برای یک ایران آزاد

۴۰سال مقاومت و دیپلماسی پیروز درنبرد با دیکتاتوری حاکم برایران: علیرضا جعفرزاده

0

۴۰سال مقاومت و دیپلماسی پیروز درنبرد نابرابربا دیکتاتوری حاکم برایران چگونه به این نقطه رسید ؟ تاریخچه این دیپلماسی چیست ؟؛ نقش دیپلماسی درپیشبرد اهداف مقاومت ایران چی بوده است ؟

دیپلماسی مقاومت چه نقشی درانتقال مجاهدین از عراق به آلبانی داشته است ؟ افشاگری دیپلماسی مقاومت در اتمی رژیم چه تاثیراتی داشته است و سئوالات دیگر که آقای علیرضا جعفرزاده درگفتگوبا تلویزیون ایران آزادی به این موضوعات پرداخته وبه سئوالات پاسخ میدهد

علیرضا جعفرزاده: چه موضوع خوبی چون این روزها به چهل سال مقاومت و چهل سال نبرد علیه این رژیم نشستیم، البته پرداختن به دیپلماسی مقاومت بخش جدایی ناپذیر خود مقاومت و تمامیت این مقاومت هست و البته دیپلماسی آنچه شما به آن اشاره کردید یا خطوط سیاسی و فعالیتهای مقاومت بنیانگذار آن‌ها رهبر مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی بودند، با پرواز تاریخساز در مرداد سال ۱۳۶۰ به فرانسه درست چند روز بعد از تشکیل شورای ملی مقاومت و آغاز معرفی آلتراناتیو در سطح بین‌المللی بود و بعد پایه‌های این دیپلماسی همانطوری که از روز اول همه پایه گذاشته شد تماماً وتماما بر عنصر سرمایه‌های خود این مقاومت، یعنی همان عنصر مقاومت و آن روی سکه مقاومت در داخل کشور و اتکا به خود هست، مثل یک کار مورچه وار که دیدیم، مورچه ۵۰ برابروزن خودش بعضاً حمل می‌کند و پشتکار عجیبی دارد و با همدیگرکار می‌کنند واین همان ویژگی مقاومت بوده است .

کار از پایین ؛ قدم به قدم و زحمت کشیدن و آجر به آجر و مرحله به مرحله راه خودش را باز کرده تا آنجایی که الان ما می‌بینیم خلاصه شهرت و شناخته شدگی این مقاومت حتی قابل مقایسه با آن روزها نیست، روزهای که این مقاومت دیپلماسی خودش را شروع کرد و برادر مسعود به فرانسه آمده بود، این مقاومت هیچی نداشت، نه شناخته‌شدگی و نه طیف گسترده‌ای از حامیان در واقعیت همه چیز از صفر ساخته شد، تا الان در این نقطه هستیم.

علیرضا جعفرزاده: پایه این دیپلماسی روی عنصر مقاومت سوار بوده، یعنی همه سرمایه‌ها و آن چیزی که خود مقاومت دارد، ما میگوییم کس نخارد پشت من جزء انگشتان دست من، این مقاومت همه چیزش در حقیقت با اتکا به همین بوده و همه کارش شفاف بوده، و همه چیز را روی شانه‌های خودش و بار را روی شانه‌ها و دوش خودش گذاشته و به اتکا این و آن، به امید این و آن ننشسته  است .

فرقش با دیپلماسی معمول چی هست؟ در دنیای معمول دیپلماسی یعنی بند و بست، یعنی بده و بستان، یعنی دادوستد، یعنی باج دادن و باج گرفتن، یعنی اتکا کردن به اینکه به من چی می‌دهد و من در مقابلش باید به آن بدهم، هر کسی درگیر چنین دیپلماسی می‌شود، درگیر تعادل قوا می‌شود، درگیر قدرت‌ها می‌شود، در واقع تابع و دنباله‌رو سیاست‌های می‌شود که کسانی دیگر به او دیکته می‌کنند، چه می‌خواهد صاحبان مال و صاحبان امکانات باشند، صاحبان خطوط باشند در حالیکه دقیقاً این مقاومت مسیر برعکسش را رفته و تماماً متکی به خودش بوده، طبعاً در یک چنین دستگاهی دیگر آن اقتدار از توی آن درنمیآید، اگر دراولین پایه، دیپلماسی متکی بر بند و بست باشد، اولین چیزی که قربانی می‌شود، اصول هست، مردم و خود این مقاومت است و بی‌دلیل نیست که علیرغم همه مشکلات و مصائب و همه جنایاتی که رژیم متحمل شده و همه بندوبستهای که خود رژیم با دولتهای بین‌المللی کرده ولی اتفاقاً این مقاومت دیپلماسی‌ش متکی بر مردم خودش بوده، و تا توانسته نهایت راهش را باز کرده و در این نقطه‌ای که الان هستیم، قابل مقایسه نیست و هیچکس دیگری شاید در جهان نتوانید، پیدا بکنید که در چنین سطحی از شناخته‌شدگی و اقتداری باشد ولی دولت حاکم نباشد.

