحاظ بین‌المللی هم به همه کسانی که هنوز چشمشان به رژیم دوخته شده و می‌خواهند با مماشات و با پشتیبانی از رژیم یکطوری چوب زیر بغل این رژیم باشند و بخواهند این باصطلاح مردم و جوانان را همچنان در زیر این نظام پلید نگه دارند این به آنها این پیام را می‌رساند و دیگرنمیتوانند با این رژیم مماشات بکنند و دوران مماشاتشان بسر آمده و این روند و این روال جواب ندارد این را باید بخوبی بفهمند و کانونهای شورشی این هدف را بخوبی ایفا می‌کنند.

پرویز کریمیان: یک مثال من بزنم، شما تصورکنید وقتی یک ایرانی صبح ازخانه اش خارج می‌شود می‌بیند روی دیواری نوشته «مرگ برخامنه ای» و علیه سران رژیم نوشته شده و آن طرف تر نوشته «آتش جواب آتش»، کمی جلوتر ۲ تا از بنر سمبل نظام خامنه‌ای معلون و سران رژیم آتش گرفته، شب قبل بسیج محل را آتش زدند و جلوتر می‌بیند بنر عکس رهبران مقاومت زده شده است و یا حوزه علمیه آتش زده شده است، این‌ها اتفاقاً در ذهن مردم ارگانهای منفوری هست که اتفاقاً هر کسی که چنین چیزهای می‌بیند به قول معروف دلش خنک می‌شود، وقتی از شهر خارج می‌شوید می‌بینید در هر نقطه از این مملت یک ضربه‌ای به رژیم زده شده است، و قبل از هر چیزی، انسانی که از خانه بیرون می‌آید، می‌بیند، کانون‌های شورشی قبل از هر چیز دامن می‌زنند، فرض کنید رژیم خودش با ماشین آتش نشانی برای خاموش کردن یک جای که آتش زده شده می‌رود، خود این نشان می‌دهد وقتی چنین ظرفی هست، وقتیکه چنین چیزی هست، روحیه تهاجم و تعرض و عصیانگری در سطح جامعه بیشتر و بیشتر گسترش پیدا می‌کند و مردم و اقشارمختلف مردم ایران روحیه می‌گیرند و تعادل به نفع مردم می‌چرخد، قوت قلب می‌گیرند و بنابراین کانونهای شورشی الگو هستند والگو می‌سازند و عامل استمرار وتضمین پیروزی قیام هستند، گواه آن هم این هست که در ده ماه گذشته کانونهای شورشی به رغم همه سرکوبها، دستگیرها، شهادت‌ها و فرازو نشیب‌هایی که داشته‌اند، قیام را توانستند همچنان به مسیر خودش ادامه بدهد، گواه آن هم شهرهای مختلف مثل کازورن و اهواز، کرج، تهران، خرمشهر، همان که در مثل میگوییم انبار باروت، انبار باروتی که به شورش منجر بشود، وقتی استمرار پیدا می‌کند شهر شورشی بوجود می‌آید، پس فقط نیاز به یک آتش‌زنه دارد، «یک جرقه کافی هست که انبار باروت را منفجره کنند» یعنی پتانسیل انفجار در این باروت وجود دارد و مردم به حرکت در می‌آیند، با یک جرقه این انرژی متراکم شده بصورت انفجاری آزاد می‌شود، آن نیرویی که در اجتماعات واعتراضات نقش آتش زنه را بازی می‌کند و پتانسیل انفجاری را آزاد می‌کند، اسمش کانون شورشی هست.

نقش کانونهای شورشی منفجر کردن انبار باروت اجتماعی است، همان‌هایی که درمرداد گذشته درکرج و تهران و بقیه شهرها توانستند روح جنگ و نبرد را بین مردم ببرند، در حالی که رژیم با سرکوب می‌خواهد فضای جامعه را ببندد و مانع شکل‌گیری تظاهرات بشود .

نکته بعدی نقش کانونهای شورشی بعنوان نیروهای سازمانیافته و پیشتاز این هست که اولاً جلودار این قیام‌ها و صحنه‌ها هستند و ثانیاً اقدامات تعرضی‌شان همانطور که گفتم فضای سرکوب و اختناق را می‌شکنند تا فضا برای قیام فراهم بشود، مثلاً چگونه اتفاق میآفتد با همین کاری که الان می‌کنند با به آتش کشیدن سمبل‌های رژیم، تصاویرمنحوس خمینی و خامنه‌ای و یا منهدم کردن همه مظاهر رژیم فضای شورش و قیام را علیه رژیم زنده نگه می‌دارند، و تأثیر شگرفی بر روی نیروهای اجتماعی دارد.

