برای یک ایران آزاد

گردهمایی اشرف۳ ، پایداری مقاومت ایران عامل تغییر تعادل قوا:گفتگو با پرویزخزایی

0

گردهمایی اشرف۳ ، با عنوان «ایران آزاد» طی ۵ روز درجلساتی با موضوعات مختلف،  با حضور شخصیت های سیاسی و پارلمانتر ها از کشورهای آمریکا ، اروپا و آسیا برگزارشد .  موضوع آلترناتیو  و مقاومت ایران مورد بحث بررسی قرارگرفت. همچنین دراین کنفرانس  آخرین تحولات سیاسی و تنش در روابط رژیم  با آمریکا بحث و بررسی میشود. درهمین رابطه آقای پرویز خزایی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران، در کشورهای نورودیک، طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به موضوعات فوق پرداخته و به سئوالات پاسخ میدهد .

پرویز خزایی : من این را یک روند تکاملی میبینیم، اول این دشمن است که طریق مبارزه را به شما تحمیل میکند، استراتژی و تاکتیک شما را تحمیل میکند، شما یک آرمان دارید میخواهید آن را پیاده کنید آرمان شما استقلال ، آزادی و دمکراسی در ایران است، استراتژی شما از اول هم این بود که این رژيم قابل اصلاح نیست‌، اگر چه یک دوره‌ای برای اینکه آقای رجوی به تاریح اثبات بکند، چون خودش اقای رجوی میدانست، که در داخل زندانها خودشان میگفتند مشکل ما در آینده بعد از سرنگونی دیکتاتوری تک حزبی سلطنتی شاهنشاهی ، یعنی دیکتاتوری تک حزبی، آخوندها میگفتند مشکل ما شما هستید.

وقتی روند انقلاب را که انقلابی دمکراتیک بود، صد روی صد برای دمکراسی و آزادی بود، ربوده شد. بهار اعراب را ببینید بجزتونس که نتوانستند.این روند را که شما میآيید قدم به قدم با توجه به حرکات دشمن شما هم باید برنامه استراتژی و تاکتیکی را تغییر بدهید.

من فکر میکنم این کهکشانهای که هر سال در پاریس بود و تک کهکشان بزرگ بود، به همت این تکامل که قاف دادنهای رژيم و غلط‌کردنهای رژيم در آن اثر کرد، این یک گام به جلو ما را کشاند.

یعنی مقاومت سرفراز را بخاطر اینکه چنگ و دندانهای تروریستی‌ش بر اثر موفقیتهای مقاومت و همین کانونها در گذشته بقدری رژيم را مجبور به نشان دادن چنگ و دندان مخوفش کرد یعنی میسوخت، باید تکان میخورد خلاصه اذیت میشد و ملت ایران میدیدند نمایندگان مردم ایران در کهکشان فرانسه میآيند وقتی از سر ناچاری، از سر استیصال، دست به آکت تروریستی که میخواست بمب را در ویلپنت فرانسه، (پاریس در تابستان سال گذشته) منفجر بکند.

این مثل عدو شود سبب خیر است، او میخواست مقاومت را عقب بکشاند، که مثلا ما امسال کاری نکنیم، اما ما نه تنها امسال به عقیده من که بالاترین از هر نظر بود، از نظر مردم واز نظر مقاومت، از نظر توجه و فکر کردن مردم به این ، از نظر شکوه بین‌المللی و بازتابها و انعکاساتی که کرد بلکه در کنار آن راهپیمایی‌های بزرگی همین روزها انجام شد، ابتدا در بروکسل بود و بعد واشنگتن، برلین بود، الان هم راهی هستیم برای روز شنبه در استکلهم و بعد از آن هم انگلیس، نه تنها این آکت رژيم نتوانست حتی  یک سانتیمتر مقاومت را به عقب بکشاند، بلکه مثل فنر باعث بیسی شد که در این بیس جهش بیشتری ایجاد شد.

