برای یک ایران آزاد

کنفرانس ورشو و انتظارات ما

0

کنفرانس ورشو تحت عنوان «صلح و امنیت در خاورمیانه» در روزهای سیزدهم و چهاردهم فوریه همزمان با ۲۴ و ۲۵ بهمن ماه امسال در پایتخت لهستان با حضور هیئت‌های عالیرتبه دیپلماتیک کشورهای دعوت شده به این کنفرانس، برگزار می‌شود. کارشناسان سیاسی را تحلیل بر آن است که دولتهای دعوت شده به این کنفرانس درباره عوامل تهدید کننده صلح و امنیت در خاورمیانه که رژیم فاشیسم مذهبی ولایت فقیه در رأس آن قرار دارد، گفتگو کرده و به چاره اندیشی درباره آن خواهند پرداخت.

علیرضا یعقوبی

از هم اکنون گمانه زنی‌ها درباره نتایج این کنفرانس در نزد کارشناسان امور سیاسی در جهان شروع شده است. بعنوان یک ایرانی که سرنگونی فاشیسم دینی ولایت فقیه یعنی عالیترین منافع ملی ایرانیان در مقطع کنونی تاریخ وطنش را دنبال می کند باید به تبیین و تدوین انتظارات خود از این کنفرانس پرداخت. باید خاطر نشان ساخت که مبنای هر تغییر و تحول در داخل ایران است. ما بعنوان ایرانیانی که راه حل سوم خانم مریم رجوی یعنی سرنگونی رژیم ولایت فقیه بدست توانای مردم ایران را دنبال می‌کنیم، بی شک تمنا را از ملت خویش بنا به اصل «کس نخارد پشت من» داریم. این شعار در مقاومت ایران به یک تابلوی نصب شده در ذهن و اندیشه هر فعال مقاومت ایران که دل در گرو خلاصی و رهایی ایران از شر بلیه آخوندی دارد، تبدیل گشته است و یک سنت دیرپا را در بین مجاهدان آزادی ستان نمایندگی می‌کند.
عامل خارجی در دنیایی که شاخصه آن «جهانی شدن» یا Globalisation و لاجرم بهم پیوسنگی سرنوشت ملتها به یکدیگر است، نقش شرط را در تحقق اراده ملتها ایفا می‌کند. هستند خرده جریاناتی که چپ نمایانه و خیال پردازانه منکر نقش عامل خارجی در تعیین سرنوشت هستند اما تحولاتی که در همین خاورمیانه و آفریقا در دهه گذشته اتفاق افتاد ورشکستگی تاریخی چنین تحلیل‌های اپورتونیستی را به اثبات می‌رساند. ما بی‌شک با توجه به تجارب تاریخی و وظیفه ملی و میهنی خویش در پی این هستیم که در نهایت این ملت ایران است که سرنوشت خویش را آنگونه که می‌خواهد نه آنکه که دیگران انتظار دارند، رقم می‌زند. با چنین درکی از توانایی و دارایی ملت به سراغ هر تحول و تغییر و تصمیم گیری می‌رویم که در آن مسئله ایران و چالش بزرگ بنیادگرایی مذهبی مطرح است.
دو طرز تفکر و مشی در کنفرانس ورشو به صحنه آرایی و هماوردی و در نهایت یارگیری مشغول خواهند شد؛ تفکر و اندیشه‌ای که منافع خود را کماکان در سازش و مماشات با رژیم فاشیسم مذهبی ولایت فقیه در ایران گره زده است و در عرصه بین المللی هم از تفکر «جهانی شدن» پیروی می‌کند و دوم اندیشه و طرز تفکری که منافع ملی خود را در مرزبندی و نفی بنیادگرایی مذهبی بعنوان یک خطر بالفعل برای صلح و ثبات جهانی از جمله در منطقه سوق الجیشی و بحران زده و پرآشوب خاورمیانه همراه می‌داند.