نکته مهم البته سازمانیافتگی این کانونها است در همین رابطه ترجیح می‌دهم نکته‌ای از خواهر مریم که در یکی از سخنرانیهاشان این موضوع را خیلی خوب توضیح دادند و تأثیر شگرفی در سطح جامعه گذاشته و می‌تواند رهنمود و راهنمای عمل همه این کانونهای شورشی باشد: «یکی از علائم سرنگونی پیوند محرومان و ستمزدگان با مقاومت سازمانیافته است. این را همه سران رژیم و مهره‌هایش بارها خاطر نشان کردند. استراتژی هزار اشرف هم به این خاطر اعلام شده تا سازمان رهبری کننده قیام به مردم متصل شود.» در همین سخنرانی جای دیگری اشاره می‌کنند: «که سرنگونی در راه است کانونهای شورشی و شوراهای مقاومت ملی نوک پیکان استراتژی قیام و سرنگونی در شهرها هستند. کانون‌های شورشی راه تازه‌ای را گشوده‌اند و همه مردم باید به یاری این کانونهای شورشی برخیزند.»

پرویز کریمیان: من فکر می‌کنم در یک نگاه ساده خیلی خوب می‌شود فهمید وقتی دولتهای خارجی یک مناسباتی با رژیم دارند و می‌بینند روزانه سران رژیم مورد تعرض هستند و حتی مجبور هستند تصاویر منحوس خودشان را از خیابانها جمع کنند و روزانه این صحنه‌ها وجود دارد، و خیلی تأثیر جدی در رویکرد آنها دارد و باید این مماشات را جمع کنند.

همینطور فعالیت‌های کانونهای شورشی انعکاس زیادی در رسانه‌های بین المللی دارد و این انعکاسها را شما مستمراً مشاهده می‌کنید. آخرین انعکاسی که داشتیم مربوط به روزنامه الحیات لندن هست که انعکاس بسیار مبسوطی بوده و من بخشی از این انعکاس را می‌خوانم که گفته:‌ «کانون‌های شورشی، هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرهای ایران پایگاه‌های بسیج سرکوبگر و عکسهای خامنه‌ای را به آتش می‌کشند. این سلسله عملیات در شرایطی صورت می‌گیرد که رژیم در اطراف همه پایگاه‌های بسیج و عکسهای خامنه‌ای دوربین مخفی کار گذاشته است و برای حفظ این پایگاه‌ها همه اقدامات امنیتی لازم را انجام داده است با چنین وضعیتی به آتش کشیدن آنها توسط کانونهای شورشی و فیلمبرداری از این عملیات شجاعانه، نشان‌دهنده روحیه جنگاوری کانونهای شورشی، هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران است»، الحیات سپس به چند فقره فعالیت کانونهای شورشی علیه مراکز بسیج رژیم در مشهد و اصفهان، تبریز و شهرکرد اشاره می‌کند و این چیزی هست که الحیات دیده و نوشته ولی واقعیت آن چیزی که در سیمای آزادی نشان داده می‌شود و آن چیزی که مردم در خیابانها می‌بینند و انعکاس می‌دهند کم نیست و موارد زیادی هست

پرویز کریمیان: چون رژیم فاصله‌اش با مردم زیاد شده، بدلیل جنایت‌ها و آن چه که در صحنه اجتماعی ایران می‌بینیم و بشدت ضربه پذیر شده است، وترسش ازاین بابت هست که استمرار حرکت کانونهای شورشی منجربه قیام و فروپاشی نظام بشود، چون شما دارید سمبل تمامیت نظام را نشانه می‌روید اعم از تصویرمنحوس ولایت تا مراکز سرکوب بسیج ضد خلقی بخصوص تأثیر گذاری‌های خیلی جدی دارد و روی حتی ریزشی‌های خودشان به این مطلب نگاه کنیدمن از سایت بهارستانه (رژیم) ۶/۶/۹۷ مطلبی را برای شما بخوانم این سایت در مطلبی با عنوان «فضای مجازی محیطی برای ایجاد کانون‌های آشوب و شورش علیه نظام» می‌نویسد: «خیلی از فرزندان جوان همان پدران مؤمن و سپاهی و بسیجی، امروزه مسخ ومسخر تبلیغات مجاهدین علیه نظام شده‌اند و ضدیت علیه ارزشهایی که نظام اسلامی ما بر آنها مبتنی می‌باشد در محافلشان پچ پچ می‌شود. این‌ها یک روند خود بخودی در میان نسل جوان ما نیست بلکه یک طرف و توطئه و حرکت موریانه‌ای است که مجاهدین آغاز و تدریجاً در غالب کانونهای شورشی گسترش داده‌اند.»، این حرف یک سایت رژیم هست. این بخش کوچکی از این انعکاس بود و خیلی مفصل هست و به خیلی از چیزها اذعان کرده است، وقتی میگویند خانواده‌های مؤمن و سپاهی و بسیجی و رژیمی به این روز افتادند شما حساب کنید موارد دیگر که خودشان سوژه این سرکوب و چپاول هستند که روزانه صحنه‌های آن را می‌بینیم.