شما میدانید من خودم که امروز با پاره‌ای از آدمهای اینجا صحبت میکردم، خودشان میگفتند سابقه ندارد چنین انعکاسی در میان مردم این کشور  ابعاد بین‌المللی آن را هم دیدید، و تظاهراتهای پشتیبانی‌ش را هم دیدید، که خود آقای مایک پنس معاون رئیس جمهوری آمریکاگفت اینها راه افتادن و به سمت کاخ سفید رفتند و هزاران نفر آمدند و ما مثل صدها هزار ایرانی در داخل کشور که علیه رژیم برای سرنگونی اقدام بکنند ما از اینها حمایت میکنیم، به نظر من به یک اعتلاء و جهش تبدیل شد.

پرویز خزایی : سوال خوبی کردید تا من به عمق بروم‌ هر مبارزه‌ای، هر حرکت تاریخی، مخصوصا آنان که علیه استثمار و علیه استعمار و علیه دیکتاتوری بوده، ۳ پایه داشته، دو پایه اصلی دارد.

یک پایه که اکسیلر است به قول اروپایی‌ها کمکی و آن مثل میزان‌الحراره تحت تاثیر آن دو پایه قرار میگیرد، شما از انقلاب هند که من خودم در هند کنسول بودم، تا جنبش‌های مذهبی تا در اسکاندیناوی به مقاومت پیوستم، و تا دو سال سفیر آقای رجوی بعد از تشکیل شورا در سفارت بودم. همه اینها را نگاه میکنم این ۳ پایه بوده این دو پایه اصلی که یکی خود مردم آن کشور هستند، یعنی ملت ایران، دوم هم مقاومت سازمانیافته.

محال ممکن است شما بدون مقاومت سازمانیافته هر چقدر که شما آرمان خوب داشته باشید، و فدا داشته باشید، تا تشکیلات نداشته باشید تا رهبری درست نداشته باشید و تا کاری درست نداشته باشید که میشود ۵ عنصر نمیتوانید تکان بدهید هم ملت ایران را و هم تشویق کنید به آنان جرات بدهیدکه فقط گرگ در مقابل گرگ نیست و این رژيم مخوف هم تا نفر آخر بیت‌خامنه‌ای دست خالی بکشد. بعد بر این دو اساس یا بعد سوم که سیاست خارجی آن حرکت میکند، مثلا من میتوانم امشب برای شما تا صبح بگویم چون من تمام مقاومتهای تاریخ مدرن را مطالعه کردم،  چون علاقه دارم و خودم در اروپا زندگی کردم و کار کردم و دیپلمات حرفه‌ای بودم، سازمان ملل کار کردم، من در مقالاتم رفرانس میدهم و توجه میدهم به فرانسه، چرا پیروز شدند، چرا نروژی‌ها پیروز شدند، چرا یونانی‌ها پیروز شدند، چرا لهستانی‌ها پیروز شدند؟ همه‌ش این ۳ عنصر را میآورم چون سرنوشتها همه یکی است.

من وقتی سرکار خانم رجوی رئيس جمهور دوران گذار به نروژ تشریف آوردند، که ۴ بار دعوت شدند و یکبار هم به فنلاند، و یکبار هم به یک کشور دیگر در شمال اروپا، اسلونی، آنجا موزه مقاومت را رفتیم و دیدند، و به من رو کردند و گفتند چقدر سرنوشتها مشترک است، چقدر تاکتیکها ، ممکن است شکلشان فرق بکند ولی چقدر کارهای که آنها کردند شبیه کارهای ما هست، کانونهای شورشی داشتند که به آن میلرگ میگفتند، یعنی «سازمان نظامی»، وقتی شما اینکار را کردید بعد جامعه بین‌آلمللی پشت مردم فرانسه آمدند، وقتی ژنرال دوگل به لندن رفت و دید ژنرالی هست که میخواهد فرانسه را تحویل هیتلر بدهد( عین کار روحانی) او رفت لندن (عین آقای مسعود رجوی) تشکیل شورای ملی مقاومت به همین اسم داد، شورای ملی مقاومت فرانسه، خودش هم رئيس جمهوردوران گذار شد ، و تا برگشتن و نوشتن قانون اساسی که نمیدانم چند ماه بود، همینها باعث جذب مردم و جامعه بین‌المللی به فرانسه شد آن وقت آنها کمکی میشوند.

