برای یک ایران آزاد

۴۰ سال قیام و شورش علیه دیکتاتوری:حسین میرداماد

0

۴۰ سال قیام و شورش علیه ولایت فقیه توسط مردم ومقاومت ایران شرایط را برای نظام آخوندی به نقطه‌ی رسانده که سرنگونی‌شان را درپیش رومی بینند بخصوص از دیماه ۹۶ وگستردگی قیام آنان را به وحشت انداخته است. می‌خواهیم ببنیم تفاوت امسال با سال قبل و سال‌های قبل چی بوده است؟ به همین دلیل به ریشه‌های انقلاب و ۴۰ سال مقاومت در برابر رژیم و غصب حاکمیت مردم توسط آخوندها پرداخته شده وبه سئوالات مطرح شده پاسخ داده می‌شود درهمین رابطه آقای حسین میرداماد درگفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ می‌دهد.

حسین میرداماد: امسال تفاوت‌های بسیار زیادی بین وضعیت سیاسی رژیم و جامعه با سالهای قبل وجود دارد که من در ۵ مؤلفه اینها را برای شما میگویم:

اولاً به لحاظ اقتصادی اجتماعی رژیم در یک بحران و بن بست عمیق و لاینحلی قرار گرفته است که هیچ امکان برون رفت از این بحران‌ها برای او وجود ندارد.

دوم اینکه وارد یک جنگ و دعوای درونی شدند و خود خامنه‌ای تضعیف شده و اگر یادتان باشد در ابتدای همین هفته یعنی جمعه پیش، علم الهدی امام جمعه رژیم در مشهد گفت: «آن‌هایی که سؤال می‌کنند که شما که این قدر معتقدید که خامنه‌ای مقتدرهست پس چرا این قدر مشکلات توی کشور هست» و حتی جنتی گفت «که خیلی از صاحب منصبان و ورزا و مدیران فکر می‌کنند که دیگر ما هیچ راه حلی نداریم».

بنابراین بن بست در رژیم تا اعماق فرو رفته است، جنگ و دعوای درون رژیم و تضعیف خود خامنه‌ای، تضعیف روحانی. الان روحانی هر حرفی که می زند هم از آن باند و هم از این باند سرش می‌ریزند.

موضوع بعدی استمرار قیام‌ها است، رژیم نتوانست قیام‌ها را مهار بکند، قیام‌های سال گذشته از دی ما ه شروع شد، همین طور استمرار پیدا کرد، همین طور انزوای شدید بین المللی رژیم است به نحوی که تحریم‌ها مجدداً برگشتند و دومرتبه در اردیبهشت ماه به طور کامل علیه رژیم برقرار می‌شود.

در واقع بخواهم به شما بگویم رژیم در یک وضعیت بسیار بی‌ثبات و لرزانی قرار گرفته است که امکان برون رفت از آن متصور نیست و در واقع اقداماتی هم که رژیم می‌کند، با سیلی سعی می‌کند صورت خودش را سرخ نگه دارد، در دهه زجر در حالی که همه مردم ایران حداقل هم سن و سالهای من حداقل یادشان هست که رژیم شاه مدعی ۲۵۰۰سالگی بود و جشن‌های۲۵۰۰ ساله را با آن نور افشانی‌ها برنامه‌ها و رقص‌ها و نمایش‌های متعددی که انجام می‌داد برای اینکه نشان بدهد خیلی مثلاً قدر قدرتی هست، اما چیزی نگذشت که مردم ایران قیام کردند و آن دیکتاتوری را سرنگون کرد و بنابراین آن چیزی را الان می‌خواهم بگویم اینکه که دیکتاتورها هیچ وقت نمی‌توانند، عمق وضعیت جامعه را ببینند، شاه هم این نفرت عمومی را از خودش نمی‌دید، الان هم خامنه‌ای با یک مشت مزدور بسیجی و پاسدار به شلاق و اعدام دل خوش کرده است و می‌بینیم که روز به روز هم ترسان و لرزان‌تر است.

