روز جهانی زن؛ آخرین وضعیت شماری از زنان زندانی سیاسی و امنیتی در زندان اوین

روز جهانی زن؛ آخرین وضعیت شماری از زنان زندانی سیاسی و امنیتی در زندان اوین
روز ۸ مارس به عنوان روز جهانی زن شناخته می‌شود. این مناسبت در حالی در دنیا گرامی داشته میشود که زنان بسیاری در سراسر ایران کماکان به خاطر فعالیت‌های مدنی یا سیاسی خود در زندان‌ها یا تحت اشکال مختلفی از فشار به سر می‌برند. گزارش پیش رو به آخرین وضعیت شماری از زنان زندانی سیاسی یا امنیتی در زندان اوین بعنوان شناخته شده ترین محل حبس منتقدان سیاسی در ایران می پردازد.

این فعالان زن به همراه جمعی از زنان و کودکانی که به دلیل فعالیت های همسران خود در اوین به سر می برند در شرایطی نامناسبی نگهداری می‌شوند.
در توصیف این مشکلات باید اشاره کرد که طی ماه‌های اخیر علی چهارمحالی، رئیس زندان اوین به شیوه‌های مختلف از جمله از طریق وزارت اطلاعات، سپاه و دادستانی در حال اعمال فشار بر زندانیان بند زنان زندان اوین است. در حالی که پس از سال‌ها تلاش مستمر زندانیان این بند، موفق به استیفای حق خود و کسب اجازه استفاده از تلفن شده اند که برای ارتباط با خانواده ها و بخصوص مادران و فرزندان بسیار اهمیت دارد مدیریت زندان با اعمال سلیقه کیفیت ارتباط زندانیان با دنیای بیرون را به حداقل رسانده.

این زندانیان در ابتدا از روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر امکان برقراری تماس تلفنی با فرزندان و اعضای خانواده خود را داشتند. اما این مدت زمان، سال گذشته از ساعت ۹ صبح به ۳ عصر در همان روزها و سپس از ساعت ۱۰ صبح به ۳ عصر محدود شد. در نهایت به صورت ناگهانی از سه ماه پیش امکان برقراری تماس تلفنی برای زندانیان این بند به سه روز در هفته (روزهای زوج) و برای هر زندانی تنها به ۱۰ دقیقه محدود شده است. به این شکل مادران محبوس در این زندان عملا از حق تماس تلفنی با فرزندان خود محروم شده‌اند. زیرا بیشتر فرزندان آنها دانش‌آموز بوده و در این ساعات امکان گفتگوی تلفنی با مادرانشان را ندارند.

از طرفی پیگیری خانواده‌های زندانیان محبوس در این بند و مراجعه به دادیار ناظر بر زندان -رستمی- نیز تاکنون بی‌نتیجه مانده و نهایتا به آنها گفته شده است که این محدودیت‌ها مستقیما از جانب علی چهارمحالی، رئیس زندان اعمال شده و دادستانی هیچ نقشی در آنها نداشته است.

در چنین شرایطی عملا نه‌تنها امکان ملاقات مادران محبوس در این زندان در روزهای پنج‌شنبه و جمعه با فرزندان‌شان از بین رفته است، بلکه تماس‌های تلفنی میان آنها نیز محدود به ساعات و روزهایی شده است که فرزندان آنها در مدرسه یا دانشگاه هستند.
یکی دیگر از مشکلات اساسی این بند امکان ملاقات بستگان سالخورده و بیمار این زندانیان با آنها است. چرا که سالن ملاقات زندان اوین چهار طبقه زیر زمین واقع شده است و به دلیل وجود پله‌های زیاد این افراد توان فیزیکی رفتن به آنجا و ملاقات با این زندانیان را ندارند. از سوی دیگر آسانسوری که جهت رفاه حال زندانیان و ملاقات‌ کنندگان با پول زندانیان مالی محبوس در بند ۴ این زندان ساخته شده بود، مدت‌ها است که کار نمی‌کند و همین امر باعث شده است که زندانیانی همچون فاطمه مثنی، آتنا دائمی و نرگس محمدی برای ماه‌ها از ملاقات مادران خود محروم بمانند.