پرویز کریمیان: در یک جمله ساده کانونهای شورشی وظفیه اصلی‌شان آماده کردن و جذب نیروی جوانان شورشی در شهرهای مختلف ایران و وصل کردن بدنه به سر یعنی ارتش آزادی و سازمان مجاهدین خلق است. در حقیقت کانونهای شورشی در سراسر ایران گسترش پیدا کرده است، در واقع کانونهای شورشی کاتالیزور ارتش آزادی و سیل جوانان شورشی در شهرهای میهن هست تا هر شهر به یک شهر شورشی تبدیل بشود. بعد با پیوستن این بدنه به سر به لحاظ تشکیلاتی، آن نیروی سرنگونی که قدرت سرنگونی دارد، هیچ قدرتی توان مقابله با آن را ندارد و سرنگونی رقم می‌خورد. سیلی از جوانان و شهرهای شورشی که ریشه رژیم آخوندی را از جا می‌کنند و در حقیقت دستگاهی ساخته می‌شود که دشمن را کنار میزند و کانونهای شورشی و جوانان در شهرها یک به یک ریشه دشمن را می‌کنند.

پرویز کریمیان: واقعیت جامعه ایران این هست که کانونهای شورشی نه تنها هم از نظر کمی و همچنین از نظر کیفی رشد و گسترش پیدا کرده‌اند، بلکه به کابوس رژیم تبدیل شده‌اند. باز مطلبی از سردمداران رژیم بگویم، «علی زارعی نماینده مجلس رژیم در سایت موسوم به خبرگزاری تهران مربوط در ۲۴ مرداد ۹۷ نوشت: «عامل سوم و به تعبیر مقام معظم رهبری «ضلع سوم مثلث» [منظورش مجاهدین است، یادتان باشد خامنه‌ای در دی ماه سال گذشته تفسیر می‌کرد همین را گفت] با اهرمهایش که همان «کانون‌های شورشی» باشند دیگر نه اصولگرا را می‌شناسند و نه اصلاح طلب را، این روزها با پر رویی تمام و با شعار عجیب و نا به هنگام «وای به روزی که مسلح شویم» به آتش افکنی در سرمایه بنیادین  نظام که همانا  نسل جوان این سرزمین باشند، مشغولند»، همین جملات کافی است تا ببینیم ترس و وحشت چونه سرتاپای رژیم را فرا گرفته است.

نکته دیگرهمچنین یک تحلیلگر رژیم در سایت بهارستانه در ۶ شهریور ۹۷ نوشت: «کیفی‌ترین تحول صورت گرفته، وصل عقبه این کانون‌ها به رهبری آن است، درحال حاضر، خط دهی اصلی این کانون‌های شورشی توسط مسعود رجوی «رهبر مجاهدین» در قالب «پیام به کانون‌های شورشی» صورت می‌گیرد. وی در ۱۱ مرداد ماه سال جاری در پیامی تحت عنوان «مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله، آتش جواب آتش» برای تقویت روحیه اغتشاشگران، به آنان وعده داده که این اغتشاشات ادامه خواهد یافت و روز به روز گسترش می‌یابد، وی اغتشاشات را سازمان یافته‌تر از گذشته قلمداد کرد»، به نظر من نیازی به توضیح ندارد و همه چیز را گفته است.

