برای یک ایران آزاد

«۲۰۰ یا ۵۰۰ اعدام چیزی نیست»؛ شکنجه گرانی که لباس اصلاح طلبی بر تن کرده اند

0

«۲۰۰ یا ۵۰۰ اعدام چیزی نیست»؛ مضمونی شوکه کننده که از زبان مدعیان اصلاحات خارج می‌شود و به روشنی حکایت از آن دارد که حجم کشتارها بسیار بیشتر از آن است.

علی جوینی

بی دلیل نیست که جنایت هولناک تابستان ۶۷، بزرگترین قتل‌عام سیستماتیک بعد از جنگ جهانی دوم نام گرفته است. در این قتل‌عام بیرحمانه، تمامیت این نظام آدمکش دست داشت. چرا که اولا، در آن مقطع هیچ کس از سردمداران قبلی و فعلی نظام با خمینی، بر سر کشتار مجاهدین، هیچ اختلافی نداشت و همگی در سرکوب مجاهدین و کشتار جوانان مجاهد و مبارز، متفق القول بودند. دوم آنکه، برای این قاتلانی که اکنون نام اصلاح طلب بر خود نهاده اند، کشتن و ریختن خون انسانها، امری عادی بود و هست.
اینان کشتن ۲۰۰ یا ۵۰۰ نفر را هرگز کشتار حساب نمی کنند. ببیند مصطفی تاجزاده شکنجه گر دهه ۶۰ و اصلاح طلب قلابی امروز چگونه در تلاش است تا کشتار خمینی جلاد را مشروع و ناچیز جلوه بدهد:
تاجزاده:‌ «ما با کمترین تلفات تو این عرصه‌ها اومدیم جلو. نمونه آخرش ۸۸ دیگه. این اتفاقی که افتاد سر و ته مخالفین ما رو که چیز بکنیم به ۲۰۰ تا کشته نمی رسه. یعنی یه همچین حرکتی که ماهها بطول کشید با کلی خشونت و بنابراین این رو میخام بگم که… ببینید نه صحبت از شکنجه عجیب و غریب هست! چرا دادگاهها، دادگاههایی که همون انتقادی که الان ما بهش رسیدیم میگیم، ای کاش طبق معمول اینا قانونی بودش، هیئت منصفه می داشت.»
وقتی مجری بحث شکنجه را به میان می‌آورد، این گرگ درنده دهه ۶۰ که اکنون لباس میش اصلاح طلبی را بر تن کرده، هر گونه شکنجه را رد کرده و می گوید:
«حالا چند روز اول این بود دیگه بعدش جلوش گرفته شد دیگه. مجموع اعدامهایی که ما کردیم چقد بود ۵۰۰ تا هم نمی شد.»
براستی کدام انسانی است که از شنیدن اعداد ۵۰۰ و ۲۰۰ آنهم در باره کشتن جوانانی معصوم که فقط جرمشان بیان اعتقاد خود بوده بر خود نلرزد؟ همینکه این مدعیان وقیح اصلاحات، ارقام را اینگونه با خونسردی بر زبان می آورند بیانگر این است که، در این جنایتکده جمهوری آخوندی، آمار اعدام شدگان صد برابر بیشتر از این اعداد است.
آری! این مدعیان سبز و اصلاحاتی وقتی بر مسند قدرت بودند همگی حداکثر بیرحمی را در باره مجاهدین تجویز می کردند:
میرحسین موسوی: «یکی از مواردی که به ما ایراد گرفته شده مربوط به عملیات مرصاد است… حمله کردند که باختران رو بگیرند و به سمت تهران بیایند… ما اونها رو سرکوب کردیم. ما چکار می کردیم؟ آیا دروازه های شهرهامون رو براشون باز می کردیم؟ تهران رو دروازه هاش رو باز می کردیم که بیایند به اصطلاح آنجا حضور پیدا کنند؟ ما تو این موضوعات هیچ نوع گذشتی نداریم. یعنی نظام ما به خودش اجازه نمیدهد که از خودش دفاع نکنه و برخورد قاطع نداشته باشه.»
بله! برخورد قاطعی که میرحسین موسوی از آن سخن گفت، همان بود که خمینی پلید در فتوای جنایتکارانه اش با خط خود نوشت: «… رحم بر محاربين ساده‏انديشى است، قاطعيت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول ترديدناپذير نظام اسلامى است، اميدوارم با خشم و كينه انقلابى خود نسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوند متعال را جلب نمائيد…»
آری اینان از تبار همان پیرکفتارند. بزودی این جانیان، در هر لباسی و رنگی که هستند در مقابل عدالت قرار خواهند گرفت.

در همین زمینه:
جنبش دادخواهی جانباختگان «قتل عام ۶۷» چیست؟
علی فلاحیان در مصاحبه با دهباشی؛ دهه۶۰ و اعدام برای همه
رازینی؛ برگرداندن ورق با اعدام
کوشکی: کشتگان دهه۶۰ معیار دموکراسی
کوشکی، افق و قتل عام دهه

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.