از طرفی جیره غذایی و بهداشتی این زندانیان کاهش پیدا کرده است. مواد اولیه‌ای که به این زندانیان با عنوان جیره‌‌ی ماهانه داده می‌شود کفاف یک هفته را هم نمی‌دهد. این در حالی است که بسیاری از ملزومات ضروری از جیره غذایی حذف شده و این زندانیان مجبور هستند اجناس و اقلام مورد نیاز خود را از از فروشگاه زندان تهیه کنند. فروشگاهی که اجناس با کیفیت پایین را با قیمت چند برابر قیمت‌های درج‌شده روی اجناس به زندانیان می‌فروشد. آن هم در وضعیتی که قدرت خرید این زندانیان با توجه وضعیت بد اقتصادی کشور به شدت کاهش پیدا کرده است.

همچنین این زندانیان از اوایل دی ماه تا ۲۲ بهمن‌ماه که سردترین روزهای سال به حساب می‌آید، به صورت ممتد از آب گرم محروم بوده‌اند. سایر روزها نیز یا ساعت‌های طولانی آب سرد و گرم با هم یا آب گرم قطع بوده است. در این شرایط با توجه به سرمای هوا و اینکه بیشتر امور نظافتی داخلی زندان بر عهده زندانیان است، بیشتر آنها به آسیب های جسمی همچون درد استخوان دچار شده‌اند.

در چنین شرایطی که زندانیان با مشکلات عدیده محیطی روبرو هستند، پیگیری های زندانیان نشان داده است در طول یکسال گذشته اکثر نامه‌های زندانیان این بند به رئیس سازمان زندان‌های کشور پس از ضبط در دفتر علی چهارمحالی (رئیس زندان) از آنجا خارج نشده به مقصد مراجع ذیربط نرسیده است.

پس از بررسی اجمالی آخرین وضعیت محیطی زندانیان زن در زندان اوین،در ادامه به شرح آخرین وضعیت شماری از زنان این زندان پرداخته می‌شود.

۱- مریم اکبری منفرد
مریم اکبری منفرد، اکنون نهمین سال از حبس خود را بدون حتی یک روز مرخصی تحمل می‌کند. وی در تاریخ دهم دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی “محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران” عنوان شده اما خود آن را وارد ندانسته است.

خانم اکبری پس از حدود ۹ ماه تحمل حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹، بند متادون و بند زندان زندان اوین از مهرماه ۸۹ در زندان رجایی شهر تحمل حبس می‌کرد و در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامه‌های متعدد به احمد شهید، گزارشگر سابق ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت می‌کند.

روز سه‌شنبه ۱۰ مهرماه، مریم اکبری منفرد به همراه گلرخ ایرایی و آتنا دائمی با دستور شفاهی رئیس بند زنان این زندان به مدت سه هفته از ملاقات با خانواده محروم شدند. دلیل این امر درگیری لفظی و شعار دادن توسط این زندانیان در سالن ملاقات عنوان شده بود.

لازم به ذکر است که دو برادر مریم اکبری منفرد در سال‌های ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه‌های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.

خانم اکبری منفرد مادر دو فرزند است و تا این لحظه از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی طی دوران حبس خود محروم مانده است.

۲- زهرا زهتاب‌چی
زهرا زهتاب‌چی در تاریخ ۲۴ مهرماه ۹۲ به همراه همسر و دخترش بازداشت و بعد از تحمل ۱۴ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد. وی در تاریخ ۱۷ آذر ۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق به ۱۲ سال حبس محکوم شد که این حکم پس از یک سال در دادگاه تجدید نظر با اعمال ماده ۱۳۴ به ۱۰ سال حبس تعزیری کاهش یافت.

این زندانی سیاسی ۵۰ ساله، مادر دو فرزند به نام‌های نرگس ۲۲ ساله و مینا ۱۵ ساله است. وی پس از سه سال یک بار و به مدت ۳ روز در سال ۹۵ به مرخصی اعزام شد.

۴- فاطمه مثنی (مثنا)
فاطمه مثنی (مثنا) در تاریخ ۹ بهمن ماه سال ۹۱ توسط ماموران اداره اطلاعات به همراه همسرش حسن صادقی و فرزندش بازداشت شد. فرزند خانم مثنی پس از یک ماه و نیم آزاد شد.

فاطمه مثنی به مدت ۷۵ روز در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری و سپس به بند زنان این زندان منتقل شد.