حسین میرداماد: وضعیت اینکه به شدت می‌ترسد از هر تجمعی می‌ترسد ازاینکه هر تجمعی علیه خودش تبدیل بشود، حتی تجمعات خودش بسیار وحشت زده است و مستمراً هم دارند هشدار می‌دهند، مثلاً نمونه‌هایی که از داخل کشور ارسال کردند، مثلاً فرض کنید یک نامه‌ای است و در یک گزارشی از درون رژیم آمده است که گروهک‌های ضد انقلاب از اعتراضات می‌خواهند استفاده کنند، سال گذشته نا آرامی‌هایی را در اقصی نقاط کشور ایجاد و ۲۲ بهمن امسال را تحت شعاع قرار دهند، گفته با توجه به اهمیت موضوع از حدود یک ماه قبل جلساتی در سطوح راهبردی امنیتی انتظامی کشور برگذار شده است، منجمله اماده باش دادن به نیروهای انتظامی و یگان ویژه و در واقع بسیج را وارد کردند، بعد گفته است که همکاری‌های اطلاعاتی بین سپاه و وزارت اطلاعات دیده می‌شود که دشمن دست به دامن اعتصاب برخی کارگران شده و می‌خواهد که اعتصابات را در راستای بهره برداری سیاسی کانالیزه کند، از این هشدارها تا بخواهیم زیاد است.

حسین میرداماد: اساساً اقداما عملی بسیار زیادی را اینها انجام دادند در چند مؤلفه کار می‌کنند و یک مؤلفه آن تبلیغاتی، یک مؤلفه هم در واقع اقدام عملی نیروهای سرکوبگر رژیم هست، منظور از تبلیغاتی مثلاً همین نمایشاتی که انجام می‌دهند، ما گزارشی داشتیم که رژیم می‌خواهد برای باصطلاح همه در راهپیمایی شرکت کنند، رژیم از مزدورهای بسیج و خانواده‌های آنها که اطلاعیه داده بودند حتماً شرکت بکنند، و به این منظور گفتند که نیروهای نظامی و انتظامی را از شهرهای خودشان به شهرهای دیگر منتقل کردند، چون در شهرهای خودشان می‌ترسند که مردم را سرکوب کنند و توسط مردم شناسایی و گوشمالی‌های سنگین توسط مردم بشوند. بنابراین آنها را به جاهای دیگری منتقل کردند، و به آنها وعده هدیه سکه نیم بهار آزادی و بهار آزادی به عنوان پاداش را دادند و گفتند که خانواده‌هایشان شرکت کنند، اما در رابطه با آن ترس و وحشتی هم که گفتید و اقدام عملی کردند. باز از گزارشاتی که از درون رژیم داشتیم، اینکه تأمین امنیت با نیروی انتظامی بود ولی سپاه و بسیج را هم وارد کردند و بسیج با اجرای گشت‌زنی‌های شبانه و عملیات ایست و بازرسی‌ها را در تهران راه انداخته است،.

نمونه دیگری که از استان گلستان بوده، رئیس اطلاعات سپاه گلستان جلسه‌ای تشکیل داده و گفته که ما نباید بگذاریم که مردم کف خیابون بیایند و گفته که از ۱۰ بهمن به بعد باید در حداکثر آماده باش بود و نباید بگذااریم که تعداد افراد هر تجمع حتی نزاع دسته جمعی که منجر به تجمع بیشتر مردم بشود و اینها را باید متفرق کرد. حتی گفته است اگر بیش از ۱۰ نفر تجمع اعتراضی تحت هر عنوان تشکلی راه انداخته شد به شدیدترین وجه برخورد می‌شود، که البته می‌بینید از اون روز تا الان باز مردم تجمعاتی داشتند و رژیم نتوانسته هیچ کاری از پیش ببرد.

نکته بعدی یک گزارش دیگری داریم یکی از عناصر متعلق به سپاه گفته که تمرکز بسیج روی فراخوان اعضای عادی و خانواده‌های اعضاء فعال هستند ولی هنوز دستورات به پایین ابلاغ نشده، سیاست کلی امسال روی افزایش جمعیت به هر قیمت نیست که قرار است فراخوان بدهند که تیپ‌های فاطمیون و زینبیون با لباس شخصی برای راهپیمایی بیایند. این باصطلاح دستگاهی است که رژیم چیده است و مختصرآن را خدمت شما عرض کردم.