همه ا ول سعی میکنند نک دماغشان را ببینند، مماشات کنند، با هیتلر و موسلینی معامله کردند و بعد مقاومت را ضعیف کردند و اینها که چیزی نیستند. ولی وقتی این دو پایه محکم بشود، همان کاری که مهاتما گاندی کرد، به ناگهان جامعه جهانی شقه میشود، کسانی که در طرف خوب و خوش‌خیم تاریخ ایستادند، کسانی هم در طرف بدخیم تاریخ ایستادند، مثل بورناوشو طرف گاندی میآيد، از آن طرف مزدوران دیگر در مجلس انگلیس طرف امپراطوری انگلیس میروند.

همین کارهای که الان خانم و آقای رجوی میکنند قبلا آقای گاندی کرده است، وقتی اینها ببینند ملتی دو پایه‌ش قوی است، باز تاکید میکنم اگر هموطنان من فکر میکنند اشتباه میکنم سوال کنند ولی هیچ جایی نبوده بدون مقاومت سازمانیافته هیچ چیزی پا بگیرد و یک ملتی آزاد بشود الان بشارت میدهم به هموطنان عزیزم ما خاکپای آنان هستیم، تمامی مقاومت بخاطر آنها است و همه شهداء مجاهدین خلق سرفراز و مبارزین .

ما ۳ سفیر بودیم که استعفا کردیم، و به مقاومت پیوستیم، من دوسال زیر زمینی با مقاومت بودم، دو تا از ما را در همین اروپا شهید کردند، دکتر کاظم رجوی سفیر در سوئيس و آقای محمد حسین نقدی جانشین سفیر در ایتالیا.

وقتی بهاء پرداخت میشود و تشکل ایجاد میشود، جامعه جهانی میچرخد، من فکر میکنم علیرغم همه ستمهای که به مقاومت شده که کم سابقه است مقاومتی مورد بی مهری( من به آنان میگویم انترناسیونالیسم‌های بی‌غیرتها، انترناسیونالهای سوداگرا هستند)، یعنی آنان که در طرف بد تاریخ ایستادند که ما بتوانیم مثل خانم رجوی با این مدیریت بی نظیر دیپلماتیکشان، که من واقعا دیپلمات حرفه‌ای وزارتخارجه قبل از انقلاب بودم ولی واقعا سر تعظیم در مقابل ایشان فرود میآورم، با این مدیریت دیپلماتیکی که الان جهان را شقه کردیم، در کهکشان دیدید از ۴۷ کشور حضور داشتند، این تاثیر میگذارد .

پایه سوم مجبور است حالا هر کاری میخواهد بکند مماشات بکند در لیست بگذارد، ولی آن موثر نیست، یک مثال کوچک بزنم، عکسش هم در خانه‌ام است، قهرمان بزرگ مقاومت مردم نروژ بنام آقای گونزانس بننر که بزرگترین مدال تاریخ کشور را گرفته در ملاقاتی با خانم مریم رجوی وقتی خبرنگاری از او پرسید که راجع به اینان میگویند چی و فلان هستند، رو به خانم رجوی کرد و گفت خانم رجوی گوش نکنید ما هم تروریست بودیم، ما هم آنارشیسم بودیم، ما هم تجاوزگر بودیم، تمام این چیزیهای که به شما میگویند، به ما هم میگفتند آنها کانونهای شورشی اشرف داشتند، به آن میلرک میگفتند . در کوه های نروژ و حتی در جنگلهای لهستان هم همینطور بود، در کوه ها و دشتهای فرانسه هم بودند، همین کانونهای شورشی بودند و مورد بی مهری قرار میگرفتند، چون جهان سوداگر پول است. ولی آنها یک صدم درصد کار مهمی که مقاومت ما کرده را نکردند، یک روز ما در مقابل چندین دولت مماشاتگر ابرقدرت ایستادیم،  که پیروز شدیم، من این راز را راز جادویی پیروزی مقاومت میدانم که شما نمادش را در اشرف۳ و کهکشان امسال دیدیم.