علیرضا جعفرزاده: سرفصل‌های زیادی بوده اگر بخواهم خیلی خیلی محوری بگویم آغازش در اول گفتم با پرواز برادر مسعود به فرانسه در سال ۶۰ شروع شد و در حقیقت این مقاومت و آلترناتیو را به جهان معرفی کردند، آن موقع در بحبوحه جنگ ایران و عراق بودیم و یک تلاش فوق‌العاده‌ای از جانب مقاومت ایران علیه جنگ ایران و عراق صورت گرفت و از نقطه‌ای که عراق به مرزهای بین‌المللی عقب نشست، این جنگ دیگر ضد میهنی بود و اهداف دیگری را بجزء تثبیت حاکمیت رژیم و سرپوشی برای سرکوب هدف دیگری را دنبال نمی‌کرد، طرح صلح را این مقاومت معرفی کرد و تلاش فوقالعاده‌ای در این رابطه کرد تا طرح صلح را در سطح بین‌المللی بشناساند و کلاً ایده صلح که این جنگ، هیچ هدف دیگری بجزء ریختن امکانات کشور جان و مال امکانات کشور به تنور جنگ برای حفظ و بقای آخوندها ندارد و راه حل برای صلح وجود دارد.

طرح صلحی که مقاومت معرفی کرد و بعداً بیش از ۷ هزار پارلمانتر در سراسر درآتش بس را به گلوی خمینی ریخت در حقیقت بال بین‌المللی این تلاشها همین فعالیتهای به نفع صلح توسط مقاومت انجام شده بود.

بعد از آن موقعی بود که رفسنجانی چند روز و چند هفته بعد از پذیرش آتش بس همانی که خمینی گفت جام زهر نوشیدم، خمینی به درک واصل شد و رفسنجانی روی کار آمد، رفسنجانی هم با ادعای گسترده کلی حامی بین‌المللی داشت و می‌گفتند که عنصر مدره‌ای هست و او خواست میانه‌روی را در ایران تبلیغ بکند و در حقیقت تلاش گسترده انجام شد برای اینکه ماهیت رفسنجانی و کل این رژیم افشا بشود که آن مدره ‌نمایی یا اعتدالی که رفسنجانی صحبت می‌کرد چیزی نبود، جزء قتلهای زنجیره‌ای در داخل ایران، چیزی نبود جزء تاراج اموال ملت ایران، و ترورهای که در خارج کشور از ژنو، ترکیه، رم و جاهای دیگر که علیه مقاومت و فعالان این مقاومت انجام می‌داد. همه اینها در حقیقت افشاگریهای بود که مقاومت ایران کرده بود تا ماهیت این رژیم را افشا بکند و درکنارش به معرفی مقاومت بپردازد.

بعد از آن دوران خاتمی شروع شده بود و وقتی  خاتمی با پز در واقع اعتدال وارد میدان شده بود، ادعاهای بسیار بسیار مشعشعی از جانب خودش مطرح می‌کرد، و توانسته بود خیلی‌ها را در صحنه بین‌المللی بفریبد، که البته قیمتش را مقاومت ایران داد، بخشی از بندوبستهای رژیم در صحنه بین‌المللی لیست تروریستی بود که در دوران خاتمی بعد از اینکه خاتمی روی کار آمد، تازه مجاهدین خلق ایران را درلیست تروریستی در آمریکا گذاشتند، مدتی بعد هم همین کار در انگلستان تکرار شد و بعد در اتحادیه اروپا و بعد هم شورای ملی مقاومت در لیست قرار گرفت و در حقیقت کل این آلترناتیو را در لیست تروریستی گذاشتند،.