حسین میرداماد: از فردای روی کار آمدن خمینی در ایران که رهبری انقلاب را غصب کرد و یک انحصار طلبی را راه انداخت ؛ بنابراین به سرکوب و قلع و قمع رو آورد، از مجاهدین و نیروهای انقلابی و ملی و حتی اقلیتهای مذهبی و قومی ایران و کلیه دگر اندیشان از اهل سنت و دراویش، حتی روحانیونی که به نوعی مخالف خمینی بودند را تار و مار کرد، کردها و عربها و بلوچها و ترکمنها را سرکوب کرد، در تهران زنان و دانشجویان و جوانان را زیر ضرب برد، چرا؟‌ چون می‌خواست با یک انحصارطلبی کثیفی خودش را حاکم مطلقه کند و هیچ مخالفی نداشته باشد و مردم ایران هیچ کسی را نداشته باشند، جزءتک صدایی و حرف خودش باشد، در عرصه سیاسی مجاهدین را با چماقداری‌هاش تلاش کرد از بین ببرد. مردم انقلاب کرده بودند و نمی‌خواستند یک دیکتاتوری برود و یک دیکتاتوری دیگری بیاید، چون اگر رژیم تک صدایی باشد ساواک بود، به همین خاطر از روز اول مخالفت از جانب مردم با این رژیم شروع شد، زنان علیه اجباراتی که رژیم اعمال می‌کرد تظاهراتی راه انداختند، همه این اعتراضات و در شهرهای مرزی در جاهای مختلف انجام شد، از آن موقع تا الان هر سال رژیم بخصوص بعد از سی خرداد مراسمی که برای ۲۲ بهمن گرفته جشن‌ش این بوده که جشن گرفته سرنگون نشده است.

حسین میرداماد: اشکال قیام یک بخشش در پیشتاز یعنی مجاهدین پرچم قیام را از سی خرداد بلند کردند، و ادامه دادن و ۵ مهر پیش آمد، که دانشجویان و دانش‌آموزان به خیابان ریختند و با شعار مرگ بر خمینی و بعد در عملیاتهای مختلف در شهر و منطقه و بعد در دهه ۶۰ از طریق نیروی پیشتاز که گفتم و تأسیس ارتش آزادیبخش و در میدانها و عملیاتها و عملیات کبیر فروغ جاویدان دهه ۷۰ عملیات‌های راهگشایی و مانورهای بزرگ و رژه‌های ارتش آزادیبخش. دهه ۸۰ مقاومت جانانه در عراق در برابر حملات هوایی ائتلاف و بمبارانها و پایداری پر شکوه در اشرف و در دهه ۹۰ مقاومت در لیبرتی و موشکبارانها و بمبارانهای وحشیانه در برابر همه آن فشارها بود و بعد هم هجرت بزرگ و این بخش پیشتاز قضیه بود.

بخش اجتماعی آن مردم عزیزمان در طی این سالیان و واقعاً در قیامهای گسترده‌ای که شکل دادند قیامهای مختلفی را شکل دادند، من موضوعی را فراموش کردم در دهه ۶۰ مقاومت در درون زندانها بود، قیامی که مجاهدین خلق در سال ۶۷ برای آزادی مردم ایران کردند و سی هزار زندانی آنجا خمینی را نپذیرفتند، این درتاریخ کشورها بی‌نظیر هست، یک چنین قیمتی و یک چنین جوانانی ایستادند و به خمینی تف کردند و نه گفتند، گفتن دیکتاتوری را نمی‌خواهند و جلوی جوخه اعدام رفتند، این تاثیرات شگرفی در جامعه ایران گذاشت، درون رژیم را شقه کرد و منتظری را از این رژیم جدا کرد، منتظری در این رابطه اعترافاتی کرد، و خودشان از دهان خودشان چه افشاگریهای کردند.