پرویز خزایی : الان این صحنه ها را که دیدم من خودم در جزئياتش بودم ولی شما آن را مختصر کردید همان دو پایه است و وقتی بجنبد، پایه سوم که جامعه بین‌المللی و سیاست خارجی است یعنی بعنوان عکس‌العمل با این همراه میشود، بعد هم دو دسته میشوند، خوش‌خیم های تاریخ و بدخیم های تاریخ، که دیکتاتوران تاریخ را حمایت کردند، خائنیین و پشتیبانان آنان و این درست میخواهم دو مقایسه تاریخی بکنم.

یکی حکومت ضد آپارتاید نلسون ماندلا در افریقای جنوبی و ضد نژاد پرستانه، و دیگری جنبش ملت هندوستان، بعد از سالیان زیر یوغ امپراطوری انگلیس.  من در فرانسه دوره دیپلماتیک میدیدم  حقوق بین‌المللی خواندم من آن موقع ۲۲ و ۲۳ سالم بود، آنجا عضو یکی از کمیته‌های حمایت از افریقای جنوبی بودم و در جلسات آنان میرفتم، باور کنید عین همین گردهمایی، البته نه با این سازماندهی و نه با این پیشرفت، طفلکی ها در سازماندهی خیلی عقب بودند، منتهی شقه شدن جهان را میدیدم، این که نشان دادید مینیمم بود در مقابل کسانی که مماشاتگر بودند و به رژيم افریقای جنوبی کمک میرساندند، دنیا تکانی خورد و باعث شد بر اثر آن دو پایه و بر اثر کمک ( من وقتی میگویم کمک هموطنان عزیز بدانند ما طلبکاریم که زیر فشار بودیم، سازمان مجاهدین خلق که با آن خط کشی تاریخی راه مصدقش و اسلام مترقی‌ش، سکولار جدایی دین از دولت و در بیانیه ۱۰ ماده‌آی هست) سازمانی که چنین راهی را طی میکند، خیلی به او ظلم شد.

در زمان افریقای جنوبی ها و فلسطینی ها، دنیا دو ابرقدرت بود یکی زیر سایه آن ابرقدرت که با هم تضاد داشتند مانور خوبی میتوانست بدهد، ما در عصری آمدیم که تک ابرقدرت ، تک مماشاتگر جهانی، که ا روپا و امریکا باشد، و تمام فشارها هم بر روی ما آمد، همانطور که قهرمان نروژی گفت به ما هم برچسب زدند مثل خانم مریم رجوی که گفتند مثل سیاووش از آتش ها گذشتیم.

این سازمان، این شورا، این اعضاء مقاومت، اینها باعث میشود ثابت بشود به هموطنان عزیزم که بشارت بر شما باد آن تظاهرات و همبستگی شما در تنفر از رژيم که دیگر تمامه ماجرا، که شما حکمش را صادر کردید، اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا، و آن حرکت شما در کنار این مقاومت که از آتش و خون گذشته، من میتوانم به صراحت بگویم در تاریخ مقاومت جهان مدرن یعنی از قرون وسطا ، بله این طرف چنین سازمان منسجم و چنین سازمانی که آن ۵ عنصر آرمان خوب، تشکیلات، رهبری درست، گرای درست، و پرداخت بهاء(که من به آن ۵ فرمان میگویم) هیچکسی در تاریخ بشر این قدر مثل سازمان مجاهدین خلق ، مثل شورای ملی مقاومت، حرکت نکرده و کوه نکنده و سوراخ نکرده، و تونل با چنگ و دندان نزده است، امروز شما اثرش را میبینید، که جهان شقه شده است، خوش‌خیم‌ها تقویت میشوند و بدخیم‌ها به حاشیه میروند.

پرویز خزایی : ببینید باور کنید من خودم همه را گوش داده و دیدم ولی تکرار تاریخ است، من الان احساس میکنم راجع به مقاومت فرانسه صحبت میکنم، مقاومت لهستان و یا بلژیک، و یا مردم انگلیس حرف میزنم، ما انقلاب کبیر امریکا دپر دوران واشنگتن از شیطان‌سازی حالا آن موقع اسمش گشتاپو بوده، ام آی ایکس بوده، ک.گ.ب بوده، مهم نیست چی بوده، شیطان‌سازی یکی از اصول استراتژیک رژيم های سرکوبگر است.