در آمریکا و آن نبرد واقعاً عظیم، علیه این لیست و برای خروج از لیست توسط این مقاومت شروع شد که فی الواقع جای بحث جداگانه دارد و ۱۵ سال طول کشید، در بحبوحه همین لیستهای تروریستی حمله به عراق بود و ارتش آزادیبخش و رزمندگان مجاهدین که درعراق بودند، با شرائط بسیار بسیار متفاوتی مواجه شده بودند و نه فقط ما، بلکه همه منطقه تحت‌شعاع تحولات قرار گرفته بود، فی الواقع اینجا کار بسیار بسیار پیچیده وخارق‌العاده توسط مقاومت انجام گرفت، رهبری این مقاومت توانستند از سخترین و پیچیده‌ترین و تقریباً غیر ممکن‌ترین شرائط بدنه این مقاومت را حفظ بکنند و از شر کثیر خیر عظیم بتوانند درو بکنند.

بعد تحولات مربوط به هجرت عظیم مجاهدین خلق از عراق به اروپا و مشخصاً به کشور آلبانی بود که این هم کاری بسیار بسیار پیچیده‌ای بود، که با موفقیت تمام عیار انجام شد.

بعد قیام مردم ایران وارد فاز جدیدی از دی‌ماه سال ۹۶ شد، اینجا درحقیقت مقاومت توانست نقش خودش را در صحنه بین‌المللی به عنوان صدای مردم ایران، صدای قیام مردم ایران بازی بکند، در تمام این سرفصلها در تمام این مراحل شما بخوبی می‌توانید رابطه تنگاتنگ و پیوسته دیپلماسی مقاومت با خود مقاومت و تحولاتی که در داخل ایران و در جاهای دیگر خود مقاومت فعالیتهای که کرده است اینها همه دقیقاً از یک روح و جوهر برخوردار بوده و تمامیتش اتکا به خود و استقلال تمام عیار مقاومت علیرغم سخت‌ترین شرائط، علیرغم شرائط بعضاً به ظاهر غیر ممکن، ولی این اصل خدشه ناپذیر یعنی استقلال و اتکا به مردم خودمان هرگز و هرگز خدشه دار نشد.

علیرضا جعفرزاده: منشاء لیست بعد از شروع کار آمدن خاتمی در واقع بندوبستی بود که رژیم با کشورهای غربی کرده بود، وعده و وعیدهای داده بود که اگر شما مقاومت اصلی یعنی مجاهدین خلق ایران را بجای آن که جنگجویان آزادی بشناسید به آنها لقب تروریست بدهید و به حاکمان تروریست ایران لقب معتدل و میانه‌رو بدهید، بعد ما می‌توانیم خیلی کارها با همدیگر بکنیم و انواع و اقسام وعد داده شده بود و منشاء لیست‌گذاری هم همین بود، به همین دلیل چند هفته بعد از روی کار آمدن خاتمی وزارتخارجه آمریکا مجاهدین را درلیست گذاشتند و بلافاصله در مطبوعات گفتند این لیست گذاری بعنوان پیام حسن نیت به رژیم ایران و رئیس جمهور تازه انتخاب شده معتدل (به قول خودشان) انجام می‌شود.

اما مجاهدین خلق ایران بلافاصله به این بعنوان یک فرصت نگاه کردند و تمام عیار وارد نبرد برای خروج از لیست شدند، چرا؟ چون کاری تماماً در خدمت آخوندها و درخدمت رژیم بود و ما می‌بایستی به هر قیمتی و به هر بهایی با اتکا به خودمان از لیست خارج بشویم، بنابراین در پهنه های مختلف به صورت موازی فعالیت گسترده‌ای شروع شد، بلافاصله بالاترین دادگاه‌های آمریکا که امکان شکایت درآن وجود داشت، یعنی دادگاه در واقع فرجام آمریکا که دومین دادگاه کل آمریکا بعد از دیوان عالی کشور بود، مجاهدین خلق به آن دادگاه شکایت کردند، کاری که بی‌سابقه بود و هیچکس تا حالا نتوانسته بود چنین پروسه‌ای طی بکند و از آن موفق بیرون بیاید، حتی نزدیکترین وکلای مجاهدین به اصطلاح به آن‌ها می‌گفتند این مسیر سرانجام ندارد و شما از این دادگاه‌ها هیچ حکمی به نفع خودتان نمی‌توانید بیرون بیاورید، به موازات آن در مجلس نمایندگان که منتخبین مردم و ۴۵۳ نماینده دارد و در میان سنای آمریکا که دارای ۱۰۰ سناتورهست، وارد کار و فعالیت شدند و تک به تک نمایندگان و سنارتورها و مشاورینشان را در رابطه با لیست تروریستی و اینکه این لیست تروریستی هیچ پایه‌ای جزء بندوبست ندارد و در رابطه با حقانیت این مقاومت وارد کنش، واکنش شدند و هزاران هزار ملاقات و برنامه دراین رابطه انجام شد، همزمان در سطح مطبوعات مقالات متعدد از سرمقاله گرفته تا مقالات تحلیلی خبری حول بی پایه بودن این لیست شکل گرفت.