حسین میرداماد: از همان ابتدا مردم شروع کردند به اعتراض علیه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم از زنان در ۱۷ دی ۵۷ یعنی کمتر از یکماه بعد از انقلاب که هزاران زن به خیابان آمدند و خواهران مجاهد هم در برابر اینها زنجیر بستند، که چماقداران خمینی به این زنان حمله نکنند، آن زنان غیر محجبه بودند و زنان مجاهد هم محجبه بودند، ولی اینها اسلامی داشتند که دمکراتیک بود، حجاب اجباری را قبول نداشتند، به همین خاطر در صف جلو ایستادند تا زنان آزاده ایرانی که انتخاب دیگری داشتند مورد تعرض چماقداران قرار بگیرند، از همان اول اعتراضات شکل گرفت .

در دوران جنگ بسیاری از آوارگان جنگی و بسیاری از مردم اعتراضات گسترده‌ای داشتند، بعد از بیرون رفتن عراق از خرمشهر خمینی جنگ را تحمیل کرد و می‌خواست ادامه بدهد، بنابراین مردم اعتراضات زیادی می‌کردند، به آوارگان چیزی نمی‌دادند و کمبود امکانات بود و دزدی می‌کردند، بعد از این قضیه ما شاهد قیامهای دهه ۷۰ هستیم، در دهه ۷۰ علیرغم اینکه از آن قتل‌عام وحشیانه سال ۶۷ سه سالی می‌گذشت، قیام مشهد را داشتیم ؛  چندی قبل یکی از این کارگزاران رژیم اعتراف کرد که در مشهد با توپ و تانک به کوی طلاب حمله کردند و تعداد زیادی را کشتند.

در قزوین و اراک و خرمشهر و خوزستان شهرهای مختلف آن را داشتیم، در اسلامشهر تهران و بخصوص در آن دوره رفسنجانی که رئیس جمهور رژیم بود تورم را به ۵۰ درصد رسانده بود و.همراه با سپاه پاسداران یک غارتگری عظیمی را راه انداخته بودند و در واقع قیمتها بالا کشیده بود و مردم قدرت خریدشان پایین آمده بود، چیزی نگذشت آخوند خاتمی با ادعای اصلاحات بر سر کار آمد و بزرگترین قیام دانشجویان در سال ۷۸ را داشتیم که ۶ روز تهران را لرزاند، د ربعد از آن چهره خاتمی افشا شد، که اصلاح‌طلب قلابی است و به دانشجویان گفت اگر شما می‌گوید دشمن بله من دشمن شما هستم.

اخیراً یکی از کارگزاران رژیم گفت خاتمی خودش گفته بوده که سپاه با لباس شخصی به دانشگاه حمله کند، و آنها را سرکوب بکند و اشکالی ندارد با لباس شخصی حمله بکند و آنها هم رفتند وحشیانه حمله کردند و قیامهای بعدی را داشتیم در دهه ۸۰ که ۴ سال آخوند خاتمی و ۴ سال دیگر مربوط به احمدی‌نژاد بود، در آن موقع قیا مهای متعددی شکل گرفت، من خیلی‌ها را فاکتور گرفتم در دهه ۸۰ قیام علیه گرانی بنزین در سال ۸۶ که ۲ هزار پمپ بنزین را آتش زدند و اعتراضات بزرگ کارگران و دانشجویان و زنان در این دهه برجسته بود.

بزرگ‌ترین قیام در سال ۸۸ بود که ۸ ماه طول کشید، اوجش قیام عاشورای سال ۸۸ بود، در آنجا مردم ایران چقدر مزدوران رژیم بخصوص در تهران را گوشمالی دادند، ماشین‌ها و ساختمان‌های آن‌ها را از بین بردند، سال بعد در سال ۸۹ در ۲۵ بهمن ۸۹ مردم در حمایت از مردم تونس و بهار عرب که در آنجا شکل گرفته بود قیام کردند و گفتند که «بن علی نوبت بعد سیدعلی» و شعار مشابه که بن علی سرنگون شده نوبت بعد سیدعلی است، و در آنجا دو شهید دادیم بنامهای (محمد مختاری و صانع ژاله) بود و بعد هفته به هفته تظاهراتهای اعتراضی تا چند هفته ادامه پیدا کرد.