یک مثال بزنم، تمام سازمانهای امنیتی جهان چه دیکتاتوریها و چه دمکراسی ها اینها هر سال یک گزارش کامل از خطرات بر روی خاک کشورشان و اینکه از کجا بوده، این گزارش را به دقت باور کنید مو به مو صادر میکنند، در سیستمهای غیردمکراتیک محرمانه است و این را به رئيس دولت میدهند، اما اینها علنی میکنند، مثل آلمان، مثل نروژ، دانمارک، سوئد، شما بروید و ببینید ما هر سال اینها را تجربه میکنیم، نوشتند کار ۱ و ۲ و ۳ امنیت رژیم یعنی گشتاپویش یعنی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه( که چند جور اطلاعات دارد)، و تمام سفارتخانه های خارجی سوار بر شیطان‌سازی علیه( چون رژيم دشمنش را خوب میشناسد)، تمامش به قول خارجی ها بیم شده  متمرکز شده بر روی شیطان‌سازی سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت و نفوذ در محافل و مزدورگیری. این چیز کاملا کلاسیک و معمول همه مقاومتها بر علیه دیکتاتوریها بوده، یک نمونه‌ش را آقای لارش ریسه گفتند، جمع کوچکی هستند که خریده میشوند و یا بعدا خرید میشوند.

هموطنان عزیز وقتی سیما گزارش سالانه سازمانهای امنیت خارجی آلمان و یا نروژ‌ را میگوید را لطفا گوش کنند، این کار پایه‌ای و اساسی رژيم ضدبشری است.  ولی خوشبختانه مجاهدین مثل سیاووش هستند و مثل لیست تروریستی و بلاهای که سرشان آوردند وقتی بیرون میآیند، از قبل پاک‌تر و منزه‌تر و خلاصه پر اقبال‌تر میشوند این دیگر معجزه تاریخ است، این معجزه آن ۵ عنصر صادق و اصول واقعا الماس و الماس‌گونه سازمان مجاهدین و مسعود رجوی و خانم مریم رجوی است، که تمام این شیطان‌سازیها را کنار میزنند بلکه اتفاقا پاک‌تر و بهترمیشوند.

یک نمونه را اشاره کنم، رای دادگاه عالی انگلیس که میگوید این شیطان‌سازیهای علیه سازمان مجاهدین خلق (پرررس) است من خودم حقوق خواندم( هم در ایران و هم در فرانسه)و ندیدم لغت پرس یعنی منحرف و میگوید دولتی که اینها را در لیست تروریرستی گذاشته یک لیست‌‌گذاری (پرررس) است یعنی  منحرف و یعنی بیمارگونه است، اینها را هموطنان باید دقت کنند و سره از ناسره را تشخیص بدهند میدانم در داخل تبلیغات رژيم زیاد است، این همه که رژیم علیه سازمان مجاهدین فیلمها و سریال درست کرده است هیتلر علیه مقاومتها درست نکرده است.

شما از او سوال کنید مگر نمیگویید تمام شدند مجاهدین و شورا تمام شدند پس چرا این همه فیلم در میآورید، چرا ۲۴ ساعته در مغز مردم میخواهید فرو کنید که اینها فلان و بهمان هستند، اینها نشاندهنده این است که آن دشمن دشمن یکش را خوب شناخته و امیدوارم که تک به تک هموطنان داخل و خارج کشور بدانند رژیم خوب حواسش جمع است، خودش اعلام میکند دشمن شماره یکش در این برهه از تاریخ ایران کی است.