بعد یک طیفی عظیمی از افراد بسیار بسیار مهم و کلیدی مثلاً در همین آمریکا که خودشان طراز جامعه اطلاعاتی بودند و طراز ارگانهای ضد تروریستی و ارگانهای امنیت ملی بودند، ژنرال‌های که تمامیت مثلاً ارتش آمریکا زیرکنترل این‌ها بوده، همه اینها یک به یک وقتی که این تلاش مقاومت را دیدند، بخصوص، بخصوص نقش خانم رجوی که فی‌الواقع شب و روز نداشتند و سرازپا نمی‌شناختند و هر جبهه‌ای را که امکان پذیر بود برای مقابله با این لیست باز کرده بودند، سرانجام عین همین کار در انگلستان انجام شد و عین همین کار در اروپا انجام شد، کارهایی انجام شد که درکل تاریخ اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا و دادگاه‌های اروپایی بی سابقه بوده است و نهایتاً این دیوار لیستها، یکی بعد از دیگری از تاریخ ۲۰۱۰ شروع به فرو ریختن کرد، که نهایتاً آخرینش لیست تروریستی در آمریکا بود که در سپتامبر ۲۰۱۲ فرو ریخت.

اما البته به یمن دلاوری‌ها و رشادتهای خود این مقاومت بود، تلاش‌ها و ایستادگیها که اتفاقاً خود رزمندگان مجاهدین در اشرف کردند و جانفشانی‌های که کردند، اتفاقاً قیمتی که بابت این لیست پرداخته بودند، بمباران‌های که مجاهدین در اشرف و جاهای دیگر شده بودند، بدلیل همین لیست‌گذاری غیر عادلانه که فقط به نفع رژیم بود، همه و همه اینها قیمتی بود که برای خروج ازلیست پرداخته شد.

اما نکته جالبش این است، وقتی مجاهدین موفق شدند که از لیست بیرون بیایند که فقط و فقط به اتکا خودشان و مقاومت خودشان از لیست خارج شدند، بعد از آن، این مجاهدین دیگر آن مجاهدین قبلی نبودند، مجاهدینی که در دوران خاتمی در لیست رفتند، نبودند، شما یک مقایسه ساده و سرانگشتی بکنید مجاهدین چطوری در جریان نبرد لیست توانستند یک طیف عظیمی از حامیان بین‌المللی را در پروسه مبارزه و نبرد در حقیقت، لشکری از حامیان بسیار شناخته شده و وزین و قدرتمند بین‌المللی چه در آمریکا و چه در اروپا و همینطور خاورمیانه شکل گرفت، چیزی که قبل از آن حتی یک مورد هم وجود نداشت و این شگفتی است، البته واقعیت  را بخواهید شگفتی نیست، قانون تکامل است کسی که مبارزه را انتخاب کرده، نبرد را انتخاب کرده، از هر شرائطی استفاده می‌کند حتی از سیاه‌ترین شقوق می‌تواند به نبرد خودش ادامه بدهد و همه غولها را تبدیل به فرصتها و خیرهای عظیم بکند، بنابراین این بود داستان لیست گذاری مجاهدین و نبردی که خیراتی که از توی آن برغم نیت خمینی و حامیانش بیرون آمد.