وی در تاریخ ۲۳ دی ماه ۹۲ با تودیع وثیقه موقتا آزاد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی احمدزاده به همراه همسرش از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و اموال این خانواده ازجمله محل کسب آقای صادقی و منزل شخصی‌شان توسط نهادهای دولتی مصادره شد. وی در تاریخ هشتم مهرماه سال ۹۴ جهت اجرای حکم حبس مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

این زندانی مادر دو فرزند است که به همراه مادربزرگ بیمارشان زندگی می‌کنند. خانم مثنی از مرخصی محروم بوده و از بیماری‌های کولیت روده و میگرن شدید عصبی رنج می‌برد. از طرفی بیشتر از دو ماه است که به دلایلی نامعلوم از ملاقات با حسن صادقی، همسرش که در زندان رجایی شهر کرج محبوس است، محروم شده است. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است، حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس کنند.

خانم مثنی متولد ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ است؛ وی زمانی که تنها ۱۳ سال سن داشت، همراه با مادرش به مدت ۳ سال در زندان بود. اتهام آنها محاربه و بغی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. سه برادر فاطمه مثنی همراه با همسر یکی از برادرانش در سال‌های دهه شصت اعدام شده‌اند.

۵- آزیتا رفیع زاده
در اواخر خرداد سال ۱۳۹۰ و به دنبال برنامه هماهنگ دستگاه امنیتی برای تعطیلی موسسه علمی بهاییان در حمله به منازل مدیران و تعدادی از اساتید این موسسه، منزل خانم رفیع‌زاده نیز مورد تهاجم و تفتیش قرار گرفت و کلیه کتاب‌های اعتقادی و مکتوبات دیگر، وسایل الکترونیکی از جمله لپ‌تاپ و کامپیوتر شخصی‌اش ضبط شد.

پس از تشکیل دادگاه در خرداد ۹۳ آزیتا رفیع‌ زاده به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در موسسه علمی آزاد بهاییان” به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. همسر او پیمان کوشکباغی نیز با همین اتهام به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد. وی در آبان ماه سال ۹۴ پس از دریافت ابلاغیه اجرای حکم، خود را به دادسرای اوین معرفی کرد و از آن زمان تحمل حبس می‌کند. زمانی که همسر خانم رفیع زاده برای ملاقات در تاریخ نهم اسفندماه سال گذشته به زندان اوین رفته بود، بدون اطلاع قبلی دستگیر و برای اجرای حکم به بند ۸ زندان اوین منتقل شد.

وی ۳۸ ساله و مادر یک فرزند ۱۰ ساله به نام بشیر است که در غیاب پدر و مادرش برای نگهداری به خانواده دیگری سپرده شده است.

این زندانی در تاریخ ۱۶ آبان ماه در پی درگذشت پدرش جهت شرکت در مراسم خاکسپاری به یک مرخصی کوتاه‌مدت اعزام شده و مجددا به زندان بازگشت.

۹- نگین قدمیان
نگین قدمیان، شهروند بهایی در تاریخ ۳ خرداد سال ۹۰ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. در اسفندماه سال ۹۱ همراه ۸ تن از شهروندان بهایی به اتهاماتی از جمله همکاری در دانشگاه مجازی بهاییان به صورت غیابی و بدون احضار به دادگاه توسط قاضی مقیسه تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی در تاریخ ۲۵ آذرماه سال ۹۶ و هنگام سفر در فرودگاه دستگیر و دو روز بعد جهت گذراندن دوران محکومیت ۵ ساله خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

در آبان‌ماه سال جاری با وجود عفونت در لثه و درد شدید در ناحیه فک و دندان و همچنین علیرغم صدور مجوز اعزام این زندانی از سوی دادیار زندان به مراکز درمانی تخصصی، رئیس بهداری با اعزام وی مخالفت کرده بود.

نگین متولد ۱۱ مرداد ماه سال ۱۳۶۲ است.

۱۰- ریحانه حاج ابراهیم دباغ
ریحانه حاج ابراهیم دباغ از دی ماه ۸۸ در زندان است. وی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به ۱۵ حبس و تبعید محکوم شد. در تیرماه ۹۵ درخواست اعاده دادرسی وی در شعبه ۴۱ دیوان پذیرفته و در تاریخ ۲۰ شهریور ۹۵ به شعبه ۲۱ ارجاع شده است. خانم دباغ که از بیماری کولیت روده رنج می برد، سابقه تبعید به زندان‌های ندامتگاه زنان قرچک و رجایی شهر کرج را نیز دارد.