پرویز خزایی : من برمیگردم به فصل‌الخطاب و این ترجیح بند من است، این اثر و بازتاب آن دو پایه است، یعنی این اقبال بین‌المللی مرهون و مدیون حرکتهای اجتماعی داخل ایران است، و سازماندهی و کانونهای شورشی و لاغیر.  وقتی میبینند در روی زمین چنین حرکتهای در خاک ایران است، و در خارج ایران هست، چون بیشتر مقاومتهای تاریخ مهاجرت کردند، ول نمیکنند که سر رهبرشان را ببرند، ژنرادوگل هم اینکار را کرد، مهاتما گاندی هم افریقا رفت، وقتی کانونها قوی شدند آمدند، همان کاری که ما میکنیم، اثر تقویتی این حرکتی که گروه های خوش خیم تاریخ ، نماینده های مردم کشورهای مختلف، پارلمانترها از ۴۷ کشور، وقتی شما این را میبینید اینها کمکی هستند و مردم ایران را تشویق میکند که تنها نیست.  جامعه جهانی پشتشان است، که سازمانش نه تنها تعطیل نشده بلکه قوی‌تر شده، سیاووش‌شان از آتش گذشته، بسیار قوی‌تر و محترم‌تر، بسیار کوبنده‌تر و اینها در این ترکیب است که پیروزی حاصل میشود، منتهی تاکید میکنم ایکاش میشد، رژيم های سرکوبگر خودشان خداحافظی کنند و بروند، ولی تاریخ  اینطوری نیست، بسیار کم بوده تازه آنهای که خداحافظی کردند زهر خوردند، افریقای جنوبی فکر نکنید همینطوری گذاشت و رفت، زهر خورد، همان زهری که خمینی خورد و ۸ سال ادامه داده و میخواست اتحاد جماهیر اسلامی تشکیل بدهد یعنی فاشیزم نوع هیتلری را میخواست در همه جای دنیا بزند، اینها زهر میخورند، منتهی این زهرها را دو پایه اول به حلق‌شان میریزند .پایه سوم که جامعه جهانی باشد این کمکی است و این سرنوشت همه مقاومتها است، اگر اشتباه میکنم بگویند آقای خزایی فلان جا شما اشتباه میکنید، من اگر اشتباه کردم قبول میکنم، باور کنید من تاریخ اروپا را کامل خواندم مثلا بپرسید بلژیک چی شد؟ یا هلند رفتند خارج کشور و از آنجا هسته های مقاومت تشکییل دادند، منتهی در آن موقع کبوتر میآورد، الان فاصله مهم نیست الان در وسط اشرف ۳ نشستیم، انگاری در وسط تهران هستیم، یک ثانیه شما میروید بر روی خط وصل میشوید به ملل دنیا، اصلا دنیا چیزی دیگری شده است، به همین دلیل میگویم این تشکیلات پیروز است و حتما حتما آزادی نصیب این ملت بزرگ خواهد شد.

پرویز خزایی : ما نباید این دو را روبرو هم بگذاریم این برمیگردد به همان حرفی که همیشه من میزنم مردم و مقاومت سازمانیافته، چون رژيم های سرکوبگر قبول نمیکنند براحتی کنار بروند، ایکاش کنار میرفتند، همان حرفی که آقای رجوی با خمینی منحوس صحبت کرد، من دیپلمات وزارتخارجه بودم و شنیدم که به او گفت این اسلامی که تو میگویی اسلام ما نیست، همان حرفی که مارتین لوتر به پاپ در قرون وسطا گفت. دست بریدن و حد زدن این اسلامی نیست که ما میگوییم مجاهدین این راه را رفتند، با جریان تاریخ ۴۰ ساله هموطنان بصورت دینامیزم نگاه کنند،  سنگی در این راه نبوده که مجاهدین و آقای رجوی و خانم رجوی برنداشته باشند، بخصوص آقای رجوی که در ایران بوده ودر مقابل خمینی جبهه خوش‌خیمها را درست کرده است، در جبهه آقای رجوی کی‌ها بودند؟ تمام نیروهای مترقی، تمام نیروهای چپ، تمام نیروهای آزادیخواه، همه کسانی که غیر مذهبی بودند، مثل من که اومانیسم بودند، سوسیال دمکرات بودند، و ادیان مختلف، این خط‌کشی را کردند و آمدند و آمدند اما این رژيمی که مستمر میکشد، مرتب درهمین جنبش‌های مدنی وقتی شعارش این میشود که بروید کنار میبینید چکارشان میکنند، این همه کشتار، این همه قتل‌عام، این همه شهید کردن، اگر هموطنان من روزی پاریس رفتند بروند در بلوار پاری سن ژرمن را ببینند، مردم فرانسه جنبش مدنی داشتند ، در گشتاپو هیتلر بخوانید سربازان خمینی و پاسداران خامنه‌ای، در خیابانها اسلحه بدست، مردم تظاهرات میکردند که آری ما آزادی میخواهیم مردم را به رگبار میبستند، هنوز جای رگبارها بر روی دیوارها را پاک نکردند، به قول رهبر سیکهای هند که کتابش را مثل فردوسی نوشته است، و به فارسی هم گفته، در جای که مستمر آنها را میکشند، کارها از هر حیلتی درگذشت، حلال است بردن به شمشیر دست.