علیرضا جعفرزاده: منشاء لیست بعد از شروع کار آمدن خاتمی در واقع بندوبستی بود که رژیم با کشورهای غربی کرده بود، وعده و وعیدهای داده بود که اگر شما مقاومت اصلی یعنی مجاهدین خلق ایران را بجای آن که جنگجویان آزادی بشناسید به آنها لقب تروریست بدهید و به حاکمان تروریست ایران لقب معتدل و میانه‌رو بدهید، بعد ما می‌توانیم خیلی کارها با همدیگر بکنیم و انواع و اقسام وعد داده شده بود و منشاء لیست‌گذاری هم همین بود، به همین دلیل چند هفته بعد از روی کار آمدن خاتمی وزارتخارجه آمریکا مجاهدین را درلیست گذاشتند و بلافاصله در مطبوعات گفتند این لیست گذاری بعنوان پیام حسن نیت به رژیم ایران و رئیس جمهور تازه انتخاب شده معتدل (به قول خودشان) انجام می‌شود.

اما مجاهدین خلق ایران بلافاصله به این بعنوان یک فرصت نگاه کردند و تمام عیار وارد نبرد برای خروج از لیست شدند، چرا؟ چون کاری تماماً در خدمت آخوندها و درخدمت رژیم بود و ما می‌بایستی به هر قیمتی و به هر بهایی با اتکا به خودمان از لیست خارج بشویم، بنابراین در پهنه های مختلف به صورت موازی فعالیت گسترده‌ای شروع شد، بلافاصله بالاترین دادگاه‌های آمریکا که امکان شکایت درآن وجود داشت، یعنی دادگاه در واقع فرجام آمریکا که دومین دادگاه کل آمریکا بعد از دیوان عالی کشور بود، مجاهدین خلق به آن دادگاه شکایت کردند، کاری که بی‌سابقه بود و هیچکس تا حالا نتوانسته بود چنین پروسه‌ای طی بکند و از آن موفق بیرون بیاید، حتی نزدیکترین وکلای مجاهدین به اصطلاح به آن‌ها می‌گفتند این مسیر سرانجام ندارد و شما از این دادگاه‌ها هیچ حکمی به نفع خودتان نمی‌توانید بیرون بیاورید، به موازات آن در مجلس نمایندگان که منتخبین مردم و ۴۵۳ نماینده دارد و در میان سنای آمریکا که دارای ۱۰۰ سناتورهست، وارد کار و فعالیت شدند و تک به تک نمایندگان و سنارتورها و مشاورینشان را در رابطه با لیست تروریستی و اینکه این لیست تروریستی هیچ پایه‌ای جزء بندوبست ندارد و در رابطه با حقانیت این مقاومت وارد کنش، واکنش شدند و هزاران هزار ملاقات و برنامه دراین رابطه انجام شد، همزمان در سطح مطبوعات مقالات متعدد از سرمقاله گرفته تا مقالات تحلیلی خبری حول بی پایه بودن این لیست شکل گرفت.

بعد یک طیفی عظیمی از افراد بسیار بسیار مهم و کلیدی مثلاً در همین آمریکا که خودشان طراز جامعه اطلاعاتی بودند و طراز ارگانهای ضد تروریستی و ارگانهای امنیت ملی بودند، ژنرال‌های که تمامیت مثلاً ارتش آمریکا زیرکنترل این‌ها بوده، همه اینها یک به یک وقتی که این تلاش مقاومت را دیدند، بخصوص، بخصوص نقش خانم رجوی که فی‌الواقع شب و روز نداشتند و سرازپا نمی‌شناختند و هر جبهه‌ای را که امکان پذیر بود برای مقابله با این لیست باز کرده بودند، سرانجام عین همین کار در انگلستان انجام شد و عین همین کار در اروپا انجام شد، کارهایی انجام شد که درکل تاریخ اتحادیه اروپا و پارلمان اروپا و دادگاه‌های اروپایی بی سابقه بوده است و نهایتاً این دیوار لیستها، یکی بعد از دیگری از تاریخ ۲۰۱۰ شروع به فرو ریختن کرد، که نهایتاً آخرینش لیست تروریستی در آمریکا بود که در سپتامبر ۲۰۱۲ فرو ریخت.