در سال ۹۰ تظاهرات گسترده کشاورزان و رژیم با فشنگ مشقی حمله کرد به آنها شلیک کردند و چشم ۲۵ نفر از آنان را کور کردند، به نحوی که اخیران آمار دادند تعدادی کور و تعدادی مجروح کردند و هنوز رنج می‌برند، در سال ۹۱ اعتراض بزرگ بازار علیه گران شدن قیمت دلار را داشتیم، و زمانی که قیمت دلار ۱۵۰ بود به تقریباً ۴ هزار رسید، و برای اولین بار در بازار تهران شعار «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» را سر دادند و این همزمانی با سرکوبهای وحشتناک بشار اسد در سوریه بود که رژیم از او حمایت می‌کرد و الان هم حمایت می‌کند.

در همین مقطع دهه ۹۰ اعتراضات گسترده محیط زیستی را داشتیم، و مردم برای خشکی دریاچه ارومیه زنجیر بستند، و همینطور برای کارون زنجیر بستند و هر کدام چندن حرکت اعتراضی بدنبال داشت، در اراک راجع به آلودگی هوا توسط کارخانه‌های آلومینیم سازی‌های سپاه که آلاینده‌های زیادی تولید می‌کردند، و به این ترتیب رسیدیم به سال ۹۶ که بزرگترین قیام مردم ایران شکل گرفت، قیامی که شعله‌های آن همچنان فروزان است و به سال ۹۷ کشیده شد، قیام مردم خرمشهر سر موضوع آب و قیام مردم اهواز سر موضوع اهانتی که به آنها شده بود، قیام مردم کازرون که چندین روز طول کشید، قیام بازار تهران را داشتیم و چندین روز طول کشید.

در فاز دیگری قیامهای مردمی دیگری شکل گرفت، اعتصابات سراسری و ۵ دوره اعتصاب کامیونداران را داشتیم، سه دوره اعتصاب سراسری معلمان را در صدها مدرسه کشور را داشتیم، باز اعتصاب بازاریان و بخصوص در بانه و کردستان را داشتیم، اعتصاب سراسری بازنشستگان و همچنین اعتراضات مستمر مالباختگان و غارت‌شدگان در سراسر کشور را داشتیم، و اعتصابات کارگران هفت تپه ۲۷ روز طول کشید و فولاد اهواز ۳۸ روز طول کشید و اعتراضاتی که ادامه پیدا می‌کند و قیامهای که شکل گرفته است و مهمتر از همه کانونهای شورشی که به فعالیت مستمر ادامه می‌دهند.

حسین میرداماد: من در سؤالات قبلی توضیح دادم ما یک قیام پیشتاز داریم که به وظیفه انقلابی و مردمی خودش وارد می‌شود و عمل می‌کند، و یک قیام اجتماعی، وقتی میگوییم پیشتاز، یعنی کسی که پرچم را دستش می‌گیرد و حرکت می‌کند و ادامه می‌دهد و مردم هم پشتش حرکت می‌کنند، تا آنجا که به پیشتاز برمیگردد متاسفانه تنها مجاهدین در صحنه بودند و مجاهدین می‌خواستند که بقیه نیروها هم شرکت کنند و در این قیام سرفرازانه برای آزادی مردم ایران دست بدست هم بدهیم تا جلو برویم، ولی متاسفانه دیکتاتوری ولی فقیه آزمونی بود برای همه کسانی که توان و پتانسیل‌ش را نداشتند و نتوانستند ادامه بدهند، هر کس چند روزی شعاری داد و رفت و از شدت سرکوب نمی‌توانستند بکشند، همین سرکوبی که در زندانها و در بیرون از زندان بود، همین که آدمها را اخراج می‌کردند، آواره می‌کردند.