اعلامیه جهانی حقوق بشر که به نظر من حکمش است میگوید حقوق بشر را در چارچوب قانون اجرا کنید، تا مردم مجبور نشوند، بعنوان آخرین چاره دست به شورش بزنند، این به ملت ایران تحمیل شده است، و اگر اینطور نباشد جنبش مردم ایران پیروز میشود، جنبش مدنی با هم یکی هستند، ما میگوییم استراتژی قیام مردم، کانونهای شورشی کمکی مردم تا مردم را در خیابانها به گلوله نبندند، این همه شهداء و این همه در زندانها پر است و یک نفر که وبلاک داشته توی سرش زدند و کشتند، اینها تحمیل شده است، هموطنان عزیزم اینها هیچ تضادی با هم ندارد، مکمل همدیگر است، چون اگر ما بنشینیم و رژیم در خیابانها بچه های ما را بکشد و خواهر و برادرهای ما را تکه تکه بکند، بگوییم جنبش مدنی؟ پس کو؟ باید کانون شورشی مثل فرانسه و مثل نروژ و مثل همه دنیا در یک زمانی میخواهم بیایم و جنبش‌ها را مقایسه کنم، اینها با هم تضادی ندارند و مکمل هم هستند.

پرویز خزایی : صد روی صد خواهد داشت بخاطر اینکه هر دولتی متاسفانه استراتژی طویل مدت ندارند، نک دماغشان را میبینند، منافع مالی و ژئوپلتیک و کوتاه مدت و حتی میان مدت ندارند. وقتی میبینند ملتی محکم ایستاده که هر روز درخیابانها میآيند ، معلمش، کامیوندارش، دانشجویش، پرستارش، دیگر چکار کنند.  وقتی میبینند ملت چنین محکم ایستاده، اینها موثر است و یک پیام به جامعه جهانی میدهد، که شما پشت رژیم نایستید، این اسب مرده است روی آن شرط‌بندی نکنید. اگر شما فکر ملت خودتان هستید این رژيمها میآیند و میروند و ملت ایران و فرانسه هست قرنها میآيد و میرود به فکر جلو باشید و بگذارید کنار و این آدمهای ضعیف‌نفس را تقویت میکند، حتی برای منافع خودشان ما یادشان میاندازیم، میگوییم اینکار را برای ما کردید خیلی لطف نکردید، شما مصدق را انداختید و اگر شما مصدق ما را نمی‌انداختید ما الان خمینی را نداشتیم، من با قاطعیت این را میگویم و الان به نفع خودتان هم هست، رژیمی که پایه‌ای در داخل ندارد و در خارج ندارد و مورد تنفر جهانی است، منفورترین رژيم عصر حاضر است، ولش کنید، نه که به ما خیلی لطف کردید، شما تازه خیلی هم دیر کردید، اما بجنبید.

