برای یک ایران آزاد

من برای وطنم می‌میرم و چه مرگی با افتخارتر از این؛ نامه یک مبارز فرانسوی قبل از اعدام

2

یک مبارز فرانسوی پیش از اعدام به دست نیروهای نازی، نامه‌ای به خانواده‌اش می‌نویسد و آخرین لحظات خود را برای آنها توصیف می‌کند…

علی جوینی

همچنانکه مبارزه برای آزادی مرز نمی‌شناسد پرداخت بها برای رسیدن به آزادی نیز رویه همه آزادیخواهان و رزمندگان مقاومت برای آزادی بوده و هست و خواهد بود. پذیرای مرگی با افتخار بودن آنهم در اوج جوانی را ما جوانان ایران زمین از رزمندگان مقاومت کشورهایی به ارث برده ایم که قبل از ما برای رهایی کشورشان از جان و مال و همه چیز خود گذشتند. ترجمه بخشی از نامه یکی از رزمندگان جوان مقاومت فرانسه علیه نازیها را که در ساعات قبل از تیرباران خطاب به پدر و مادرش نوشته با هم می‌خوانیم.
نامه شورانگیزِ خداحافظی هنری فرتت( Henri Fertet) عضو ۱۶ ساله مقاومت فرانسه که در سال ۱۹۴۳ تیرباران شد. او این نامه انگیزاننده را صبح روز اعدامش برای خانواده اش می‌نویسد.

«بزانسون زندان بوت
۲۶ سپتامبر ۱۹۴۳
پدر و مادر عزیزم!
نامه من باعث درد و رنج بسیاری برای شما خواهد شد اما می‌دانم که شما خیلی شجاع هستید و در این شکی ندارم که بخاطر عشق به من باز هم شجاع خواهید بود.
شما نمی‌توانید رنج های روحی را که من در این سلول کشیده ام تصور کنید. دردی که از ندیدن شما کشیده ام. طی هشتاد و هفت روزی که در این سلول بسر بردم بیشتر دلتنگ عشق شما بودم تا بسته هایی که می‌فرستادید و اغلب اوقات از شما بخاطر بدی که در حقتان کردم طلب بخشش می‌کردم.
در اینکه امروز شما رو بیشتر از هر زمان دیگری دوست دارم شکی نخواهید داشت چرا که قبل از این شما را بیشتر طبق روال معمول هر بچه ای دوست داشتم. اما حالا، همه آنچه را که برایم انجام داده اید می‌فهمم و فکر می‌کنم که به عشق حقیقی فرزندی رسیده ام به عشق واقعی فرزندی. شاید بعد از جنگ همرزمی‌ درباره من با شما صحبت کند. از پیام عشقی که من از طریق او ارسال می‌کنم حرف بزند.
من برای وطنم می‌میرم. من خواهان فرانسه ای آزاد و فرانسویانی خوشبخت هستم و نه فرانسه ای مغرور و کشور شماره یک دنیا! اما فرانسه ای کارکن، پر تلاش و صادق. باشد که فرانسویان خوشبخت باشند. مهم همین است. چیدن میوه خوشبختی را در زندگی باید بلد بود.
از بابت من نگران نباشید. تا آخرین نفس شجاع خواهم ماند و مارش “Sambre et Meuse” را خواهم نواخت چرا که تو مامان عزیزم! این تو بودی که این مارش را به من آموختی!
با برادرم پیر(Pierre)، سخت گیر و جدی باشید. کارش را بررسی کنید و او را مجبور کنید که کار کند. با او مسامحه نکنید. او باید نشان بدهد که شایسته برادری با من است. از سه فرزند فقط یکی می‌ماند. باید که موفق بشود.
سربازان دنبال من آمده اند. عجله دارم. دستخطم شاید که کمی‌ناخوانا باشد چونکه یک مداد کوچکی برای نوشتن دارم. من از مرگ هراسی ندارم. وجدانم بسیار راحت است.
بابا! بهت التماس می‌کنم، خواهش می‌کنم! باورکن من در راه درستی می‌میرم. کدام مرگی با افتخارتر از این خواهد بود؟ من داوطلبانه برای میهنم می‌میرم. هر چهار نفر همدیگر را در آسمان دوباره خواهیم دید. چیه این صد سال؟
مامان بیاد داشته باش که:
«و این انتقام جویان، مدافعین جدیدی خواهند داشت که بعد از مرگشان جایگزین آنها خواهند شد.»
خداحافظ! مرگ مرا می‌طلبد. نه چشم بند می‌خواهم و نه می‌خواهم که مرا به تیرک اعدام ببندند. همه شما را می‌بوسم. با این همه مردن سخت است. هزار بوسه.
زنده باد فرانسه.
یک محکوم به مرگِ ۱۶ ساله.
هنری فرتت(Henri Fertet)
از بابت اشتباهات املایی مرا ببخشید. زمان برای بازخوانی نیست.
فرستنده: آقای هنری فرتت. در آسمانها، نزد خدا.»

در همین زمینه:
از ۱۰ شهریور ۱۳۶۰ تا ۱۰ شهریور ۱۳۹۲؛ از مسعود تا فریبرز
جنایت هولناک علیه مردم کردستان ایران؛ قیامی در راه است
اعدام زندانی سیاسی در آستانه آزادی؛ انتظار سحر
گورهای دسته جمعی؛ برگ‌های پاییز دفن کردنی نیستند – به‌یاد قتل عام ۶۷

2 Comments
  1. جمال رشیدی says

    بسيار زیبا بود. آنان مرگ را تسخیر کردند و برای شرف عزیزترین دارایی خویش یعنی جان را فدا کردند. بی شک راهشان ادامه یافت و فرانسه به آزادی رسید. آنان بی شک جامعه بشری را یک گام به پیش بردند

    1. Iran Azadi says

      سلام برشما
      بلی عزیزترین دارایی هرکس جانش است ، اما وقتی آزادی نباشد برای بدست آوردنش بهترین فدیه برای کسی که دنبال آرمان آزادی است اصلی ترین دارایی جان خویش است .مردم ایران نیز برای کسب آزادی فدیه های گرانی تاکنون داده اند و هرروز میدهند و این نیز تداوم راه گذشتگان ا ست در هر جایی از کره زمین که در این مسیر قدم گذاشتند .بلی آزادی خجسته آزادی ،روزی به وطنم باز آیی.باتشکر ازشما

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.