همسر وی احمد دانشپور و پدر همسرش محسن دانشپور در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری شده و طبق پرینت تعیین وضعیت زندان همچنان در بازداشت موقت هستند. بنا به گفته مقامات قضایی پرونده احمد مفقود شده، اما بر اساس بدل دادنامه که در اختیار دادستانی است، حکم محسن، اعدام به علاوه ۲ سال حبس و احمد به اعدام محکوم شده است.

ریحانه حاج ابراهیم دباغ پس از تحمل ۷ سال و چهار ماه حبس در دی‌ماه ۹۵ به مرخصی اعزام شد و با قید سند آزاد بود. وی در تا تاریخ ۲۴ مرداد ۹۷ برای تحمل باقی مانده حبس خود به بند زنان زندان اوین بازگشت.

وی متولد ۱۰ خرداد ۱۳۶۱ است.

۱۱- مریم غفارمنش
در تاریخ ۲۵ شهریور ۹۷ ماموران وزارت اطلاعات به منزلی در شهرک اندیشه کرج که گروهی از بهاییان برای آموزش‌های محیط زیستی به مربی‌گری خانم مریم غفارمنش گرد هم آمده بودند رفته و تمامی موبایل‌های افراد حاضر را گرفتند و پس از گرفتن اطلاعات فردی طی فرم‌های جداگانه از افراد حاضر، منزل میزبان را بازرسی و هارد کامپیوتر و کلیه آثار بهایی از جمله کتاب‌ها و اسناد منزل وی را ضبط کردند.

نیروهای امنیتی مریم غفارمنش را به همراه دو تن دیگر به نام‌های جمیله پاکرو و کیانوش سلمانزاده بازداشت و سپس با ضبط موبایل و کامپیوتر شخصی و هارد و اسنادش، وی را به زندان اوین منتقل کردند.

این شهروند بهایی اهل کرج در حال حاضر با گذشت نزدیک به ۶ ماه کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان به سر می‌برد.

۱۲- گلرخ ابراهیمی ایرایی
گلرخ ابراهیمی ایرایی در تاریخ ۱۵ شهریور سال ۹۳ به همراه همسرش آرش صادقی بازداشت و دو روز در خانه امن سپاه نگهداری و سپس بعد از تحمل ۲۰ روز سلول انفرادی در بند ۲-الف سپاه با تودیع وثیقه ۸۰ میلیون تومانی آزاد شد. قاضی صلواتی وی را درحالی که در بیمارستان تحت عمل جراحی بود، به طور غیابی به ۶ سال حبس محکوم کرد. ماموران سپاه ثارالله در تاریخ سوم آبان ماه سال ۹۵ بدون احضاریه کتبی جهت اجرای حکم حبس بازداشت کردند.

آرش صادقی، همسر وی نیز پیش از او در مراجعه به اجرای احکام، بدون دریافت احضاریه کتبی برای تحمل ۱۹ سال حبس بازداشت شده بود و در حال حاضر در زندان رجایی شهر کرج است و اخیرا به دلیل بیماری سرطان تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

حکم ۶ سال حبس خانم ایرایی با اعمال ماده ۱۳۴ به ۵ سال کاهش یافت و بعد از مدتی شامل عفو شد و به ۲ سال و نیم تقلیل پیدا کرد. وی در بهمن ماه ۹۶ بدون دلیل به زندان قرچک ورامین تبعید شد و پس از یک دوره اعتصاب غذا به زندان اوین بازگردانده شد. وی در تاریخ ۱۰ مهرماه سال جاری به مدت سه هفته با دستور شفاهی رئیس بند زنان این زندان به مدت سه هفته از ملاقات با خانواده محروم و در تاریخ ۱۱ آذرماه توسط مسئولین زندان به شعبه ۵ دادسرای اوین احضار شد.

وی و همسرش طی سال جاری تنها دوبار اجازه ملاقات با یکدیگر را داشته‌اند. آغاز این محرومیت همزمان بوده است با انتقال تنبیهی آرش صادقی، از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات منظم در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است، حتی اگر آنها در زندان های جداگانه تحمل حبس کنند

۱۳- آتنا دائمی
آتنا دائمی، در تاریخ ۲۹ مهرماه ۹۳ بازداشت شد و بعد از نگهداری به مدت ۸۶ روز در سلول انفرادی بند ۲-الف مورخ ۲۴ دی ماه به بند زنان منتقل شد. در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط قاضی مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب از بابت اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به ۱۴ سال حبس محکوم شد.