آنکه از روز اول توانست با شعار مرگ بر ارتجاع در صحنه هم نیروهای خورش را نگه بدارد و هم به جامعه انگیزه بدهد تا الگو بگیرند که چگونه جوانان و نیروهای انقلابی پیشتاز در جلو حرکت کنند.

پارسال مسعود رجوی گفت، در قیام دی‌ماه، مسعود رجوی پرچمی را بلند کرد، البته از روزی که رژیم به اشرف حمله کرد و با قتل عام در واقع اشرف را تسخیر کردند، شعار هزار اشرف را داد، این هزار اشرف، سه، چهار سال بعد در قیام مردم مسعود گفت: «کانوهای شورشی»، هیچکس نمی‌دانست بعد از این چه اتفاقی میافتد، یکسری می‌گفتند به تظاهراتها ادامه بدهیم اما رژیم سرکوب می‌کرد، اما مسعود بر اثر نگاهی که سابقه طولانی چنگ در چنگ شدن با دیکتاتوری را تا الان داشته، گفت: «کانون‌های شورشی» و آن کس که ماند و در واقع الان مردم به او نگاه می‌کنند و رژیم نمی‌تواند با او کاری بکند وخط پیش می‌برد «کانون شورشی» هست، بله الان که نگاه می‌کنیم تنها در صحنه مسعود بود و نیروهای که از او تبعت می‌کنند، بجزء مجاهدین کسانی نبودند که بار مبارزه را بردارند، در تیرماه امسال خانم رجوی گفتند: «اگر کسی هست که می‌تواند بدون عبور از قتل‌عام، بدون عبور از دریای خون، بدون عبور از آن ۱۴ سال پایداری و بدون عبور از موشکبارانها و بدون عبور از ارتش آزادیبخش، بدون عبور از فروغ جاویدان و بدون اینکه برای مبارزه قیمتی که پرداخته شده را بدون قیمت رژیم را سرنگون بکند، اهلا و سهلا»، مسعود در سال ۸۸ در جمعبندی قیام سال ۸۸ استراتژی قیام آنجا اشاره کردند «من چیزی نمی‌خواهم الا یک چادر در خاوران»، اگر کسانی هستند که می‌تواند رژیم را بدون هزینه و قیمت سرنگون کنند اهلا و سهلا»، چه بهترکه بدون خونریزی رژیم سرنگون بشود، ولی به قول آن فیلسوف معروف وای بحال واقعیت، واقعیت این است که رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه، رژیم ونزوئلا نیست، که باصطلاح با تظاهرات لرزانده بشود، این رژیمی است که فقط و فقط باید از حلقومش بیرون کشید.

حسین میرداماد: از آنجایی که در ابتدا گفتم رژیم فی الواقع پتانسیل حل هیچ تضادی را در جامعه ایران ندارد در واقع تضادهای جامعه جوشان است، مردم در فقر دست و پا می‌زنند، از یکطرف زیر سرکوب و تحقیر و تبعیض و فقر می‌نالند، که شعار معلمان بود، بنابراین آن چیزی که می‌تواند پاسخگوی مردم باشد و تغییر مورد نیاز و خواسته مردم ایران برای آنها را برآورده کند تغییری که مردم برای آن له له میزند، یعنی آزادی و حاکمیت مردمی، و آن چیزی نیست جزء راه پیدا کردن به کانونهای شورشی و تشکیل کانونهای شورشی و تشکیل شوراهای مقاومت برای مبارزه با این رژیم و باید دست بدست هم بدهیم و کاری بکنیم که رژیم نمی‌تواند درآن نقطه وارد بشود و از آن نقطه ضرباتی به رژیم و دیکتاتوری وارد بشود، چنانکه در ۲۲ بهمن ۵۷ مردم دست بدست هم دادند و دیکتاتوری شاه سرنگون شد، بنابراین دیکتاتوری شیخ پوسیده‌تر از آن است که بخواهد در برابر اداره خلقی که برای آزادی وعدالت اجتماعی وجاکمیت مردم قیام بکند بایستد.

کلیپ کنفرانس

پاسخ بدهید

Your email address will not be published.