اما البته به یمن دلاوری‌ها و رشادتهای خود این مقاومت بود، تلاش‌ها و ایستادگیها که اتفاقاً خود رزمندگان مجاهدین در اشرف کردند و جانفشانی‌های که کردند، اتفاقاً قیمتی که بابت این لیست پرداخته بودند، بمباران‌های که مجاهدین در اشرف و جاهای دیگر شده بودند، بدلیل همین لیست‌گذاری غیر عادلانه که فقط به نفع رژیم بود، همه و همه اینها قیمتی بود که برای خروج ازلیست پرداخته شد.

اما نکته جالبش این است، وقتی مجاهدین موفق شدند که از لیست بیرون بیایند که فقط و فقط به اتکا خودشان و مقاومت خودشان از لیست خارج شدند، بعد از آن، این مجاهدین دیگر آن مجاهدین قبلی نبودند، مجاهدینی که در دوران خاتمی در لیست رفتند، نبودند، شما یک مقایسه ساده و سرانگشتی بکنید مجاهدین چطوری در جریان نبرد لیست توانستند یک طیف عظیمی از حامیان بین‌المللی را در پروسه مبارزه و نبرد در حقیقت، لشکری از حامیان بسیار شناخته شده و وزین و قدرتمند بین‌المللی چه در آمریکا و چه در اروپا و همینطور خاورمیانه شکل گرفت، چیزی که قبل از آن حتی یک مورد هم وجود نداشت و این شگفتی است، البته واقعیت  را بخواهید شگفتی نیست، قانون تکامل است کسی که مبارزه را انتخاب کرده، نبرد را انتخاب کرده، از هر شرائطی استفاده می‌کند حتی از سیاه‌ترین شقوق می‌تواند به نبرد خودش ادامه بدهد و همه غولها را تبدیل به فرصتها و خیرهای عظیم بکند، بنابراین این بود داستان لیست گذاری مجاهدین و نبردی که خیراتی که از توی آن برغم نیت خمینی و حامیانش بیرون آمد.

علیرضا جعفرزاده: افشاگری‌های مقاومت ایران در پهنه‌های مختلف هم علیه تروریسم رژیم و هم علیه سرکوب رژیم در داخل ایران و همینطور در صحنه بین‌المللی در رابطه با برنامه‌های اتمی رژیم بخش بسیار مهمی از فعالیتهای دیپلماسی مقاومت هست، چون در حقیقت سلاح اتمی برای رژیم آخوندها با این هدف دنبال می‌شود که ضامن بقاء آخوندها است تا تضمین بقاء آخوندها باشد، والا هیچ منفعت دیگری و ضرورت دیگری برای سلاح اتمی وجود ندارد، آن هم در دست کشوری که قتل‌عام کننده مردم خودش و حامی شماره یک تروریسم دولتی و بین‌المللی هست.

بنابراین وظیفه ملی و میهنی مجاهدین خلق ایران بود که جلوی پروژه بمب‌سازی اتمی رژیم را بگیرند و به همین دلیل از افشاگری تاریخی سال ۲۰۰۲ که مجاهدین خلق ایران از شبکه‌های داخل کشور کشف کرده بودند و سایتهای نطنز که آنجا غنی سازی اورانیوم بصورت مخفیانه انجام می‌شد و مخفیانه درحال سخت بودند و سایت آب سنگین اراک که امکان ساختن پلوتونیوم وبدست آوردن پلوتونیوم به رژیم می‌داد که همان اورانیوم غنی‌شده و هم پلتونیوم هر دو می‌توانند بعنوان ماده اصلی برای بمب اتم استفاده بشوند، تا از مسیرهای رسیدن به ماده اصلی برای بمب اتم را مجاهدین خلق ایران در افشاگری سال ۲۰۰۲ افشا کردند و از آن مهمتر بلافاصله بعد از این افشاگری بود، در عصر همان روز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، در واقع ارگان سازمان ملل هست، خواستار بازدید از سایتهای نطنز و اراک شد

 