۲۶ بهمن ۹۴ تودیع وثیقه ۵۵۰ میلیون تومانی آزاد شد و دادگاه تجدید نظر وی در مردادماه ۹۵ برگزار شد. در این دادگاه حکم وی به ۷ سال تقلیل یافت و در تاریخ هفتم مهرماه همان سال به وی ابلاغ شد. مورخ ششم آذرماه بدون دریافت احضاریه در منزل پدری بازداشت و در اجرای احکام دادسرای اوین با اعمال ماده ۱۳۴ حکم نهایی به ۵ سال حبس کاهش پیدا کرد. بلافاصله پرونده دیگری برای وی و دو خواهر و همسر یکی از خواهرهایش باز شد و پس از اعتصاب غذای ۵۴ روزه آتنا دائمی هر چهار نفر از این اتهام تبرئه شدند. علاوه بر این تاکنون ۲ پرونده دیگر نیز برای وی باز شده که از هر دوی آنها تبرئه شده است.

آتنا دائمی در بهمن ماه ۹۶ همراه با ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین تبعید و در ۱۹ اردیبهشت ۹۷ در پی یک دوره اعتصاب غذا مجددا به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی از حق مرخصی محروم بوده و تاکنون درخواست آزادی مشروط نداده است. در تاریخ ۱۰ مهرماه سال جاری به مدت سه هفته با دستور شفاهی رئیس بند زنان این زندان از ملاقات محروم شد.

وی عصر روز سه‌شنبه ۲۲ آبان‌ماه توسط مسئولین زندان و بصورت شفاهی در تاریخ ۲۳ آبان‌ماه و ۱۱ آذرماه به شعبه ۵ دادسرای اوین احضار شد و به دلیل عدم ابلاغ رسمی که باید حداقل ۵ روز پیش از موعد دادگاه و به صورت رسمی صورت می گرفت از حضور در این دادسرا خودداری کرد.

۱۵- ستوده فاضلی
ستوده فاضلی، معلم بازنشسته در اسفندماه سال ۸۹ بازداشت و در اردیبهشت ۹۰ با قرار کفالت آزاد شد. خانم فاضلی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به اتهام محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق به ۳ سال حبس محکوم و مورخ نهم تیرماه ۹۵ جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

این زندانی ۶۶ ساله از بیماری‌های مختلف ناشی از کهولت سن از جمله فشار چشم و ضعف عضلانی رنج می‌برد. ستوده فاضلی در تیرماه سال ۹۵ به مرخصی اعزام و در اردیبهشت ماه سال جاری مجددا به زندان بازگردانده شد. با وجود کهولت سن این زندانی کماکان با آزادی مشروط وی مخالفت می‌شود.

لازم به ذکر است، برادر خانم فاضلی به نام سید شمس‌الدین فاضلی در سال ۶۱ در سن ۲۰ سالگی بازداشت و بدون صدور حکم درحالی‌که ۳ سال در شرایط بلاتکلیف در زندان بود، نهایتاً در سال ۶۴ بدون اطلاع خانواده، از طریق تیرباران اعدام شد.

خانم فاضلی به مدت ۳۰ سال در مقام معلم و مدیر در آموزش و پرورش خدمت نموده و معلمی بازنشسته است.

۱۸- انسیه عبدالحسینی
انسیه عبدالحسینی در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت و ابتدا به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد، او پس از تحمل یک ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی این بند به زندان قرچک منتقل شد. خانم عبدالحسینی بعد از یک ماه نگهداری در قرچک نهایتا با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

خانم عبدالحسینی، روز ۲۱ بهمن ماه در حالی توسط مامورین امنیتی در فرودگاه، هنگام خروج از کشور بازداشت شد که از محکومیت خود اطلاعی نداشت. او بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد و آنجا بود که تازه متوجه شد به صورت غیابی از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهامات “توهین به رهبری” و تبلیغ علیه نظام” به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

این زندانی سیاسی ۴۵ ساله هم اکنون در حال تحمل حکم محکومیت خود در بند زنان زندان اوین است.