در برابر این دو دیدگاه، هستند کسانی که جنایات ضدبشری رژیم ولایت فقیه را دلیلی بر مشروعیت رژیم پیشین بدلیل قابل مقایسه نبودن ابعاد ویرانگری رژیم حاضر و رژیم گذشته می‌دانند. آن‌ها در تلاشی عبث در پی آنند که اگر بتوانند با کمک عوامل داخلی در همین رژیم از سپاه و بسیج و ارتش و خلاصه زیر چتر یک کودتای نظامی، عقربه تاریخ را به عقب باز گردانند. آن‌ها که تهی و بی مایه از «درون»ند، همواره به «بیرون» نگریسته و انتظار و خواهش و تمنا را از بیگانه دارند، چرا که تاریخا چیزی از درون آنها نجوشیده و نخواهد جوشید؛ جوشیدنی از جنس فدا و در راه رهایی و آزادی ملت ایران.
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
این جماعت در تلاشند که راه حل ضد ملی و ضد انقلابی خود را با تصمیم عامل خارجی که در دهه‌های اخیر سرنوشت دیگر ملتها را جدا از خواست و اراده آنها رقم زده است، جامه عمل بپوشانند. جواب ما و مقاومت ایران به اینگونه تلاش‌ها همان شعار اخیر هموطنانمان در تظاهرات ۸ فوریه پاریس است، «نه آخوند، نه قزاق، مصدق روحت شاد»، چرا که مصدق به کوری چشم هر آن کسی که توان دیدن او را ندارد، نماد تمام عیار ارزشهای ملی و میهنی ایرانیان در تاریخ معاصر کشورمان است.
و اما پیام ما و انتظار ما چیزی نیست جز، صحه گذاشتن بر حق ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش. یعنی پیشی گرفتن «راه حل ملی و انقلابی» بر «راه حل ضدملی و ضد انقلابی» آنهم تنها و تنها توسط خودمان و برگرفته از اراده‌مان برای تغییر سرنوشت خویش. این درس را ما از تاریخ و سنت مبارزاتی حاکم بر آن گرفته‌ایم. ما همانگونه که هرگونه سازش، استمالت و مماشات با فاشیسم دینی ولایت فقیه و بنیادگرایی مذهبی را خطری بالفعل برای تمامی دستاوردهای تمدن بشری تمدن، و مدرنیسم از دوران رنسانس به اینسو یعنی دمکراسی و سکولاریسم و خردورزی و اندیشه گرایی و برابری حقوق انسانی و صلح و ثبات جهانی می دانیم، خواهان آن هستیم که جهان بالاخص دنیای غرب جدا از منافع زودگذر این یا آن کارتل و تراست و کلان شرکتهای چند ملیتی به آینده حیات بشر و حفظ دستاوردهای آن در دنیای کنونی و سرنوشت نسل‌های آتی بیندیشد و بر این باور صحه گذارد که منافع ملی هیچ کشوری نمی‌تواند خلاف عرف و قوانین و منشورهای جهانشمول باشد، بر حق ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش صحه گذارد و نقطه‌ای پایان بر دهه‌هایی سیاه و تاریک از سازش و مماشات بگذارد که این نه تنها تأمین کننده منافع ملی ایرانیان می‌باشد بلکه در ذات و نهاد خود هیچ ضدیتی با منافع هیچ کشوری که خواهان جهانی عاری از جنگ افزارهای کشتار جمعی است ندارد.
بنابراین انتظار ما این است که جهان بر حقانیت مقاومت ملت ایران در عزم به سرنگونی فاشیسم دینی ولایت فقیه صحه گذارد و سرنگونی یگانه دولت بنیادگرای مذهبی و بانکدار تروریسم دولتی را در خدمت صلح و ثبات جهانی و دوستی بین ملتها ارزیابی کند. این همان خواست و مطالبه و آرمانی است که بیشک با تمهیداتی که توسط مقاومت ایران صورت گرفته، توسط یارانمان در بیرون درهای محل برگزاری کنفرانس ورشو فریاد می‌شود.

در همین زمینه:
کنفرانس لهستان؛ جایگاه آلترناتیو در سمت‌گیری شرایط
کنفرانس ورشو؛ نزدیکی باز هم بیشتر سیاست اروپا و آمریکا علیه نظام ایران

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.