پرویز کریمیان: خیلی واضح هست، اینکه میگوییم کانونهای شورشی نقطه امید مردم هستند به دلایل زیرهست:

یکم- در یکسال گذشته، کانون‌های شورشی جای واقعی خود را با فداکاری و دفاع از حقوق مردم، در جامعه ایران بازکردند. حضور کانونهای شورشی در بطن جامعه در سالی که گذشت، نقطه عطفی در مقاومت مردم علیه رژیم ضدبشری به حساب می‌آید، کانون‌های شورشی هم درکمیت و هم در کیفیت گسترش زیادی پیدا کرده‌اند.

دوم- کانون‌های شورشی، در حمایت و دفاع از تظاهرات و قیامهای مردمی و سمت و سو دادن شعارهای اقشار مختلف نقش مؤثری دارند، شما این واقعیت را درسایت «صراط رژیم»‌ بتاریخ ۱۴ دیماه ۹۷ می‌بینید و چنین اعتراف کرده است:‌

«چنانچه به دگردیسی شعارهای کارگران فولاد اهواز نیز نگاهی بیندازیم، خواهیم دید که روند شعارها در روزهای آغازین از مشکلات ساده معیشتی شروع شد اما بتدریج با نفوذ اعضای کانون‌های شورشی در صفوف کارگران، روز به روز رنگ و بوی ساختار شکنانه به خود گرفت»، این حرف سایت صراط خود رژیم هست و قوانین اجتماعی همین را می‌گوید که ذره ذره گسترش پیدا می‌کند و شعارها سیاسی می‌شود و این قانون در حال انجام هست، ولی نقش را کانونهای شورشی ایفا می‌کنند.

سوم-الان دیگر برهمگان روشن شده که تنها نیروی برانداز کانونهای شورشی هستند، هرکسی که برانداز واقعی باشد و قیمت آن را بدهد، بی‌تردید جای او در کانونهای شورشی است.

پرویز کریمیان: خوب بود که در ایران هم امکان برگزاری رفراندم فراهم می‌شد. مثلاً فرض کنید تحت نظر سازمان ملل یک حکومت موقت تشکیل شود، سپس آن حکومت موقت رفراندم را برگذار کند، سازمان ملل هم نظارت تمام‌عیار داشته باشد و سلامت انتخابات را عملاً تضمین کند تا مردم بتوانند آزادانه رأی بدهند و نوع حکومتی را که می‌خواهند در پای صندوق‌های رأی مشخص کنند. این راه‌حل بسیار خوبی است و گزینه‌یی است که اگر واقعی بود مطمئن باشید بیش از همه مجاهدین از آن استقبال می‌کردند.

اما تاریخ مبارزات ما و به‌طور مشخص در دوران دیکتاتوری ولایت فقیه، به تجربه سالیان ثابت شده که آخوندها مطلقاً مطلقاً حاضر به اجرای چنین گزینه‌یی نیستند، برگزاری چنین رفراندومی پیش از همه خواست رسمی و اعلام شده مقاومت ایران بوده است که بارها و بارها در طی سال‌های پیش توسط رئیس جمهور برگزیده مقاومت و حتی پیش از آن توسط رهبر مقاومت اعلام شد و یا در نشریات مقاومت آمده است، اما دیکتاتوری ولایت فقیه چنین اجازه‌ای نداده و نمی‌دهد. چرا که اگر می‌خواست چنین اجازه‌ای بدهد مسلماً سرکوب نمی‌کرد، شکنجه نمی‌کرد، اعدام نمی‌کرد و اجازه می‌داد مردم بیایند به خیابان و یک انتخابات آزاد داشته باشند، اگر این رژیم اهل این قبیل راه‌کارهای مردمی و مسالمت‌آمیز بود که اصلاً یک نظام دیکتاتوری برقرار نمی‌کرد! این یک حرف جدی و نمونه جدی است.