پرویز خزایی : من اول بگویم خاکپای شما هستم من گوشه کوچکی از جنبش بزرگ که مجاهدین هستند و رزمندگان صحنه اشرف را درست کردند من در کنارشان افتخار این را دارم از تخصصم استفاده کنم، اما میخواهم به شما بگویم حرکتی که درداخل ایران ایجاد شده و اینطوری نیست فکر کنیم در جهان خارج موثر نیست. من تئوری داشتم، چند روز پیش کتابی به من دادند که تئوری که داشتم برای خود ثابت شد، که اگر مماشات با هیتلر نبود اگر دست بلند کردن چمبرلن نخست‌وزیر انگلیس در مونیخ در جلوی هیتلر نبود و متاسفانه دردربار انگلیس‌ها هم بودند ادوارد هفتم، این باعث نمیشد که رژيم نازیسم هیتلری تحریک و تشویق بشود که انگلیس کنار رفت پس شروع به گرفتن لهستان کرد و بعد فرانسه را گرفت تا همه اروپا را گرفت.  یعنی در اثر ضعف مماشات باعث جری‌تر شدن او شد، این هموطن درست میگوید اگر اینها این همه بای نمیدادند چرچیل بعدا گفت شما بین خفت وخواری و جنگ انتخاب داشتید، شما آمدید خفته و خواری( مماشات) انتخاب کردید جنگ هم نصیبتان شد، این سیاستمداران غربی و کسانی که از زمان مصدق به ملت ایران پشت کردند اینها باعث طول عمر این رژيمها شدند.

همانطور که جنگ جهانی دوم تئوری آن آمده اگرمماشات نبود شاید کسی جرات نمیکرد ادامه بدهد، اگر مماشات آقای اوباما و سارکوزی و جک استراو نبود، مگر نگفتند مقاومت را در لیست گذاشتیم چون میخواستیم به قول خانم آلبرایت میخواستیم سیگنال دوستانه به خاتمی بدهیم، مجاهدین را در لیست تروریستی گذاشتیم، ما ملت ایران قربانی اینکارها است، هیچ تشکری از کسی نداریم، خیلی ممنون میگذاریم، از نیروهای خوش‌خیم، ولی ای دولتهای غربی، ای تاریخ غرب شما باعث طول عمر رژيم شدید، همانطور که شما با مماشات‌تان باعث جنگ جهانی دوم شدید، هیتلر بر اروپا مسلط شد.

پرویز خزایی : سر اینکه اتمی رژیم اولا که مقاومت بود که در ۲۰۰۲ اتمی را افشاء کرد، اگر سازمان مجاهدین و این مقاومت نبود رژیم بمب را مثل کره شمالی ساخته بود، اینها را که پیش میبرد جام زهر است، اینها در کم شدن پولهای که بدست میآورد و به تروریستهای بین‌المللی میداد در قتل عام مردم جهان ، کشورهای منطقه و بعد در جیب میگذارد و برای فساد  استفاده میکند، همه را قطع میکند. مسئله اتمی برای رژیم مسئله حیاتی و استراتژیکی است و برای ما هم هست و برای غربی ها هم هست.  رژيم باید جام زهر را بنوشد، حالا مقداری هم با او مماشات بازی میکنند، که من همیشه طنزی در آخر میگویم مثلا میگویند به ظریف اجازه دادند امریکا آمده، طبق قانون سازمان ملل که سازمانی مستقل است، چون هر کسی عضو است باید آنجا برود. مثلا من از نفری در سوئد دعوت میکنم که به نروژ بیاید این دلیل نمیشود که نروژی‌ها مرا قبول کردند، میگویند برو آن خانه بعد برو دنبال کارت، اینجا نمان.  این هم به او گفتند تو بیا سازمان ملل یک محدوده هم برای او مشخص کردند مثلا روباهی وکفتاری خط بکشند که بیرون نیاید. من کاریکاتور زیبایی دیدم که ظریف را نشان میدهد از آسانسور بیرون میآيد یک متر دو متر دور میزند به آسانسور بر میگردد یعنی من امدم در خاک امریکا، در حالیکه ننگ است برای رژیمی که سپاه پاسدارانش در لیست است، رهبر بزرگش (هیتلرش) در لیست تروریستی است، تمام دم و دستگاهش در لیست تروریستی است و با این افتضاح که دلالش وزیرخارجه‌ش، میخواهد در پیش خودش با تحریم گروگان عوض کند ، یا گروگانها و تروریست‌هایش را که در اروپا گرفتند، در مقابل گروگان آزاد کند، این افتضاح تاریخ دیپلماسی هم هست و عکس آن آسانسور و آن چرخیدن دو و سه متر و در آسانسور رفتند هم برای من جالب بود، ماندلا گفته ما هیچوقت نمیبازیم ، یا پیروز میشویم یا یاد میگیریم، برای پیروزی .

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.