نهایتاً بعد از اینکه رژیم یک بازی کثیفی را شروع کرد و موضوع را کش می‌داد، قصد فریب آژانس را داشت و به آنها گفته بود در فوریه ۲۰۰۳ می‌توانند بیایند و از سایت نطنز بازدید بکنند، مجاهدین خلق متوجه شدند رژیم قصد دارد نطنز را نشان بدهد به استثناء یک ساختمان و در آن ساختمان سانترفیوژها قرار داشت، روز قبل مجاهدین کنفرانس مطبوعاتی در واشنگتن گذاشتند و آن را با عکس و جزئیات افشا کردند و آن همان ساختمان مشخصی بود که آژانس باید برود و نهایتاً همانطور هم شد و آژانس آنجا سانترفیوژها را پیدا کرد، بعد از آن افشاگریهای دیگری یکی بعد از دیگری یا به قول احمدی‌نژاد پی در پی این افشاگری مقاومت بود که حلقه محاصره را نه فقط علیه برنامه اتمی رژیم که بسیار مهم بود، بلکه علیه تمامیت سیستمهای جنگ افروزی و سیاستها و تهدیدی که درمنطقه می‌کرد باصطلاح سازمان دادند و دیدیم به آنجا رسید نهایتاً رژیم را مجبور کردند پای میز مذاکره بیاید و عقب نشینی بکند و بخشی از برنامه خودش را کنار بگذارد و همه فشارهای که بعد از آن مقاومت در چنین فشارهای بین‌المللی علیه رژیم سروسامان داد و درحقیقت فشار را روی سپاه پاسداران و ارگانهای سرکوبش سفت‌تر و سفت‌تر بکند و میدان بیشتری را برای مردم ایران و قیام مردم ایران و برای کانونهای شورشی باز بکند.

علیرضا جعفرزاده: خیلی ممنون، چقدر خوب شد، شما سوال‌هایتان با قیام تمام می‌کنید، چون فی‌الواقع همه چیز مردم ایران هست، همه چیز در واقع مقاومت ایران هست، گل، گل همه فعالیتها و همه اقدامات هست، و اتفاقاً اینجا همان جایی هست که دیپلماسی مقاومت نقش خودش را بخصوص در این یک سال گذشته بازی کرده، تمام تلاش رژیم این بود که نگذارد صدای قیام کنندگان به گوش جهانیان برسد، نگذارد اینها نماینده‌ای داشته باشند، نگذارد اهداف این قیام برای دنیا مشخص بشود و سعی کرد همه اینها را در سطح بسیار مینیمم و بخشی از اعتراضات صنفی و محدود جا بزند و مردم دنیا متوجه نشوند که این قیام استمرار دارد، عمق دارد، گسترش دارد و در قلب این قیام یک موتور محرکی وجود دارد، هیچ چیزی در دنیا خودبخودی انجام نمی‌شود، چه رسد به کارزاری برای سرنگونی رژیم آخوندی درایران و آن هم قیامی که مردم در کشور هشتاد میلیونی که بیش از یکساله ادامه پیدا کرده و به گفته مقامات رژیم در ۱۶۰ شهر ادامه داشته و نقش مقاومت همین بوده و دیپلماسی مقاومت هم همین بوده است تا به دنیا نشان بدهد در حقیقت آن چیزی که الان برجسته هست، نه حاکمیت ۴۰ ساله آخوندها بلکه یک مقاومتی که کمر همت بسته و عزم جزم کرده، به هر قیمتی این رژیم را به زیر بکشد و جهانیان را به حمایت از مقاومت برخیزاند و در تصویب لایحه‌ها و بیانیه‌ها و کنفرانس‌ها در پارلمانهای سراسر دنیا همه و همه در همین راستا بوده و به همین دلیل هست که بایستی گفت همانطور که خامنه‌ای گفته، این‌ها طرح‌هایشان و حرفها و برنامه‌هایشان را سال ۲۰۱۸ انجام داده بودند، ولی پیاده کردن طرحها (منظورش سرنگونی است)، در سال ۲۰۱۹ می‌خواهد انجام بشود و فکر می‌کنم این جمله را بدرستی خامنه‌ای گفته بود و بایستی منتظر باشیم که کانونهای شورشی در قلب این قیام به کار خودشان تا پیروزی ادامه بدهند و وظیفه مقاومت این است که صدای همین قیامها درسطح جهانیان باشد وحمایت جهانیان را برای مردم ایران و برای مقاومت ایران به ارمغان بیاورند و از این فرصت استفاده بکنند و در آخر، در واقع درود می‌فرستم به تمام رزمندگان آزادی در هر کجا که هستند، بطور اخص به کانونهای شورشی که فی‌الواقع باعث افتخار و اعتلاء و سرفرازی یک ملت و همه تاریخ ایران هستند.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.