۲۰- معصومه عسکری
معصومه عسکری در تاریخ ۱۱ مردادماه در اعتراضات خیابانی در تهران بازداشت و به زندان قرچک منتقل و پس از چند روز بازداشت آزاد شد. وی در آذرماه یک بار دیگر بازداشت و این بار به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از تحمل مدت یک ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی و بازجویی در این بند از مدتی پیش به بند زنان این زندان انتقال یافته است.

خانم عسکری در تاریخ ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۷ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده و در حال حاضر مدت محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کند.

معصومه عسکری معلم بازنشسته و تنها سرپرست پسر ۱۴ ساله‌اش است.

تولد در زندان؛ وضعیت اسفناک زنان و کودکان متهمان امنیتی در زندان اوین
از آبان ماه سال گذشته در سالنی مجزا از بند زنان زندانی سیاسی، تعدادی از زنان و کودکان خردسال که گفته می‌شود همسران و کودکان مردان متهم به همکاری با داعش هستند، در شرایطی غیر انسانی و اسفبار محبوس شده‌اند. دو تن از کودکانی که در این بند نگهداری می‌شوند طی زمان بازداشت مادران‌شان در زندان به دنیا آمده‌اند و از پیش از تولد تاکنون در زندان به سر می‌برند. دادستان تهران در آبان‌ماه سال گذشته از بازداشت تعدادی از اعضای خانواده‌های این گروه خبر داده بود.

این گروه متشکل از ۱۶ زن و ۸ کودک خردسال است. مسن‌ترین این زنان ۴۲ ساله و جوان‌ترین‌شان ۱۹ ساله است؛ تمامی آنها پیش‌تر در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “معاونت در افساد فی‌الارض” به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

ملاقات این گروه به دلیل اینکه آشنایان‌شان در استان های غرب کشور هستند، بسیار دشوار است و تعدادی از آنان نیز به دلیل کشته شدن فرزندان و همسران‌شان ملاقات کننده‌ای ندارند و برخی از روزها بین ساعت ۳ الی ۴ و نیم عصر و فقط در حضور ماموران می‌توانند با خانواده خود تماس بگیرند. علیرغم درخواست مکرر این زندانیان جهت انتقال به زندان‌های غرب کشور با این موضوع تاکنون مخالفت شده است.
این زندانیان کرد که از ترس جان خود مشخصات خود را پنهان می‌کنند مدام تهدید می‌شوند که در صورت ارتباط با زندانیان بند زنان و اعتراض به شرایطی که در آن هستند کودکان‌شان تحویل اداره بهزیستی خواهند شد.

کودکان این زندانیان که ۱۰ ماهه تا ۳ سه ساله هستند و دو تن از آنان پس از بازداشت مادران‌شان در زندان به دنیا آمده‌اند به دلیل شرایط نامناسب محل نگهداریشان که اتاقی با پنجره‌های قفل شده و بدون جریان مطلوب هوا و نور آفتاب است، دچار بیماری، کمبود ویتامین‌ها و افسردگی هستند. از این رو تعدادی از این زندانیان درخواست کرده‌اند که کودکان خود را به اقوام خود در بیرون از زندان تحویل دهند با این حال دادستانی با این درخواست نیز مخالفت می‌کند.

ساعات هواخوری این زندانیان به علت اینکه محل هواخوری با بند زنان مشترک است، روزانه فقط به مدت ۲ ساعت در حضور ماموران و در ساعات اولیه صبح بوده و چون کودکانشان در آن ساعت خواب هستند نمی‌توانند از آن استفاده کنند؛ به همین دلیل کودکان این زندانیان به دلیل شرایط نامناسب محل نگهداری‌شان، دچار کمبود ویتامین‌ها و افسردگی هستند.

امکان آشپزی، ظرف و حتی یک وسیله برای گرم کردن غذا ندارند. غذای آنها از آشپزخانه وزارت اطلاعات در ظروف و با قاشق پلاستیکی تامین می‌شود که این نیز برای کودکان خردسال می‌تواند خطرناک باشد. پیشتر غذای کودکان به صورت مجزا تهیه می‌شد با این حال طی ماه‌های اخیر این موضوع نیز لغو شده و مادران بالاجبار از غذای خود که غالبا از سویا و کنجاله سویا تهیه شده است به کودکانشان می‌دهند.

 

نظر بدهید

Your email address will not be published.