البته ممکن است بعضی‌ها بگویند فلان کشور این کار را کرده است، ما در طی این سالهای اخیر فقط یک نمونه در شیلی داشتیم که شرائط و یژه خودش را داشت، اگر نظامی یا دولتی بخواهد چنین گزینه‌ای انتخاب کند الزامات خودش را دارد. هر کشوری متناسب با خودش باید بررسی کرد، ما نمی‌توانیم مثلاً کپی شیلی را برای خودمان تجویز بکنیم نباید یک الگو مانند شیلی را با ایران مقایسه کرد. ولی همیشه دقت بکنید برای تعیین یک گزینه و یک استراتژی برای براندازی و سرنگونی نمی‌شود از یک کشور دیگر عیناً کپی‌برداری کرد و بخواهیم در کشور خودمان همان استراتژی را پیاده کنیم!، حکومت شیلی ویژه‌گی‌های خودش را داشت، یک دیکتاتوری کاملاً نظامی بود. توسط دولت آمریکا با یک کودتا بر ضد آلنده بر سرکار آمد، جنایت‌های بسیاری انجام داد و بعد هم افشاء شد. حکومت پینوشه یک نظام کاملاً وابسته و تحت نفوذ آمریکا بود. آمریکا هم وقتی منافع‌اش را برد و بعد از این‌که تاریخ مصرف این حکومت تمام شد، از حمایت آن دست برداشت و آمدند رفراندم گذاشتند، یعنی آن زمانی که دیگر نیازی به پینوشه نبود آن را حذف کردند.

وضعیت کنونی ایران سراپا با شیلی و شرایطش متفاوت است و تا هنگامی که دیکتاتوری ولایت فقیه بر سر کار است گزینه رفراندوم نمی‌تواند یک راه حل باشد، تنها رفتن به یک بی‌راهه و انحراف بوده و خاک پاشیدن در چشم مردم است، چرا که بر روی تنها مسیر آزادی مردم ایران، یعنی سرنگونی و براندازی رژیم، هر چیزی جزء این به نفع رژیم و دیکتاتوری حاکم سرپوش می‌گذارد. کسانی که این حرف را می‌زنند در واقع همان کسانی هستند که خاک می‌پاشند، اگر یادتان باشد در سال ۹۶ که قیام گسترش پیدا کرد، سران رژیم این طرف و آن طرف صحبت از رفراندوم می‌کردند ولی همان موقع اعلام کردیم اینها برای به بازی درآوردن هست و می‌خواهند یکطوری فتیله قیام را پایین بیاورند، هیچوقت رژیم اهل این نبوده و نخواهد بود و راهی بجزء سرنگونی نظام نیست.

پرویز کریمیان: من در ابتدای صحبتم گفتم کانون شورشی چرا بوجود آمد، بخاطر اینکه نظامی حاکم هست، که جواب می‌خواهد یعنی نظام حاکم سرکوبگری که شکنجه و چپاول می‌کند و آزادی‌ها را می‌کشد، جواب این کانون شورشی است یعنی کانون شورشی پاسخ به الزامی است که در این دوران وجود دارد، حالا چگونه می‌تواند خودش را معرفی بکند با کارش و اساساً نفس تشکیل کانون شورشی تبلیغ خودش است، یعنی پاسخ به شرائط هست به همین دلیل کانون شورشی با کار و پیشرفت و با تأثیر گذاری خودش در سطح اجتماع خودش را معرفی می‌کند، لذا معرفی کانون شورشی فعالیت و دست به عمل‌زدن است، بدلیل اینکه روئیده شده از درون جامعه است، این الزام مبارزه سرسخت مردم علیه نظام از خودش بیرون داده است، این کانون شورشی در حقیقت بدنه آن ارتش آزادی هستند که نقش سرنگونی رژیم را ایفا خواهد کرد.

پرویز کریمیان: من الان یک واقعیت را به شما بگویم همین الان کانون‌های شورشی که در سراسر ایران فعال هستند رژیم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، ممکن است یکی را دستگیر بکند اما رژیم وارفته‌تر از این حرفها است، که کانونهای شورشی پشت چنین چیزهای از رژیم بمانند و این یک واقعیت است، ولی هر مبارزه‌ای دوطرف دارد یا به زبانی زدوخوردی همیشه اتفاق میافتد، نیرویی که می‌جنگند با نظامی که سیستمهای اطلاعاتی خودش را دارد، ولی هموار درحفظ امنیت و حفظ سلامت نیروها و کانونها هر گروه رزمنده قوانینی وجود دارد که باید این قوانین امنیتی را بخوبی رعایت کرد، باید به قوانینش پایبند بود، باید طرح و برنامه سر آن داشت، که خوشبختانه کانونهای شورشی از درک بالای در این زمینه برخوردار هستند . البته در هر جنگ گسترده‌ای ممکن است هر لحظه‌ای کانونی هم ضربه بخورد، و طبیعی است و چیز مهمی نیست ولی اگر قوانین را رعایت بکنیم و به چارچوبها وفادار باشیم می‌توانیم جلوی اغلب چنین چیزهای را بگیریم و این هم تجربه شده و همواره بوده است،

لینک کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.